خلاصه داستان: پسری به نام جیکوب که در کودکی مادرش را بر اثر تصادف از دست داده، توسط پدرش دانشمند علوم کامپیوتر بزرگ شده است. سالها بعد، جیکوب به عنوان یک نویسنده با مشکلات روحی ناشی از گذشته دست و پنجه نرم میکند و در این میان با دختر جوانی به نام کیتی آشنا میشود که او نیز با مشکلات خانوادگی دست و پنجه نرم میکند. رابطه این دو کمکم به یک دوستی عمیق و عاشقانه تبدیل میشود که هر دو را به سوی التیام زخمهای گذشته و یافتن امید به آینده سوق میدهد.