خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۹، در طی دوران ناآرامیهای پس از انقلاب ایران، یک معلم در یک روستای دورافتاده به دانشآموزانش میگوید که باید یکی از آنها را به پلیس تحویل دهد که درساش را در خانه نخوانده است. دانشآموزان در مقابل این تصمیم سرپیچی میکنند و معلم مجبور میشود به تهران مراجعه کند تا از یک قاضی راهنمایی بگیرد. این سفر به یک بحث فلسفی و اخلاقی درباره وظیفه، اطاعت و مقاومت در برابر قدرت تبدیل میشود.