خلاصه داستان: زمانهای مدرن، ساخته چارلی چاپلین در سال ۱۹۳۶، داستان آدمک (Tramp) را روایت میکند که در دنیای صنعتی و ماشینیِ آن دوران گرفتار شده است. او که در یک کارخانه مشغول به کار است، به دلیل استرس و فشار ناشی از خط تولید، دچار حمله عصبی میشود و پس از آن، وارد جامعهای میشود که در آن هرج و مرج حاکم است. در این میان، او با دختری یتیم به نام گلداگی آشنا میشود و تلاش میکند تا با وجود مشکلات متعدد، زندگی جدیدی برای خود و معشوقهاش بسازد.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک جراح ماهر به نام دکتر کامران که در آستانه ازدواج است، پس از یک تصادف رانندگی شدید، خود را در بدن زنی جوان به نام سارا میبیند. او برای بازگشت به زندگی قبلی خود و نامزدش تلاش میکند، اما در این مسیر با چالشهای پیچیدهای روبرو میشود که هویت واقعی او را زیر سؤال میبرد.
خلاصه داستان: فیلم داستان سام دادزوورث (والتر هیوستون)، مدیر موفق یک کارخانه اتومبیلسازی در اوهایو را روایت میکند که پس از بازنشستگی، همسر جوانش کلارا (ریچل کیدی) و دوستشان میتیلده (玛丽恩) به اروپا سفر میکنند. این سفر که با امیدهای تازه برای آغاز فصل جدیدی از زندگی آغاز شده، به سرعت به میدان تنشها و تضادهای عمیق میان این زوج تبدیل میشود. کلارا که از یکنواختی زندگی در شهر کوچک خسته شده، مجذوب جذابیتهای سطحی و هیجانهای زودگذر دنیای جدید میشود، در حالی که دادزوورث که مردی سنتی و درونگراست، در جستجوی آرامش و معنا در سفر است. اختلافات آنها زمانی به اوج میرسد که کلارا به طور فزایندهای از همسرش فاصله میگیرد و در نهایت، این سفر به جدایی آنها منجر میشود. در این میان، دادزوورث با زنی اشرافی به نام فرانچسکا (میمی راجرز) آشنا میشود که درک عمیقتری از شخصیت و نیازهای او دارد و این آشنایی، امیدی تازه برای او به ارمغان میآورد.
خلاصه داستان: فیلم «تکپسر» (The Only Son) ساخته یاسوجیرو ازو، کارگردان برجسته ژاپنی در سال ۱۹۳۶، روایتگر داستان پسری به نام ریوهو است که مادرش تمام پسانداز زندگی خود را صرف میکند تا او را برای تحصیل به توکیو بفرستد. سالها بعد، مادر برای دیدن پسرش به توکیو میرود، اما درمییابد که رویاهای او برای موفقیت پسرش محقق نشده و ریوهو به عنوان یک معلم فقیر در حومه شهر زندگی میکند. این فیلم سیاهوسفید که اولین اثر ناطق ازو محسوب میشود، با بازی چوکو اییدا و شینایچی هیموری، به بررسی تضاد میان امیدها و واقعیتهای زندگی، فداکاری والدین و پیچیدگیهای رابطه مادر و فرزند در جامعه ژاپن پیش از جنگ میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «اعماق اجتماع» (The Lower Depths) محصول سال ۱۹۵۷، شاهکاری از آکیرا کوروساوا، کارگردان افسانهای ژاپنی است. این اثر که اقتباسی از نمایشنامه کلاسیک ماکسیم گورکی است، با بازی درخشان توشیرو میفونه، ایسوزو یامادا و گانجیرو ناکامورا، زندگی فلاکتبار ساکنان یک زاغهی فقیرنشین در توکیوی پس از جنگ را به تصویر میکشد. داستان حول محور شخصیتهای گوناگونی میچرخد که هر یک با آرزوها و ناامیدیهای خود در این محیط خفقانآور گرفتار شدهاند. ورود یک مرد مرموز به نام ساتون (با بازی میفونه) به این اجتماع، امیدها و درگیریهای جدیدی را ایجاد میکند و ساختار شکنندهی روابط میان این افراد را به چالش میکشد. کوروساوا با نگاهی عمیقاً انسانی و با استفاده از فضاسازیهای قوی و بازیهای تحسینبرانگیز، اثری خلق کرده که هم وفادار به روح اثر گورکی است و هم بازتابی قدرتمند از شرایط اجتماعی ژاپن در آن دوران محسوب میشود.
خلاصه داستان: آقای دیدز به شهر میآید فیلمی کلاسیک و کمدی به کارگردانی فرانک کاپرا و با بازیگری تحسینبرانگیز گری کوپر و جین آرتور است که در سال ۱۹۳۶ بر پرده سینماها ظاهر شد. این فیلم داستان مردی سادهدل و مهربان به نام لانگفلو دیدز را روایت میکند که در یک شهر کوچک زندگی آرامی دارد و به شعر گفتن برای کارتهای تبریک مشغول است. زندگی او با دریافت ارثیه هنگفتی از یک عموی ثروتمند که هرگز او را ندیده، به کلی دگرگون میشود. دیدز ناگهان به نیویورک نقل مکان میکند و در کانون توجه رسانهها و جامعه پرهیاهوی شهری قرار میگیرد. در این میان، او با یک خبرنگار زن زیرک به نام بِیب بنت آشنا میشود که برای تهیه گزارش، خود را به عنوان یک دختر بیخانمان جا میزند تا از نیات واقعی این مرد تازهثروتمند پرده بردارد. اما به تدریج، سادگی و انسانیت عمیق دیدز نه تنها قلب بِیب، بلکه تمام اطرافیانش را تسخیر میکند و او با شوخطبعی و مهربانیهای بیمنتهایش، دنیای مادیگرای اطراف را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: دو خواهر گیشا در منطقه گیون کیوتو، میوکو و اومه، در فقر زندگی میکنند. میوکو، خواهر بزرگتر، به رابطهاش با تاجر ثروتمندی به نام فوروکاوا دل بسته است که همسرش او را ترک کرده است. اومه، خواهر کوچکتر و مدرنتر، معتقد است که زنان باید از مردان برای پیشرفت استفاده کنند. او با فریب دادن شریک تجاری فوروکاوا به نام کوراکی، باعث ورشکستگی او میشود و در عین حال با مرد جوانی به نام کیمورا رابطه برقرار میکند. این بازیهای عشقی و فریبها به سرعت پیچیده میشوند و منجر به عواقب ویرانگری برای همهی افراد درگیر میشوند. این فیلم سیاهنمای اجتماعی، به کارگردانی کنجی میزوگوچی در سال ۱۹۳۶، نگاهی تلخ به وضعیت زنان و بهرهکشی در جامعه ژاپن پیش از جنگ دارد.
خلاصه داستان: **The Great Ziegfeld** فیلم زندگینامهای موزیکال محصول سال ۱۹۳۶ به کارگردانی رابرت زی. لئونارد است که داستان زندگی فلورنز زیگفلد جونیور، تهیهکننده مشهور برادوی را روایت میکند. ویلیام پاول در نقش زیگفلد، مردی با جاهطلبیهای بیپایان و دیدی انقلابی در صنعت نمایش، بازی میکند. فیلم مسیر صعود او را از نمایشگاههای کوچک تا تبدیل شدن به سلطان بیرقیب برادوی دنبال میکند. لوئیز راینر در نقش آنا هلد، همسر اول زیگفلد، و مایرنا لوی در نقش بیل برک، همسر دوم و معشوقه سابق او، نقشآفرینی میکنند. این فیلم با صحنههای پر زرق و برق، شمارههای موزیکال باشکوه و روایتی حماسی، موفقیتها، ازدواجها و شکستهای مالی زیگفلد را به تصویر میکشد و در نهایت به میراث ماندگار او در دنیای نمایش میپردازد. این اثر که برنده سه جایزه اسکار از جمله بهترین بازیگر زن برای لوئیز راینر شد، به عنوان یکی از باشکوهترین فیلمهای بیوگرافیک دوران طلایی هالیوود شناخته میشود.
خلاصه داستان: فیلم «این سه نفر» به کارگردانی ویلیام وایلر در سال ۱۹۳۶، با بازی میریم هاپکینز، مرل اوبرون و جول مککریا، داستان دو دوست صمیمی به نامهای کارن و مارتا را روایت میکند که مدرسهای شبانهروزی برای دختران در نیوانگلند اداره میکنند. نامزد کارن، دکتر جوزف، به مارتا علاقهمند میشود و این راز توسط دانشآموزی حسود کشف و به صورت شایعهای مخرب مبنی بر خیانت کارن با نامزد مارتا فاش میشود؛ شایعهای که به سرعت پخش شده و زندگی حرفهای و شخصی هر سه نفر را به نابودی میکشاند و آنها را درگیر جنگی برای اثبات بیگناهیشان میکند.