خلاصه داستان: ربک، زن جوانی که به تازگی ازدواج کرده، در یک صبح دلگیر با موتورسیکلت هارلی-دیویدسون خود از خانه خارج میشود تا به دیدار معشوقهاش، دنیل، برود. او در طول سفر، خاطرات گذشته را مرور میکند: ازدواج بیمهرش با ریموند، معلم مدرسه، و رابطه پرشور و مخفیانهاش با دنیل. موتورسیکلت هدیهای از دنیل است، نمادی از آزادی و رهایی. اما این سفر که با امید و هیجان آغاز شده، به تدریج به کابوسی تبدیل میشود. رؤیاها و خیالات ربکا با واقعیت تلخ زندگیاش در هم میآمیزند و او را در گرداب احساسات متضاد غرق میکنند. این فیلم سورئال و روانکاوانه محصول سال ۱۹۶۸، به کارگردانی جک کاردیف و با بازی ماریان فیثفول و آلن دلون، داستانی است درباره هوس، خیانت و جستوجوی هویت در دنیایی پر از محدودیت. سفر ربکا بر روی موتورسیکلت، سفری است به درون ذهن او و به سوی سرنوشتی که خود رقم زده است.