خلاصه داستان: دو فیلم کوتاه کمدی ساخته چارلی چاپلین در سال ۱۹۱۶، «دو بار دو» و «دیوانهها»، در یک مجموعه ارائه میشوند. در «دو بار دو»، چارلی چاپلین در نقش یک کارگر ساده در کارخانه ظاهر میشود که با اشتباهات خود باعث آشفتگی و درگیری با مدیر میشود. در «دیوانهها»، او در نقش یک خدمتکار در یک پناهگاه روانی بازی میکند که با بیماران و پزشکان درگیر میشود. هر دو فیلم با طنز فیزیکی و موقعیتهای کمدی خاص چاپلین شناخته میشوند.
خلاصه داستان: زمستان ۱۸۶۰ در نیویورک؛ چهار خواهر مارچ – مگ، جو، بتی و ایمی – در حالی که پدرشان در جنگ داخلی آمریکا حضور دارد، با مادرشان در فقر و تنگدستی زندگی میکنند. هر یک از آنها با استعدادها، رویاها و چالشهای منحصربهفرد خود در راه تبدیل شدن به زنانی مستقل و قوی تلاش میکنند. در این مسیر، عشق، ازدواج، مرگ و دوستیهای عمیق، زندگی آنها را شکل میدهد و به آنها میآموزد که خانوادهای که خود انتخاب کردهاند، مهمترین ثروت زندگیشان است.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی کلاسیک محصول سال ۱۹۳۳ به کارگردانی لئو مککری و با بازی برادران مارکس (گراچو، هارپو، چیکو و زپو) است. داستان در کشور خیالی فریدونیا اتفاق میافتد که بانوی ثروتمندی به نام خانم تیزدیل برای نجات کشور از ورشکستگی، شرط میگذارد که روفوس تی. فایرفلای را به عنوان رهبر جدید بپذیرند. فایرفلای که شخصیتی عجیب و غیرقابل پیشبینی دارد، به سرعت با همسایهها دچار مشکل میشود و وضعیت را به سمت جنگ میکشاند. فیلم با طنز تیز و هوشمندانه خود، سیاستمداران و دیپلماسی بینالمللی را به سخره میگیرد و صحنههای به یادماندنی مانند آیینهای که در آن گراچو و هارپو یکدیگر را تقلید میکنند، از نقاط قوت آن هستند.
خلاصه داستان: این انیمیشن کوتاه کلاسیک دیزنی که در سال ۱۹۳۳ توسط برت گیلت کارگردانی شد، نسخه سینمایی از افسانه معروف سه خوک کوچک است. داستان حول سه برادر خوک میچرخد که هر یک خانهای برای خود میسازند: یکی از کاه، دیگری از چوب و سومی از آجر. وقتی گرگ بزرگ و بدجنس (با صدای بیلی بلچر) به سراغشان میآید، خانههای کاهی و چوبی به راحتی فرو میریزند، اما خانه آجری در برابر هجوم او مقاومت میکند. این انیمیشن نمادین که برنده جایزه اسکار بهترین انیمیشن کوتاه شد، با موسیقی به یادماندنی «چه کسی از گرگ بد میترسد؟» و شخصیتپردازی جذابش، به یکی از محبوبترین آثار دوران طلایی دیزنی تبدیل شده است.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۳۳، کارگردان برجسته آلمانی فریتز لانگ شاهکاری جنایی با عنوان «وصیتنامه دکتر مابوس» خلق کرد که دنبالهای بر فیلم موفق «دکتر مابوس، قمارباز» محسوب میشود. این فیلم که در دوران اوج قدرت حزب نازی ساخته شد، روایتگر داستان دکتر مابوس، یک تبهکار نابغه و روانپریش است که در یک تیمارستان بستری شده اما همچنان از آنجا جنایات خود را هدایت میکند. او با استفاده از هیپنوتیزم و تلقین، افرادی را به انجام اعمال مجرمانه وامیدارد و یک امپراتوری جنایی را از پشت میلههای تیمارستان اداره میکند. رویدادهای فیلم زمانی پیچیدهتر میشوند که کارآگاهی به نام هافمن مأمور رسیدگی به پروندهای میشود که در آن، گروهی از مجرمان تحت فرمان یک رهبر مرموز و نامرئی قرار دارند. لانگ در این اثر، علاوه بر خلق فضایی پرتعلیق و پر از توطئه، به نقد قدرتهای استبدادی و شیوههای کنترل ذهن میپردازد و فیلم به عنوان یکی از نخستین نمونههای سینمای ضد نازیسم شناخته میشود. بازی درخشان رودلف کلاین-روگ در نقش دکتر مابوس و کارگردانی استادانه لانگ، این فیلم را به یکی از تأثیرگذارترین آثار تاریخ سینمای جنایی و هیجانانگیز بدل کرده است.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۳۳، کارگردان برجسته، لوید بیگن، فیلم موزیکال کلاسیک «خیابان چهل و دوم» را با بازی وارنر بکستر، بب دانیلز و روبی کیلر خلق کرد. داستان حول محور جولیان مارش، کارگردان تئاتری که در آستانه افتتاح یک نمایش جدید در برادوی است، میچرخد. زمانی که دوروتی براک، ستاره اصلی نمایش، به طور ناگهانی مجروح میشود، پگی ساویر، یک رقصنده جوان و بیتجربه، این شانس را پیدا میکند که جایگزین او شود و به ستارهای درخشان تبدیل شود. این فیلم که به عنوان یکی از بهترین آثار دوران طلایی هالیوود شناخته میشود، با شمارههای موزیکال به یاد ماندنی و داستانی الهامبخش، روحیه تلاش و رویاپردازی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «کاوالکاد» محصول ۱۹۳۳ به کارگردانی فرانک لاند و بازیگری دایانا وینارد، کلودین کلبرت و ایوان سرگیف، داستان دو خانواده انگلیسی را در طول چهار دهه از تاریخ بریتانیا روایت میکند. این اثر سینمایی با نمایش فراز و نشیبهای زندگی خانوادههای «لیند» و «براید» از دوران ملکه ویکتوریا تا جنگ جهانی اول، تحولات اجتماعی و تاریخی انگلستان را از دریچهای شخصی به تصویر میکشد و موفق به کسب جایزه اسکار بهترین فیلم شد.
خلاصه داستان: یک دانشمند برجسته در زمینه نورشناسی به نام دکتر گریفین، پس از سالها تحقیق و آزمایش، موفق به کشف فرمولی برای نامرئی شدن میشود. او که شخصیتی گوشهگیر و غرورآلود دارد، پس از اتمام آزمایش روی خودش و نامرئی شدن کامل، به تدریج متوجه عواقب وحشتناک این کشف میشود. ابتدا او از این قدرت جدید برای انتقام از کسانی که به نظرش به او بیاحترامی کردهاند استفاده میکند، اما به زودی کنترل اوضاع از دستش خارج شده و قدرت نامرئی بودن ذهنش را به سوی جنون و توهم قدرت میکشد. او شروع به ایجاد رعب و وحشت در شهر کوچکشان میکند و هیچکس قادر به متوقف کردنش نیست، زیرا دیده نمیشود. این فیلم کلاسیک علمی-تخیلی که در سال ۱۹۳۳ توسط جیمز ویل کارگردانی شد و کلود رینز در نقش دکتر گریفین به ایفای نقش پرداخت، بر اساس رمانی به همین نام از اچ. جی. ولز ساخته شده و یکی از برترین آثار ترسناک دوران طلایی هالیوود محسوب میشود.
خلاصه داستان: فیلم «شام در ساعت هشت» (۱۹۳۳) به کارگردانی جورج کیوکر، با بازی درخشان جان باریمور، ماری درسلر، والاس بیری، جین هارلو، بیل بیکسبی و لئونل باریمور، داستان زوجی ثروتمند به نام میلرها را روایت میکند که مهمانی شامی مجلل در ساعت هشت ترتیب میدهند، اما در آستانه این رویداد، با بحرانهای مالی، روابط نامشروع، ورشکستگی و تنشهای خانوادگی دست و پنجه نرم میکنند؛ این کمدی درام کلاسیک هالیوود، با دیالوگهای تیز و طنز اجتماعی، تصویری satirical از طبقه اشرافی نیویورک دهه ۱۹۳۰ ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم کینگ کونگ (۱۹۳۳)، ساختهی مریان سی. کوپر و ارنست بی. شودیساک با بازی فی ری در نقش آن دارو، رابرت آرمسترانگ به عنوان کارل دنام و بروس کابوت در نقش جک دریسکول، داستان کارگردان جاهطلب کارل دنام را روایت میکند که با خدمهاش و بازیگر زن آن دارو به جزیرهی اسکل (جمجمه) سفر میکند و با گوریل غولپیکری به نام کینگ کونگ مواجه میشود. کونگ که عاشق آن میشود، او را از دست بومیان خونخوار نجات میدهد، اما دنام او را به نیویورک میبرد تا در نمایش عمومی به نمایش بگذارد؛ کونگ فرار میکند، شهر را ویران میسازد و سرانجام بر فراز برج امپایر استیت توسط هواپیماهای نیروی هوایی هدف گلوله قرار گرفته و جان میسپارد، نمادی از وحشت طبیعت در برابر تمدن انسانی.