خلاصه داستان: لوئیس بونوئل در سال ۱۹۶۱ شاهکار جنجالی خود «ویریدیانا» را خلقید که در جشنواره کن برنده نخل طلا شد اما به دلیل مضامین ضدکاتولیک و طنز سیاه تند، در اسپانیا و واتیکان توقیف و محکوم شد. داستان حول محور ویریدیانا، راهبه جوانی است که پیش از گرفتن آخرین عهدهایش، برای ملاقات با عموی ثروتمندش دون خایمه میرود. عمو که مجذوب شباهت او به همسر مرحومش شده، با حیله او را مست کرده و وانمود میکند که به او تجاوز کرده تا ازدواجشان را تضمین کند. پس از خودکشی عمو، ویریدیانا و پسرعمویش خورخه میراث او را به ارث میبرند و تصمیم میگیرند از فقرا و بیخانمانها نگهداری کنند. اما این اقدام خیرخواهانه به تدریج به هرج و مرج و فساد میانجامد و بونوئل با نگاهی تلخ و طنزآلود، ریاکاری مذهبی و ناکارآمدی انساندوستی را به تصویر میکشد و در نهایت ویریدیانا را در موقعیتی قرار میدهد که باید میان ارزشهای مذهبی و واقعیتهای دنیوی یکی را انتخاب کند.