خلاصه داستان: فیلم «گسلایت» محصول سال ۱۹۴۴ به کارگردانی جورج کیوکر و بازی پریشانگرِ اینگرید برگمن در نقش پائولا آلوکسی، داستان زنی جوان به نام ماری را روایت میکند که پس از ازدواج با یک مرد ایتالیایی به نام گریگوری آنتون، به لندن نقل مکان میکند. به تدریج، ماری متوجه میشود که همسرش با دستکاری در محیط خانه و ایجاد شک و تردید در ذهن او، در تلاش است تا او را دیوانه جلوه دهد تا بتواند به اهداف پلیدانهی خود دست یابد.
خلاصه داستان: یک مرد روانپریش به نام استیون نیم که به تازگی از تیمارستان آزاد شده، به طور تصادفی درگیر یک شبکه جاسوسی نازیها در لندنِ دوران جنگ میشود. او در یک جشن خیریه، کیکی را برنده میشود که حاوی اطلاعات محرمانه است و همین امر او را به هدفی برای عوامل دشمن تبدیل میکند. استیون که توسط پلیس تحت تعقیب است و جاسوسها نیز به دنبالش هستند، باید برای اثبات بیگناهی خود و خنثی کردن توطئهای مرموز، با کمک زنی به نام کارلا، حقیقت را فاش کند. این فیلم نوآرِ پرتعلیق به کارگردانی فریتز لانگ و با بازی ری میلند در سال ۱۹۴۴ ساخته شده است.
خلاصه داستان: هری مورگان، یک ماهیگیر سرسخت آمریکایی در مارتینیک فرانسه در سال ۱۹۴۰، که به دنبال زندگی آرام و دوری از دردسر است، ناگهان درگیر ماجرای قاچاق انسان و جنبش مقاومت فرانسه میشود. وقتی یک زن جوان فریبنده و مرموز به نام ماری برنینگ به او نزدیک میشود و از او کمک میخواهد، هری درگیر بازی خطرناکی با مقامات ویشی و نیروهای آزادیبخش میشود. کارگردان هاوارد هاکس با الهام از رمان ارنست همینگوی، این فیلم نوآر را با بازی همفری بوگارت و لورن باکال، که نخستین همکاری مشهورشان بود، خلق کرد. این فیلم با ترکیب تعلیق، رمانتیسم و دیالوگهای تیز و هوشمندانه، داستانی از عشق، فداکاری و انتخابهای دشوار در زمانهی جنگ را روایت میکند.
خلاصه داستان: جسد زنى در آپارتمان « لورا » پیدا میشود. کارآگاهى به نام « مارک مک فرسن » که مأمور رسیدگى به این پرونده است تصور میکند « لورا » را به قتل رسانده اند. « لورا » پس از چندى ، برخلاف انتظار ، به آپارتمانش باز میگردد و مشخص میشود که مقتول ، محبوبه ى یکى از دوستان « لورا » بوده است.