خلاصه داستان: خلاصه داستان: سانتا سانگر (Santa Sangre) یک شاهکار سورئال و روانشناختی از کارگردان افسانهای آلخاندرو خودوروفسکی است که در سال ۱۹۸۹ ساخته شد. این فیلم داستان زندگی فِنیکس (با بازی اکسل خودوروفسکی)، پسری جوان با گذشتهای عمیقاً آسیبزا را روایت میکند. در کودکی، او شاهد قتل وحشیانه پدرش، یک بندباز سیرک، توسط مادرش اورخیدا (با بازی بلانکا گوئرا) است، که در پی خیانت همسرش دستان او را قطع میکند. این واقعه منجر به بستری شدن فِنیکس در یک آسایشگاه روانی میشود. سالها بعد، او از آنجا فرار میکند و به مادرش میپیوندد که حالا یک نقاش خالکوبی است. اورخیدا، که اکنون معلول است، پسرش را وادار میکند تا به عنوان دستان او عمل کند و او را در اجرای یک نمایش عجیب و غریب همراهی کند. این رابطه سمبیوتیک و بیمارگونه به تدریج فِنیکس را در ورطه جنون و خشونت بیشتر فرو میبرد و مرز بین واقعیت و توهم را در هم میآمیزد. این فیلم با تصاویر رویایی، نمادگرایی عمیق و موسیقی فراموشنشدنیاش، یک سفر هیجانانگیز به اعماق ذهن انسان و زخمهای التیامناپذیر است.