خلاصه داستان: در سال ۱۹۴۳، فیلم «آواز برنادت» به کارگردانی هنری کینگ و با بازی جنیفر جونز در نقش برنادت سوبیرو، داستان واقعی دختر جوانی را روایت میکند که در سال ۱۸۵۸ در لورد فرانسه، ادعای دیدار با مریم مقدس را داشت. این فیلم با جزئیات دقیق، مسیر دشوار برنادت را از تردید و تحقیر جامعه تا تأیید کلیسای کاتولیک و تبدیل شدن به یک قدیس، به تصویر میکشد و به بررسی ایمان، شفقت و قدرت روحی در برابر مصائب میپردازد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۴۴، فیلم «The Ox-Bow Incident» داستان گروهی از کشاورزان و معدنچیان را در یک شهرک دورافتاده غرب وحشی روایت میکند که خبر قتل یکی از همسایگانشان به دست گلهداران را میشنوند. با وجود هشدارهای قاضی محلی و مردی که به تازگی به شهر رسیده است، جمعیت خشمگین که از دستگیری و محاکمه عادلانه خسته شدهاند، تصمیم میگیرند تا با تشکیل یک گروه خودسرانه، عدالت را به دست خود اجرا کنند. این فیلم به کارگردانی دلمر دیویز به بررسی تاریکیهای روانی جامعه، خطرات حکومت تودهای و عواقب مرگبار اعدام بدون محاکمه میپردازد.
خلاصه داستان: فیلمی فرانسوی به کارگردان روبر برسون که در سال ۱۹۴۳ ساخته شد. داستان در یک صومعه میگذرد که راهبهها به زنان زندانی که تازه آزاد شدهاند پناه میدهند. آن ماری، یکی از این زنان، تلاش میکند تا زندگی جدیدی را آغاز کند اما گذشتهاش او را رها نمیکند. در همین حال، راهبه جوانی به نام آن ماری به او کمک میکند تا با گناهان گذشته خود روبرو شود و مسیر رستگاری را بیابد. این فیلم نخستین ساخته بلند برسون است که در آن مضامین مذهبی، گناه، بخشش و رستگاری با نگاهی انسانی و عمیق به تصویر کشیده شدهاند.
خلاصه داستان: نیروی هوایی (Air Force) یک فیلم جنگی آمریکایی به کارگردانی هاوارد هاکس و محصول سال ۱۹۴۳ است. این فیلم داستان یک بمبافکن بی-۱۷ به نام «مریان» را روایت میکند که در روز حمله به پرل هاربر در حال پرواز است. خدمه هواپیما که شامل جیمز استوارت، جان گارفیلد و آرتور کندی میشود، در مأموریتی به سمت جزایر ژاپن پرواز میکنند و در طول راه با چالشهای مختلفی از جمله حملات دشمن و مشکلات فنی روبرو میشوند. این فیلم به کارگردانی هاوارد هاکس و بازی جیمز استوارت، جان گارفیلد و آرتور کندی، داستان مقاومت و رشادت خدمه یک بمبافکن بی-۱۷ به نام «مریان» را در خلال جنگ جهانی دوم روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم بهشت میتواند صبر کند داستان جو ویلیامز، بازیکن فوتبال آمریکایی را روایت میکند که بهطور اتفاقی توسط یک فرشته نگهبان به اشتباه به بهشت برده میشود. وقتی فرشته متوجه اشتباه خود میشود، جو را به زمین بازمیگرداند، اما جسم او در حال حاضر سوزانده شده است. بنابراین، روح او در بدن میلیونری به نام تانیا تاکر که به تازگی به قتل رسیده، سکونت میکند. او با استفاده از این هویت جدید، تلاش میکند تا زندگی عاشقانهاش با دوست دختر سابقش، بتی لو، و حرفه فوتبالش را احیا کند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۴۳ در واشنگتن دیسی که با کمبود شدید مسکن مواجه است، کنستانس «کاننی» میلیگان (ژان آرتور)، یک کارمند دولت، مجبور میشود نیمی از آپارتمان خود را به یک سرمایهدار پیری به نام بنجامین دینگل (چارلز کوبرن) اجاره دهد. دینگل که فردی زیرک و خوشقلب است، متوجه میشود که کاننی با معشوقش چارلز پیکو (ریچارد گینز) مشکل دارد و تصمیم میگیرد برای حل این مشکل دست به کار شود. او در نهایت نیمی از سهم خود از آپارتمان را به یک سرباز جوان و جذاب به نام جو کارتر (جوئل مککری) اجاره میدهد و نقشه میکشد تا جو و کاننی را به هم نزدیک کند. درگیریهای خندهدار، سوءتفاهمهای عشقی و یک مثلث عشقی ظریف، هسته اصلی این کمدی رمانتیک کلاسیک را تشکیل میدهند که با کارگردانی استادانه جورج استیونز و بازی درخشان بازیگرانش، به یکی از محبوبترین فیلمهای دوران خود تبدیل شد.
خلاصه داستان: فیلمی درام و تاریخی محصول سال ۲۰۰۳ به کارگردانی آندری وایدا که بر اساس نمایشنامهای از یاروسلاو ایواشکویچ ساخته شده است. داستان در لهستان قرن هفدهم و در دوران جنگهای مذهبی میان کاتولیکها و پروتستانها روایت میشود. یک راهب کاتولیک به نام پدر آدام به شهری پروتستاننشین سفر میکند و در آنجا با یک زن جوان و زیبا به نام مارتا آشنا میشود. عشق پرشور و ممنوعهای میان آن دو شکل میگیرد که با مخالفتهای شدید جامعه مذهبی و تعصبات کورکورانه مواجه میشود. این رابطه عاشقانه در نهایت به تراژدی و فاجعهای دردناک منجر میگردد. بازیگران اصلی فیلم شامل ویکتوریا گوتز و پاوئو مالاشینسکی هستند.
خلاصه داستان: این فیلم درام ایتالیایی محصول سال ۱۹۴۴ به کارگردانی ویتوریو دسیکا، داستان پسر بچهی کوچکی به نام پریکو را روایت میکند که شاهد فروپاشی زندگی خانوادگی خود است. مادرش، نینا، که از زندگی زناشویی خود ناراضی است، با مردی ثروتمند به نام روبرتو رابطهای عاشقانه برقرار میکند و در نهایت همسر و فرزندش را ترک میکند. پریکو که عمیقاً تحت تأثیر این جدایی قرار گرفته، شاهد رنج پدرش، آندرهآ، و تلاشهای او برای سرپا نگه داشتن خانواده است. این فیلم که یکی از آثار مهم سینمای نئورئالیسم ایتالیا محسوب میشود، با نگاهی ظریف و تأثیرگذار، تأثیرات ویرانگر خیانت و فروپاشی خانواده را از منظر یک کودک به تصویر میکشد و بر بیپناهی و آسیبپذیری او در برابر تصمیمات بزرگسالان تأکید میکند.
خلاصه داستان: فیلمی حماسی و تأملبرانگیز به کارگردانی مایکل پاول و امریک پرسبرگر که در سال ۱۹۴۳ ساخته شد. این اثر روایتگر زندگی کلایو وین-کندی (با بازی راجر لیوزی)، افسر نظامی بریتانیایی، از جوانی پرشور در جنگ بوئر تا سالهای میانسالی و کهنسالی است. داستان از خلال سه دوره زمانی مهم زندگی او و دوستی عمیقش با تئو کرخت (آنتون والبروک)، افسر آلمانی، و عشق به دو زن (دبورا کر و آنت والیس) روایت میشود. فیلم با نگاهی طنزآمیز و در عین حال جدی، مفاهیمی چون شرافت، دوستی، عشق و تغییر ماهیت جنگ در طول زمان را به تصویر میکشد و تصویری پیچیده از یک انسان در بستر تاریخ پرتلاطم قرن بیستم ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در طول مبارزات انتخاباتی آفریقای شمالی در سال 1942، یک سرگردان بریتانیایی موفق می شود خود را به عنوان پیشخدمت در هتلی که به عنوان مقر فرماندهی رومل اداره می شود، بگذراند. او به ترور رومل فکر می کند، اما پوشش او ممکن است حتی بهتر از این ...