خلاصه داستان: فیلم عشق تضمینی (۲۰۲۰) به کارگردانی مارک استیون جانسون با بازی ریچل لی کوک در نقش سوزان فیلدز، وکیل جاهطلب و دیمون واینز جونیور در نقش نیک هیلت، بنیانگذار سایت دوستیابی، داستان زنی را روایت میکند که برای نجات شغلش علیه وبسایتی به نام Love Guaranteed که وعده عشق تضمینی میدهد شکایت میکند، اما با ملاقات با بنیانگذار کاریزماتیک سایت، بین تعهد حرفهای و جرقه عشق واقعی گرفتار میشود و ماجراجویی رمانتیک و کمدی پرپیچوخمی را تجربه میکند.
خلاصه داستان: فیلم «عشق، چنین الهی» یک کمدی رمانتیک کرهای است که داستان کیو شیک (کوان سانگ-وو)، دانشجوی الهیات را دنبال میکند که آرزوی کشیش شدن دارد. او پس از یک اشتباه در کلیسا، که باعث شکستن یک شیء مقدس میشود، به همراه دوست طنازش، سون-دال، به یک کلیسای کوچک روستایی فرستاده میشود تا خود را اصلاح کنند. در آنجا، کیو شیک با بونگ-هی (ها جی-وون)، برادرزاده کشیش کلیسا که تازه از آمریکا برگشته، آشنا میشود. بونگ-هی برای دیدار با نامزدش آمده، اما وقتی رابطهاش به هم میخورد، در کلیسا گیر میافتد. در ابتدا، کیو شیک و بونگ-هی مدام با هم درگیر میشوند، اما به تدریج دشمنی به عشق تبدیل میشود و کیو شیک باید بین تعهد مذهبیاش و عشق زمینی انتخاب کند. این فیلم با شیمی جذاب دو بازیگر اصلی، پر از لحظات طنز و عاشقانه است.
خلاصه داستان: «عشق، دروغها» یه فیلم درام تاریخی کرهایه که در دهه ۱۹۴۰، در زمان اشغال ژاپن، جریان داره. داستان دو دوست صمیمی، سو یول (هان هیو-جو)، گیسانگ (هنرمند زن سرگرمکننده) با صدایی استثنایی، و یو یون (چون وو-هی)، خوانندهای بااستعداد اما حسود، رو دنبال میکنه. وقتی کیم یون-وو (یو یون-جونگ)، تهیهکننده موسیقی پاپ، وارد زندگیشون میشه، هر دو عاشقش میشن. یون-وو که شیفته صدای سو یوله، بهش قول میده به یه ستاره موسیقی پاپ تبدیلش کنه، اما حسادت یو یون و فشارهای جامعه تحت اشغال، رابطهشون رو به خطر میندازه. فیلم پر از موسیقی، درام عاشقانه و خیانته که قصهای غمانگیز درباره عشق، دوستی و فداکاری رو تعریف میکنه. فیلم با تصاویر زیبا، موسیقی دورهای جذاب و بازی قوی هان هیو-جو تحسین شده، هرچند برخی معتقدند داستان عاشقانه میتونست عمیقتر باشه.
خلاصه داستان: «عشق، دوباره» داستان هیون-وو (کوان سانگ-وو) و سون-یونگ (لی جونگ-هیون)، زوجی مطلقه رو دنبال میکنه که پس از جدایی رسمی، هیون-وو از زندگی مجردی لذت میبره. اما سون-یونگ ناگهان با دوستپسر جدیدش، سانگ-چول (لی جونگ-هیوک)، که از گذشته مشترک اونا بیخبره، دوباره وارد زندگی هیون-وو میشه. این برخورد غیرمنتظره به موقعیتهای خندهدار، سوءتفاهمها و درگیریهای احساسی منجر میشه. فیلم پر از طنزه و با پیچش داستانی غافلگیرکنندهای در پایان، دیدگاه مخاطب رو نسبت به سون-یونگ تغییر میده. هرچند شیمی بین زوج دوم (سانگ-چول و سون-یونگ) چندان قوی نیست و برخی معتقدند فیلم فاقد شدت احساسیه، اما بازیهای خوب بازیگران و طنز سرگرمکنندهاش، بهویژه پارودیهایی مثل «روزی روزگاری در دبیرستان»، اونو جذاب کرده.
خلاصه داستان: یون گی هون در شهری که خواهر دوقولویش، بیست سال پیش در آن ناپدید شده، رستورانی می زند و به عنوان سرآشپز مشغول به کار می شود. یک روز به طور تصادفی و خود به خود شروع به خندیدن و گریه کردن میکند. او بعدا متوجه میشود اینها احساسات دختری به اسم نوه دا هیون هستند!