خلاصه داستان: جیم، مردی جوان و ساکت، به پاکستان میرود تا ماموریت خاصی را انجام دهد: آزاد کردن عروس به نام سمیرا از یک روستا در جنوب پاکستان. او با یک ماشین کرایه شده و یک دست مسلح به دنبال سمیرا میگردد تا او را از یکدست ازدواج ناگزیر نجات دهد. اما هر چه او پیش میرود، متوجه میشود که ماموریت او پیچیدهتر از آن است که تصور میکرده و او باید با تصمیمات سختتری روبرو شود.