خلاصه داستان: داستان فیلم درباره زنی به نام زایا است که در یک حلقه زمانی پنجشنبهای گرفتار شده و هر روز صبح با دانستن اینکه قرار است بمیرد بیدار میشود. او که از این چرخه بیپایان خسته شده، با دانشمندی به نام پالoma آشنا میشود که به او کمک میکند تا معماهای زندگی و مرگ را حل کند. در طول این مسیر، زایا با چالشهای شخصی و احساسی روبرو میشود و در نهایت درمییابد که برای شکستن حلقه، باید با ترسهایش روبرو شود و انتخابهای جدیدی انجام دهد.