خلاصه داستان: در داستان "سنگتراش اشک"، ریک و نایلی دو کودکی هستند که در یک کودکخانه بزرگ شدهاند و با هم رابطهای عمیق برقرار میکنند. با این حال، زمانی که آنها توسط خانوادههای متفاوتی به فرزندی در میآیند، این رابطه آزمایش میشود. نایلی به خانوادهای ثروتمند و دختری به نام ریگان میرود، در حالی که ریک به خانوادهای فقیر و پسری به نام مارکو میرود. سالها بعد، نایلی و ریک دوباره ملاقات میکنند و احساسات قدیمی خود را به یاد میآورند. با این حال، آنها باید با مشکلات زندگی جدید خود و تبعیضهای اجتماعی مقابله کنند تا بتوانند با هم باشند.