خلاصه داستان: این فیلم کوتاه طنز محصول سال ۱۹۶۲ به کارگردانی پل بارتل، داستان مرد جوانی به نام لوک را روایت میکند که در پارکی تنها نشسته و از تنهایی رنج میبرد. او که مشتاق یافتن معشوق است، با مشاهده زوجهای خوشبخت اطراف خود، دچار احساس انزوا و ناامیدی میشود. لوک تلاش میکند با زنانی که از کنارش میگذرند ارتباط برقرار کند، اما هر بار با شکست مواجه میشود و طرد میگردد. فیلم با نگاهی طنزآمیز و بصری، ماجرای جستجوی او برای یافتن یک همراه را به تصویر میکشد و مشکلات و موانعی را که در این راه با آنها روبرو میشود، با بیانی کمیک و نمادین نمایش میدهد. پل بارتل در این اثر، با استفاده از المانهای بصری و سکوت، داستانی جهانی و ملموس درباره میل به عشق و پذیرفته شدن را خلق کرده است.
خلاصه داستان: یک مرد جوان خجالتی و بیدستوپا به نام پیر که در یک شرکت بیمه کار میکند، زندگی یکنواخت و کسلکنندهای دارد. او که از تنها بودن خسته شده، تصمیم میگیرد با کمک دوستش آنتوان، به دنبال همسر بگردد. اما تلاشهای او برای پیدا کردن یک دختر مناسب، با شکستهای مضحک و موقعیتهای خندهدار زیادی روبرو میشود. این فیلم کوتاه سیاهوسفید محصول سال ۱۹۶۲، به کارگردانی پل بارتل و با بازی آلبر رمی، ژان-مارک تیبو و ژوزفینا گواسمن، داستانی طنزآمیز و ظریف از تلاش یک مرد برای یافتن عشق و پذیرفته شدن در جامعه را روایت میکند.