خلاصه داستان: سه آهنگ درباره لنین (۱۹۳۴) یک فیلم مستند کوتاه روسی به کارگردانی دزیگا ورتوف است که با استفاده از موسیقی، تصاویر آرشیوی و تکنیکهای تجربی، زندگی و میراث ولادیمیر لنین را در سالهای پس از مرگش جشن میگیرد. این اثر که به مناسبت دهمین سالگرد انقلاب اکتبر ساخته شده، با سه آهنگ مردمی از جمله «آهنگ لنین»، «آهنگ لنین» و «آهنگ لنین» همراه است و ترکیبی از تصاویر نمادین، صحنههای روزمره و نمادهای قدرت را به نمایش میگذارد تا روایتی حماسی از ایدئولوژی کمونیستی و تأثیر لنین بر جامعه شوروی ارائه دهد.
خلاصه داستان: فیلم تاریخی درام «ملکه سرخپوش» (The Scarlet Empress) به کارگردانی ژوزف فون اشترنبرگ در سال ۱۹۳۴ ساخته شد و مارلنه دیتریش در نقش کاترین کبیر، بازی درخشان و فراموشنشدنی را به نمایش گذاشت. داستان فیلم زندگی پرنسس سوفیای پروسی را روایت میکند که برای ازدواج با دوک بزرگ پیتر، وارث تاج و تخت روسیه، به دربار روسیه فرستاده میشود. او که در ابتدا دختری معصوم و بیپناه است، به تدریج با فساد، توطئه و بیرحمی دربار آشنا شده و پس از تحمل سالها تحقیر و بیتوجهی، به زنی قدرتمند و جاهطلب تبدیل میشود. در نهایت، او با استفاده از هوش و جذابیت خود، قدرت را به دست گرفته و به عنوان کاترین دوم، یکی از مشهورترین و مقتدرترین فرمانروایان تاریخ روسیه، تاجگذاری میکند. فیلم با صحنهآراییهای باشکوه، نورپردازی اکسپرسیونیستی و بازی تحسینبرانگیز دیتریش، اثری تماشایی و تأثیرگذار در سینمای کلاسیک محسوب میشود.
خلاصه داستان: یک سرمایهدار ثروتمند به نام J.L. Higgins که عشق بیپایانی به اسبها دارد، دخترش Margaret را به عقد Dan Brooks، مدیر کارخانه درآورده است. اما Dan به جای دنیای تجارت، دل در گرو اسبی به نام Broadway Bill دارد و رویای تبدیل کردن آن به یک قهرمان مسابقه را در سر میپروراند. با حمایت خواهر کوچکتر Margaret به نام Alice و یک تیم رنگارنگ از افراد خیابانی، Dan همه چیز را به خطر میاندازد تا Broadway Bill را برای مسابقه بزرگ آماده کند. این فیلم کلاسیک فرانک کاپرا محصول سال ۱۹۳۴ با بازی وارنر باکستر، میرنا لوی و والتر کونولی، داستانی الهامبخش و سرشار از امید، عشق و پشتکار را روایت میکند که ثابت میکند گاهی بزرگترین پیروزیها از دل غیرممکنترین رویاها متولد میشوند.
خلاصه داستان: یک کشتی باربری قدیمی به نام «آتالانت» در رودخانه سن فرانسه، محل زندگی و عشق ژان، ناخدای سرسخت کشتی، و ژولیت، همسر جوان روستایی اوست. ژولیت که از زندگی یکنواخت روی آب خسته شده، به همراه همسرش و خدمه پیر و عجیب و غریب کشتی، پِرِ، و پسری یتیم به نام پوپو، سفری را آغاز میکنند که با فراز و نشیبهای عاطفی همراه است. ژان که به حریم خصوصی خود و نظم کشتی پایبند است، در مقابل کنجکاوی و شور جوانی ژولیت قرار میگیرد. این اختلافات زمانی به اوج میرسد که ژولیت در پاریس وسوسه میشود و ژان در طوفانی از حسادت، او را روی خشکی رها میکند. جدایی دردناک آنها، هر دو را به سفری درونی وامیدارد تا عمق عشق و نیازشان به یکدیگر را درک کنند. این شاهکار شاعرانه ژان ویگو، که در سال ۱۹۳۴ ساخته شد و با بازی ژان دسته و دیتا پارلو در نقشهای اصلی، تصویری ماندگار و عمیقاً انسانی از عشق، تنهایی و آشتی در دل زندگی ساده و بیآلایش ارائه میدهد.
خلاصه داستان: این فیلم موزیکال درخشان محصول سال ۱۹۳۴ به کارگردانی ارنست لوبیچ و با بازی موریس شوالیه و جنت مکدونالد ساخته شده است. داستان در پادشاهی خیالی مارشوویا میگذرد که با بحران مالی شدیدی روبرو است. تنها راه نجات کشور، ازدواج کاپیتان دانیلو با هانا گلاواری، بیوهی ثروتمند مارشویی است که در پاریس زندگی میکند. شاه برای جلوگیری از ورشکستگی، دانیلو را به پاریس میفرستد تا هانا را متقاعد به ازدواج کند و ثروت او را به کشور بازگرداند. اما دانیلو که مردی خوشگذران و عاشق زنان است، ابتدا از این مأموریت سر باز میزند، اما در نهایت مجبور به پذیرش آن میشود. در پاریس، او با هانا آشنا میشود و به تدریج عشق واقعی در قلب او جوانه میزند. این فیلم با ترانههای ماندگار و صحنههای رقص باشکوه، داستانی عاشقانه و طنزآمیز را روایت میکند که یکی از بهترین آثار موزیکال دوران طلایی هالیوود محسوب میشود.
خلاصه داستان: این فیلم سینمایی فرانسوی کلاسیک به کارگردانی ژان ویگو و محصول سال ۱۹۳۴ میلادی است که داستان زندگی زوج تازه ازدواج کردهای به نامهای ژولیت و ژان را روایت میکند. ژان کاپیتان یک کشتی باربری به نام آتالانتته است و ژولیت که تا به حال در شهر کوچک خود زندگی کرده، پس از ازدواج به همراه همسرش روی این کشتی ساکن میشود. زندگی در فضای محدود کشتی و همراهی با خدمه عجیب و غریب آن، از جمله پیرو، مردی که همیشه گربههایش را همراه دارد، به تدریج برای ژولیت خستهکننده میشود. او که مشتاق دیدن دنیای بیرون و تجربه زندگی شهری است، در یکی از توقفهای کشتی در پاریس، از کشتی خارج شده و به گشت و گذار در شهر میپردازد. این اتفاق باعث جدایی موقت آنها و ایجاد چالشهایی در زندگی مشترکشان میشود. در نهایت، ژان که از دوری همسرش رنج میبرد، به کمک پیرو به دنبال او میرود تا زندگی مشترکشان را نجات دهند. میشل سیمون و دیتا پارلو از بازیگران اصلی این فیلم به یاد ماندنی هستند.
خلاصه داستان: اپرت سهپردهای «بیوه شاد» (The Merry Widow) محصول سال ۱۹۳۴ به کارگردانی ارنست لوبیچ و با بازی مورین اوسالیوان، جک بوچر، ادوارد اورت هورتون و یونیس استولز، اقتباسی سینمایی از اپرتی مشهور اثر فرانتس لهار است. داستان در پونتیردو، پادشاهی خیالی بالکان میگذرد و ماجرای شاهزاده دنیلو (بوچر) را روایت میکند که عاشق سابق او، سونیا (اوسالیوان)، به تازگی به عنوان بیوهای ثروتمند به کشور بازگشته است. پادشاه، که از ورشکستگی قریبالوقوع پادشاهی خود هراسان است، از دنیلو میخواهد که سونیا را فریفته و از خروج ثروت او از کشور جلوگیری کند. اما دنیلو که هنوز از طرد شدن توسط سونیا رنجیده است، ابتدا امتناع میورزد و در عوض، سفیری دیگر را به این مأموریت میگمارد. این طرح پیچیده عشقی و سیاسی با حضور شخصیتهای فرعی طناز، از جمله سفیر خوشگذران و همسر اغواگرش، به کمدی پر از سوءتفاهم و صحنههای خندهدار تبدیل میشود.
خلاصه داستان: کارآگاه سابق نیک چارلز و همسر ثروتمند و باهوشش نورا، در تعطیلات کریسمس در نیویورک، ناخواسته درگیر پرونده قتل یک مخترع به نام کلاید وینمیل میشوند. وینمیل که به تازگی به همراه معشوقهاش، دوروتی، از یک سفر طولانی برگشته، ناپدید شده و جسد او کمی بعد پیدا میشود. پدر دوروتی، که یکی از شرکای تجاری وینمیل بوده، از نیک میخواهد که این پرونده را حل کند. نیک و نورا، با همراهی سگ کوچکشان آستا، در میان شبکهای از دروغ، خیانت و رازهای خانوادگی، مصمم به پیدا کردن قاتل میگردند. این زوج خوشتیپ و طناز، با مهمانیهای پر از مارتینی و شوخیهای تند و تیز، در حالی که به نظر میرسد بیشتر به تفریح مشغول هستند تا کارآگاهی، در نهایت با جمع کردن تمام مظنونین در یک جا، پرده از راز قتل برمیدارند. این فیلم کلاسیک جنایی کمدی محصول سال ۱۹۳۴، به کارگردانی دبلیو. اس. ون دایک، با بازی درخشان ویلیام پاول و مایرنا لوی، اولین قسمت از مجموعه فیلمهای «مرد لاغر» است که بر اساس رمانی از دشیِل همِت ساخته شده است.
خلاصه داستان: یک تاجر تئاتر خوشتیپ و مغرور به نام اسکار جف (جان باریمور) در ایستگاه قطار با یک فروشنده ساده به نام لیلی گارلند (کارول لومبارد) آشنا میشود و او را به ستارهای بزرگ تبدیل میکند. اما لیلی به زودی از رفتار مستبدانه اسکار خسته میشود و برای بازی در یک نمایش به هالیوود میروند. سه سال بعد، اسکار که اکنون ورشکست شده، در قطار قرن بیستم سوار میشود و متوجه میشود که لیلی، اکنون ستارهای مشهور، نیز در همان قطار حضور دارد. او نقشه میکشد تا دوباره لیلی را به دست آورد و از شهرت او برای نجات خود استفاده کند. این کمدی دیوانهوار به کارگردانی هاوارد هاکس، با بازی درخشان باریمور و لومبارد، یکی از بهترین فیلمهای کمدی دهه ۱۹۳۰ است.
خلاصه داستان: یک فیلم هیجانانگیز و پرتعلیق به کارگردانی آلفرد هیچکاک که در سال ۱۹۵۶ ساخته شد. در این فیلم، جیمز استوارت و دوریس دی در نقش زوجی آمریکایی به نامهای بن و جو مکنا ظاهر میشوند که به همراه پسرشان هنک در تعطیلات در مراکش هستند. آنها در یک حادثه مرموز در یک رستوران گرفتار میشوند و بن راز یک توطئه ترور را میشنود. هنگامی که پسرشان توسط توطئهگران ربوده میشود تا سکوت بن تضمین شود، این زوج برای نجات فرزندشان به لندن سفر میکنند و درگیر ماجرایی پرپیچوخم و خطرناک میشوند. هیچکاک با مهارت تمام، تعلیق را در سراسر فیلم حفظ میکند و صحنههای بهیادماندنی مانند کنسرت آلبرت هال را خلق میکند که به نمادی از سینمای او تبدیل شدهاست.