خلاصه داستان: جوزف ماکگرت، یک دریانورد ثروتمند از خاور، برای ازدواج با پریس، دختر یک ملکالطفی بزرگ، به غرب دوردست سفر میکند. در این سرزمین خشن و بیقانون، او با خشونت و خشونتطلبی مردم محلی مواجه میشود و باید خود را با فرهنگ و شرایط جدید وفق دهد. در حالی که درگیریهای خونین بر سر مرزها و آب بین خانوادههای همسایه ادامه دارد، جوزف با شجاعت و اصالت خود، تلاش میکند تا صلح برقرار کند و عشقش را در این سرزمین ناهمگون حفظ کند.