خلاصه داستان: در سال 1924، یک نامزد ریاستجمهوری در انتخابات آمریکا با سرمایهگذاری در یک شرکت نفتی در تگزاس ثروت هنگفتی را به دست میآورد. اما این ثروت به سرعت به یک تله تبدیل میشود و او درگیر دامنهای از فساد، خیانت و خونریزی میشود که زندگیاش را به هم میریزد.
خلاصه داستان: فیلم «او که سیلی میخورد» (He Who Gets Slapped) یک درام روانشناختی تاریک به کارگردانی ویکتور سجوین در سال ۱۹۲۴ است. داستان در سیرکی در پاریس میگذرد و مردی را روایت میکند که پس از تحمل شکست و تحقیر شدید، هویت خود را پنهان کرده و با نام «او» به یک دلقک تراژیک تبدیل میشود. او که بهطور مداوم سیلی میخورد تا دیگران را بخنداند، درگیر عشقی پیچیده به زنی جوان میشود که توسط یک اسبسوار ثروتمند مورد آزار قرار میگیرد. این فیلم که اقتباسی از رمان «او» اثر آندره نوریه است، با بازی درخشان لان چینی، تضاد عمیقی بین ظاهر شاد و درون غمگین شخصیت اصلی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم کوتاه «انتراکت» (Entr'acte) اثری آوانگارد و سوررئال از کارگردان فرانسوی، رنه کلر، است که در سال ۱۹۲۴ ساخته شد. این فیلم ۲۲ دقیقهای که با موسیقی اریک ساتی همراه است، به عنوان میانپردهای برای باله «رهایی» (Relâche) طراحی شده بود. داستان خطی مشخصی ندارد و بیشتر دنبالهای از تصاویر رویایی، خندهدار و گاه نامتعارف است: تعقیب و گریز یک توپ بزرگ در خیابانهای پاریس، تابوتی که در یک کالسکه به دنبال مردی میدود که از مرگ خود فرار میکند، و بازی با تصاویر و مفاهیم. با حضور چهرههای شناخته شدهای چون مارسل دوشان، مان ری و فرانسیس پیکابیا، این اثر یک تجربه بصری منحصربهفرد و پیشرو در سینمای تجربی به شمار میرود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: کارگردان براستر کیستون در سال ۱۹۲۴ شاهکاری کمدی-جنایی با بازی باستر کیتون خلق کرد که در آن یک پروژکسیونست سینما (باستر کیتون) که در زندگی واقعی توسط رقیب عشقی خود به دزدی جواهرات متهم شده، به رویای تبدیل شدن به کارآگاه بزرگ شرلوک جونیور پناه میبرد. او در دنیای خیالی فیلم، با استفاده از مهارتهای بدنی خارقالعاده خود به تعقیب دزد اصلی میپردازد و در حالی که مرز بین واقعیت و خیال به طور هوشمندانهای محو میشود، صحنههای اکشن و کمدی بینظیری را رقم میزند. این فیلم با جلوههای ویژه نوآورانه و سکانسهای به یاد ماندنی، یکی از برجستهترین آثار دوران سینمای صامت محسوب میشود.
خلاصه داستان: فیلم «آخرین خنده» ساخته فردریش ویلهلم مورنائو در سال ۱۹۲۴، با بازی برجسته امیل یانینگز در نقش portege سالخورده هتل، داستان مردی وفادار و متشخص را روایت میکند که پس از تنزل شغلی ناگهانی به نظافتچی و تحویل جارو، با موجی از تحقیر خانوادگی و اجتماعی روبرو میشود و در سکوت و انزوا فرو میرود، اما فیلم با یک پایانبندی طنزآمیز و غافلگیرکننده که از قواعد سینمای اکسپرسیونیستی آلمانی الهام گرفته، به اوج میرسد و تمهایی چون غرور، فقدان و امید را کاوش میکند.