خلاصه داستان: این فیلم کوتاه کمدی محصول سال ۱۹۳۱ به کارگردانی جیمز دبلیو هورن و با بازی لورل و هاردی، داستان دوستی به نامهای استنلی و اولیور را روایت میکند که پس از شکست عشقی، تصمیم میگیرند به ارتش فرانسه بپیوندند و به لژیون خارجی بروند. آنها در پادگان با تمرینات سخت و فرمانده سختگیر خود مواجه میشوند و با شیطنتها و سوءتفاهمهای خود، موقعیتهای خندهداری را به وجود میآورند. در نهایت، هنگامی که به مأموریتی در صحرا فرستاده میشوند، درگیر ماجراجوییهای مضحک دیگری میشوند و ثابت میکنند که برای زندگی نظامی ساخته نشدهاند.
خلاصه داستان: فیلم «افسر خندان» محصول سال ۱۹۳۱ به کارگردانی ارنست لوبیچ و با بازی موریس شوالیه، کلودت کولبرت و میریام هاپکینز، داستان افسر خوشمشربی به نام نیکی را روایت میکند که در وین با نوازندهای زیبا به نام فرانزی آشنا شده و عاشق او میشود. اما زندگی او زمانی دستخوش تغییرات بزرگی میشود که شاهزاده خانمی از کشوری کوچک به نام فلوسنتیا به او دل میبندد و پادشاه برای حفظ آبروی دخترش، نیکی را مجبور به ازدواج با او میکند. نیکی که نمیتواند فرانزی را فراموش کند، در دربار غریب و سرد فلوسنتیا گرفتار میشود و شاهزاده خانم جوان نیز به دلیل نادیده گرفته شدن توسط همسرش، غمگین و افسرده میماند. این فیلم موزیکال کمدی با ترانههای به یاد ماندنی و بازی درخشان بازیگرانش، داستانی طنزآمیز از عشق، ازدواج اجباری و تلاش برای یافتن شادی در شرایط دشوار را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک فیلم کلاسیک کمدی-درام صامت به کارگردانی چارلی چاپلین که در سال ۱۹۳۱ منتشر شد. چارلی چاپلین در نقش ولگرد کوچولو، داستان مرد فقیری را روایت میکند که عاشق دختر کوری (ویرجینیا چریل) میشود و برای کمک به او و مادربزرگش، با یک مرد میلیونر الکلی (هری مایرز) آشنا میشود. این فیلم که یکی از شاهکارهای تاریخ سینما محسوب میشود، ترکیبی بینظیر از طنز، احساس و انتقادات اجتماعی را ارائه میدهد و در نهایت به یکی از به یاد ماندنیترین صحنههای پایانی سینما ختم میشود.
خلاصه داستان: فیلم «ام» به کارگردانی فریتز لانگ در سال ۱۹۳۱ با بازی پیتر لور در نقش اصلی، داستان هانس بکهرت قاتل سریالی کودکان در برلین دهه ۱۹۳۰ را روایت میکند؛ جایی که وحشت ناشی از جنایات او شهر را فرا گرفته و پلیس را به تکاپو میاندازد، اما در نهایت باندهای خلافکار شهر خود دست به تعقیب او میزنند تا نظم خود را حفظ کنند. این شاهکار اکسپرسیونیستی آلمانی با تصویربرداری خیرهکننده و عمق روانشناختی، تنش بیوقفهای را تا دادگاه نهایی قاتل پیش میبرد.
خلاصه داستان: زن معجزهگر (۱۹۳۱)، ساخته فرانک کاپرا با بازی درخشان باربارا استنویک در نقش فلورانس فالون، داستان کشیش جوانی را روایت میکند که پس از اخراج از کلیسا به دلیل اعتراض به ریاکاریها، به یک شومن مذهبی کلاهبردار تبدیل میشود و با نمایش معجزات جعلی به ثروت میرسد؛ اما آشنایی با باب هورنسبی، مردی نابینا و مهربان (دیوید منرز)، او را با بحران اخلاقی روبرو میکند و در نهایت به سوی رستگاری واقعی هدایتش میکند.
خلاصه داستان: فیلم دشمن عمومی ساخته ویلیام ولمن در سال ۱۹۳۱، با بازی جیمز کاگنی در نقش تام پاورز و ادوارد وودز، داستان دو دوست صمیمی دوران کودکی به نامهای تام و مت را روایت میکند که در محلهای فقیرنشین شیکاگو بزرگ میشوند و به تدریج به سوی جرایم کوچک و سپس قاچاق مشروبات الکلی در دوران ممنوعیت کشیده میشوند. تام با جاهطلبی بیرحمانه و خشونتی وحشیانه به یک گانگستر قدرتمند تبدیل میشود، اما خیانتها، رقابتهای خونین باندها و عواقب اجتنابناپذیر زندگی جنایی او را به سوی نابودی میکشاند و نمادی از سقوط آمریکایی در عصر رکود بزرگ میشود.
خلاصه داستان: فیلم «دکتر جکیل و آقای هاید» ساخته سال ۱۹۳۱ به کارگردانی روبن مامولیان با بازی خیرهکننده فردریک مارچ در نقش دوگانه دکتر هنری جکیل، پزشک مهربان و محترم، و آقای ادوارد هاید، هیولای وحشی و شرور، داستان دانشمندی جاهطلب را روایت میکند که با آزمایش دارویی نوین بر روی خود، جنبه تاریک و حیوانی وجودش را آزاد میسازد و به تدریج کنترل زندگی دوگانهاش را از دست میدهد، در حالی که عشق به زنی پاکدامن و فشارهای اخلاقی جامعه او را به سوی نابودی میکشاند.
خلاصه داستان: بلوند پلاتین (۱۹۳۱)، ساخته فرانک کاپرا با بازی ژان هارلو، لورتا یانگ و رابرت ویلیامز، داستان استیون اسمیت روزنامهنگار جسور و فقیر را روایت میکند که در جریان تحقیق بر روی رسوایی خانوادگی یک میلیونر ثروتمند، با آن سمپلز دختری از طبقه متوسط آشنا میشود و عاشقش میگردد، اما همزمان با فشارهای عاطفی و اجتماعی از سوی خواهر ثروتمند میلیونر، مایکل شولتز، دست و پنجه نرم میکند و در نهایت باید بین عشق واقعی و جذابیتهای ظاهری یکی را برگزیند.
خلاصه داستان: فیلم «فرانکنشتاین» یک ترسناک کلاسیک است که داستان دکتر هنری فرانکنشتاین را روایت میکند که هیولایی از اجساد مرده میسازد و با عواقب آن روبهرو میشود. منتقدان جو تاریک، بازیهای تأثیرگذار بوریس کارلوف به عنوان هیولا، و کارگردانی جیمز ویل را ستودهاند و آن را به عنوان یک شاهکار سینمای ترسناک توصیف کردهاند که با تصاویر بصری نوآورانه و داستان اخلاقی، حس ترس و تأمل را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.