خلاصه داستان: فیلم داستان سام دادزوورث (والتر هیوستون)، مدیر موفق یک کارخانه اتومبیلسازی در اوهایو را روایت میکند که پس از بازنشستگی، همسر جوانش کلارا (ریچل کیدی) و دوستشان میتیلده (玛丽恩) به اروپا سفر میکنند. این سفر که با امیدهای تازه برای آغاز فصل جدیدی از زندگی آغاز شده، به سرعت به میدان تنشها و تضادهای عمیق میان این زوج تبدیل میشود. کلارا که از یکنواختی زندگی در شهر کوچک خسته شده، مجذوب جذابیتهای سطحی و هیجانهای زودگذر دنیای جدید میشود، در حالی که دادزوورث که مردی سنتی و درونگراست، در جستجوی آرامش و معنا در سفر است. اختلافات آنها زمانی به اوج میرسد که کلارا به طور فزایندهای از همسرش فاصله میگیرد و در نهایت، این سفر به جدایی آنها منجر میشود. در این میان، دادزوورث با زنی اشرافی به نام فرانچسکا (میمی راجرز) آشنا میشود که درک عمیقتری از شخصیت و نیازهای او دارد و این آشنایی، امیدی تازه برای او به ارمغان میآورد.