خلاصه داستان: فیلم «بیا برگرد، شِبا کوچک» (۱۹۵۲) به کارگردانی دنیل من با بازی شرلی بوت در نقش لولا دلانگیز و برت لنکستر در نقش داک، داستان زوجی میانسال را روایت میکند که در خانهای کوچک و محقر زندگی میکنند. لولا، زنی خانهدار، پرخور و افسرده، دائماً به دنبال سگ گمشدهاش شِبا میگردد و در خیالاتش به روزهای جوانی و عشق پرشور گذشتهاش با داک پناه میبرد، در حالی که داک، پزشک الکلی سابق، با خشم فروخورده و حسادت به زندگی بیقید ماری، مستأجر جوان و زیبای خانهشان، دستوپنجه نرم میکند. ورود ماری و رابطهاش با دوستپسرش، تعادل شکننده زندگی این زوج را برهم میزند و آنها را وادار به مواجهه با رازهای تاریک گذشته و واقعیتهای تلخ حال میکند.
خلاصه داستان: فیلم آواز در باران (۱۹۵۲) به کارگردانی استنلی دونن و جین کلی، با بازی جین کلی در نقش دون لاکوود ستاره محبوب سینمای صامت، دبی رینولدز به عنوان کتی سلدن بازیگر جوانی که صدای خود را قرض میدهد و دونالد اوکانر در نقش کاز مویر، ماجرای گذار هالیوود از عصر فیلمهای صامت به صدادار را با ترکیبی شاد و موزیکال روایت میکند. دون و دوستانش در حالی که با مشکلات فنی و رقابتهای عاشقانه دست و پنجه نرم میکنند، با خلاقیت و استعداد خود فیلم جدیدی میسازند و صحنههای نمادین مانند رقص جین کلی زیر باران، به یکی از جاودانهترین لحظات تاریخ سینما تبدیل میشود.
خلاصه داستان: فیلم اروپا ۵۱ ساخته روبرتو روسلینی در سال ۱۹۵۲، با بازی اینگرید برگمن در نقش ایرنه، زنی ثروتمند رومی است که پس از خودکشی غمانگیز پسر نوجوانش، زندگی لوکس خود را رها کرده و به کمک به فقرا، کارگران و بیماران در حاشیه شهر میپردازد؛ او با چالشهای عمیق اخلاقی، تضاد طبقاتی و بیتفاوتی جامعه روبرو میشود و در نهایت به مرز جنون نزدیک میگردد، در حالی که شوهر و اطرافیانش او را به روانپزشکی میسپارند.
خلاصه داستان: فیلم روبی جنتری (۱۹۵۲) به کارگردانی کینگ ویدور با بازی جنیفر جونز در نقش روبی، دختری سرکش و پرشور از طبقه کارگر در باتلاقهای کارولینای شمالی، و چارلتون هستون در نقش جف، پسر رئیس پلیس محلی، روایت میشود. روبی عاشق جف میشود اما او به دلیل تفاوت طبقاتی و فشارهای خانوادگی از ازدواج با او خودداری میکند. روبی برای انتقام با مردی ثروتمند ازدواج میکند و وارد زندگی پر از عشق ممنوعه، خیانت، حسادت و تراژدی میگردد که عواقب ویرانگری به بار میآورد.
خلاصه داستان: "ما دویل" با بدبینی به زادگاه خود بازمی گردد. برادر او "جوئی" می ترسد معشوق او "پگی" نیز در پی او بیاید. او با "جری" ازدواج کرده و دارای یک فرزند نیز است، اما عاشق "ارل" دوست "جری" می شود و...