خلاصه داستان: فیلم درباره پسری به نام ویکتور فرانکنشتاین است که با استفاده از علم، سگ عزیزش اسپارکی را که تصادف کرده، زنده میکند. اما این معجزه علمی باعث ایجاد هرج و مرج در شهر کوچکش میشود و ویکتور مجبور است با عواقب غیرمنتظره این کار دست و پنجه نرم کنند.