خلاصه داستان: موآنا، شاهزادهای ماجراجو و سرسخت از جزایر پولینزی، با الهام از مادربزرگش و افسانههای کهن، تصمیم میگیرد برای نجات قبیلهاش از قحطی، جزیره را ترک کند. او در این سفر پرمخاطره با مائویی، یک نیمهخدا که هزاران سال پیش اقیانوس آرام را شکل داده، همراه میشود. این دو در کنار هم با هیولاهای دریایی، موجودات افسانهای و تاریکی روبرو میشوند تا قلب الهه تیفیتی را بازگردانند و تعادل را به طبیعت بازگردانند. انیمیشنی دیدنی از دیزنی به کارگردانی ران کلمنتس و جان موسکر با صدای آلیسیا کارا، دواین جانسون و جما کراوز که داستانی از شجاعت، خودشناسی و ارتباط عمیق انسان با طبیعت را روایت میکند.
خلاصه داستان: **Mother** فیلمی درام و روانشناختی محصول سال ۲۰۲۴ به کارگردانی کریستوفر نولان است که با بازی آن هتاوی، جسیکا چستین و فلورنس پیو، داستان زندگی سه نسل از مادران را در بسترهای زمانی متفاوت روایت میکند. داستان حول محور یک مادر (هتاوی) میگردد که در تلاش است تا رابطهی از دست رفته با دخترش را بازسازی کند، در حالی که گذشتهی تاریک مادر خودش (چستین) نیز بر زندگی او سایه افکنده است. پیو در نقش دختر خانواده، حلقهی اتصال این سه نسل است. نولان در این اثر با استفاده از ساختار زمانی غیرخطی و تصاویر بصری خیرهکننده، مفاهیم عمیق مادری، فداکاری، گناه و میراث خانوادگی را به چالش میکشد. این فیلم که در جشنوارههای معتبر جهانی مورد تحسین منتقدان قرار گرفته، اثری تأملبرانگیز و احساسی است که مخاطب را با پرسشهای بنیادین دربارهی هویت و مسئولیت روبرو میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «منیلمونتان» (۱۹۲۶) یک شاهکار سینمای صامت فرانسه به کارگردانی دیمیتری کیرسانف است که داستان دو خواهر جوان را روایت میکند که پس از قتل والدینشان توسط یک مرد مرموز، به پاریس مهاجرت میکنند. این فیلم تجربی با استفاده از تکنیکهای نوآورانه مانند مونتاج سریع و نمای بسته، زندگی پرتلاطم خواهران را در محله فقیرنشین منیلمونتان به تصویر میکشد. یکی از خواهران عاشق مردی میشود که در نهایت او را ترک میکند و باعث میشود او به زندگی خیابانی روی بیاورد، در حالی که خواهر دیگر تلاش میکند تا در این محیط خشن دوام بیاورد. کیرسانف با بهرهگیری از بازیهای درخشان نادیا سیبیرسکایا و ایولین درای، اثری خلق کرده که به عنوان یکی از برجستهترین نمونههای سینمای آوانگارد اروپا شناخته میشود.
خلاصه داستان: داستان فاوست، شاهکار فراموشنشدنی فریدریش ویلهلم مورنائو، روایتگر پروفسور هنریک فاوست، دانشمند سالخوردهای است که در جستجوی دانش مطلق و اکسیر جوانی، با شیطان (مفیستوفلس) پیمانی میبندد. در ازای بازگرداندن جوانی و قدرتهای جادویی، روح خود را به او میفروشد. فاوست جوانشده، عاشق مارگارت، دختر زیبا و معصومی میشود و زندگیاش را وقف او میکند، اما این عشق پاک، او را درگیر نیروهای شیطانی و تاریکی میکند که سرنوشتی تراژیک را برایش رقم میزند. این فیلم صامت آلمانی با بازی گوستاو گرونداگنس و کامیل هورن، یکی از تأثیرگذارترین اقتباسهای سینمایی از نمایشنامه مشهور گوته به شمار میرود.
خلاصه داستان: کارگردان ژاپنی تیزئو کینوگاسا در سال 1926 با ساخت فیلم صامت «A Page of Madness» (که در ژاپنی به نام «کوریجین» یا «کار مجنون» شناخته میشود) اثری بیکلام و تجربی خلق کرد که داستانش در یک تیمارستان میگذرد. در این فیلم، مردی که در تیمارستان کار میکند، برای نجات همسرش که به دلیل تلاش برای کشتن فرزندشان در آسایشگاه روانی بستری شده، دست به هر کاری میزند و تکتک سلولها را زیر و رو میکند تا او را پیدا کند.
خلاصه داستان: The Adventures of Prince Achmed (ماجراهای شاهزاده احمد) یک شاهکار انیمیشن سینمایی به کارگردانی لوت راینگر است که در سال ۱۹۲۶ ساخته شد و به عنوان اولین فیلم انیمیشن بلند تاریخ سینما شناخته میشود. این اثر هنری منحصر به فرد با تکنیک سیلوئت (سایهبازی) و برش کاغذ خلق شده و داستان آن از افسانههای هزار و یک شب الهام گرفته است. داستان حول محور شاهزاده احمد میچرخد که توسط جادوگر شروری به نام افریقا فریب خورده و بر اسب جادویی سوار میشود. این اسب او را به سرزمینهای دوردست میبرد و در آنجا با پری بانام پری بانو آشنا شده و عاشق او میشود. اما جادوگر برای تصاحب پری بانو نقشههای شومی میکشد و شاهزاده احمد باید با کمک خواهر خود، پرنسس دیانا دینارساد، و پری مادر، در نبردی حماسی علیه نیروهای تاریکی بجنگد تا معشوق خود را نجات دهد. این فیلم با موسیقی متن اصلی و بصریت شاعرانهاش، هنوز هم به عنوان یکی از برجستهترین آثار تاریخ انیمیشن مورد تحسین قرار میگیرد.
خلاصه داستان: فیلم مرد قوی ساخته فرانک کاپرا در سال ۱۹۲۶، با بازی برجسته هری لنگدن در نقش زودک، یک کمدی صامت کلاسیک است که داستان سرباز بلژیکی خنگ و دوستداشتنیای را روایت میکند؛ او در جبهههای جنگ جهانی اول عاشق مری، دختری نابینا میشود و پس از پایان جنگ، با وعدههای مدیر برنامهاش به آمریکا مهاجرت میکند تا او را پیدا کند، اما با ماجراهای خندهدار، سوءتفاهمها و موقعیتهای absurd روبرو میشود که مهارتهای فیزیکی و قلب پاکش را به چالش میکشد و در نهایت به پیوندی عاطفی و طنزآمیز ختم میشود.
خلاصه داستان: مهندس پس از طرد شدن توسط ارتش کنفدراسیون، بدون اینکه متوجه شود به دلیل نقش غیرنظامی حیاتی او بوده است، باید به تنهایی لوکوموتیو مورد علاقه خود را پس از تصرف توسط جاسوسان اتحادیه بازپس گیرد و آن را از طریق دشمن بازگرداند...