خلاصه داستان: فیلیکا داستان دختری نوجوان به نام کتی است که به همراه خانوادهاش در یک مزرعه اسب در وایومینگ زندگی میکند. کتی عمیقاً علاقهمند است تا اسب وحشی و سرکشی به نام فیلیکا را رام کند، اما پدرش با این تصمیم مخالف است و معتقد است که این اسب برای او خطرناک است. کتی برای اثبات تواناییها و استقلال خود، تلاش میکند تا اسب را به دست آورد و به پدرش نشان دهد که میتواند مسئولیتپذیر باشد.