خلاصه داستان: لوکاس یک سرمایهگذار ثروتمند است که صبحی عادی با ماشینش به همراه دو فرزندش به جایی میراند که ناگهان با یک تماس تلفنی از یک فرد ناشناس مواجه میشود که ادعا میکند در صندلی زیر او بمبی کار گذاشته است. این فرد ناشناس لوکاس را مجبور میکند تا دستوراتش را مو به مو اجرا کند و در غیر این صورت او و فرزندانش را منفجر خواهد کرد. لوکاس که ابتدا تصور میکند این یک شوخی است، به زودی درمییابد که این تهدید کاملاً واقعی است. او برای نجات جان خود و فرزندانش باید در یک بازی مرموز و خطرناک شرکت کند که در آن گذشته تاریک و رازهای مالی او به تدریج آشکار میشوند. لوکاس در حالی که تحت نظارت کامل فرد ناشناس است، باید در خیابانهای شلوغ شهر رانندگی کند و مأموریتهای مختلفی را انجام دهد، در حالی که هر لحظه ممکن است بمب منفجر شود. این مأموریتها او را به مواجهه با افرادی از گذشتهاش میکشاند و پرده از رازهایی برمیدارد که میتواند به قیمت جانش تمام شود. او باید هرچه سریعتر هویت این فرد ناشناس را کشف کرده و راهی برای نجات خانوادهاش پیدا کند.