خلاصه داستان: در سال 2017، مردی نابینا به نام روهان به همراه همسرش سوپریا در آرامش زندگی میکند. اما این آرامش زمانی فرو میریزد که دوست قدیمی روهان، ویکی، به همراه همدستش آمیت، به سوپریا تجاوز میکنند. پس از این حادثه دلخراش، سوپریا که شدیداً آسیب روانی دیده، خودکشی میکند. روهان که اکنون از دیدن محروم است، تصمیم میگیرد انتقام خون همسرش را با استفاده از حسهای تیز و هوش سرشارش بگیرد و با قاتلان همسرش وارد یک بازی خطرناک و پیچیده میشود.