خلاصه داستان: سریال "سرنوشت" داستان شیا رانران رو روایت میکنه، یه دختر ثروتمند و باهوش از شرکت شیا که توی دوران دبیرستان عاشق لین شیانگآن بوده، ولی شیانگآن فقط چشمش دنبال سو مو، دوست رانران، بوده که یه "نیلوفر سفید" به نظر میاومد. پنج سال بعد، رانران که حالا توی انگلیس زندگی پرهرجومرجی داشته و نامزد شائو مینگژه، وارث یه شرکت بزرگه، به چین برمیگرده. اونجا میفهمه سو مو، که هنوز مینگژه رو دوست داره، حالا نامزد شیانگآنه. وقتی این چهار نفر دوباره باهم روبهرو میشن، زندگیشون پر از پیچشهای عاطفی میشه. چن لو، دستیار پدر رانران، هم وارد ماجرا میشه و میگه عاشق رانرانه. داستان با خیانت، انتقام و عشقهای قدیمی پیش میره و رانران باید بفهمه قلبش واقعاً کجاست. این سریال که از رمان "فقط برای دیدنت" نوشته شیان چنگ اقتباس شده، پر از درام عاشقانه، سوءتفاهمه و یه پایان غافلگیرکنندهست که بعضیها میگن بهخاطر لایههای روانشناختی و اشاره به افسردگی و PTSD رانران، خیلی عمیقه، ولی بعضیها هم از ریتم کند و داستان صابونی انتقاد کردن.