خلاصه داستان: باب فلامبور، یک پیرمرد پیشین باند سابق، در حال حاضر به عنوان یک قمارباز شبانه در کازینوهای پاریس زندگی میکند. با کمبود پول و افزایش مشکلات مالی، باب تصمیم میگیرد به یک سرقت بزرگ از کازینوی مونمارتر بپردازد. او تیمی از مجرمان ماهر را جمع میکند و نقشهای دقیق برای سرقت طراحی میکند. اما در آخرین لحظات، یک اتفاق غیرمنتظره زندگی باب را به طور کامل تغییر میدهد و او مجبور میشود با عواقب تصمیمات خود روبرو شود.
خلاصه داستان: بزرگتر از زندگی (۱۹۵۶) داستان یک معلم مدرسه به نام جیمز میسون را روایت میکند که با بیماری نادری به نام آرتریت روماتوئید مواجه میشود. پزشکان برای نجات جان او، دوز بالایی از کورتیزون تجویز میکنند که باعث تغییرات شدید شخصیتی و رفتاری در او میشود. این دارو که در ابتدا ناجی جان اوست، به تدریج به منبعی برای خشم، پارانویا و خشونت تبدیل میشود و زندگی خانوادگی و حرفهای او را به نابودی میکشاند. فیلم به بررسی تأثیرات مخرب داروهای قدرتمند بر روان انسان و مرزهای بین سلامت و بیماری میپردازد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۵۶، فیلم «ایستگاه بوانی» (Bhowani Junction) به کارگردانی جورج کیوکر روایتی از عشق و وفاداری در بحبوحه استقلال هند را به تصویر میکشد. داستان حول محور ویکتوریا جونز، یک افسر انگلیسی هندیتبار، میگذرد که در ایستگاه راهآهن بوانی در پنجاب مستقر است. او درگیر یک مثلث عاطفی پیچیده میشود: از یک سو، جذب کاپیتان رانجیت کومار، یک سرباز هندی وفادار به ارتش بریتانیا، میشود و از سوی دیگر، شیفته ویجی، یک آزادیخواه جذاب و متعهد به جنبش استقلال هند میگردد. در حالی که تنشهای سیاسی و خشونتهای فرقهای در اطراف ایستگاه بالا میگیرد، ویکتوریا باید بین وفاداری به امپراتوری، عشق به کشورش و قلبش یکی را انتخاب کند. این فیلم، تضادهای هویتی، عاشقانه و سیاسی یک دوره گذار تاریخی را با بازیهای درخشان آوا گاردنر و استوارت ویتمن به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: فیلم «قتل» (The Killing) در سال ۱۹۵۶ به کارگردانی استنلی کوبریک، داستان یک سرقت بانک را روایت میکند که با نقشهای دقیق و بینقص توسط یک گروه از مجرمان انجام میشود، اما با وجود برنامهریزیهای دقیق، سریال اتفاقات غیرمنتظره و خیانتهای شخصی باعث فروپاشی کل نقشه و دستگیری اعضای گروه میشود.
خلاصه داستان: فیلیپ وارن در سال 2025 به دلیل ارتکاب جنایتی ناگوار به زندگی در تبعیدگاهی در جزیرهای دورافتاده محکوم شده است. او در آنجا با زنی به نام النا آشنا میشود و درگیر رابطهای عاشقانه و پرخطر میشود. اما گذشتهی جنایتکارانهاش او را رها نمیکند و گروهی از قاتلان حرفهای به نام «کیلرز» به دستور کارفرمای سابقش برای قتل او به جزیره میآیند. فیلیپ برای محافظت از النا و بقا، باید با گذشتهی خود روبرو شود و در یک نبرد مرگبار با آنها درگیر شود.
خلاصه داستان: فیلم «چهل و یکم» داستان دختری جوان به نام «مَهین» را روایت میکند که در سالهای پایانی جنگ ایران و عراق، به عنوان تکتیرانداز به جبهه اعزام میشود. او در طول خدمت خود، با مردی به نام «سرگرد» آشنا میشود و این آشنایی به رابطهای عاشقانه و عمیق منجر میگردد. اما سرنوشت، مسیر دیگری برای آنها رقم میزند و مهین مجبور میشود تا در یک مأموریت خطیر، جان یکی از فرماندهان را نجات دهد، مأموریتی که زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در سال ۱۸۶۲، در طول جنگ داخلی آمریکا، خانواده کوئیکر مسیحی در ایندیانا با اصول صلحطلبانه خود دست و پنجه نرم میکنند، در حالی که یک گروه سواره نظام کنفدراسیون به رهبری سرهنگ جاناتان کایت به شهرشان نزدیک میشود. جس، پسر خانواده، بین وفاداری به عقاید مذهبی خانوادهاش و نیاز به دفاع از عزیزانش در برابر خشونت در حال جنگ است. این فیلم داستانی قدرتمند از ایمان، شجاعت و انتخابهای دشوار در زمان جنگ را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: این فیلم محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی پیتر هیامز و با بازیگری مایکل داگلاس، امبر تامبلین و جسی متکالف است. داستان حول محور یک روزنامهنگار جوان به نام سی جی نیکولاس (متکالف) میگردد که برای افشای فساد دادستان منطقه مارک هانتر (داگلاس)، یک نقشه پیچیده را طراحی میکند. سی جی شواهدی را علیه خودش جعل میکند تا به عنوان یک قاتل سریالی دستگیر شود و سپس در دادگاه با استفاده از آزمایش DNA بیگناهی خود را ثابت کند و نشان دهد که سیستم قضایی هانتر معیوب است. اما زمانی که وکیلش به طرز مشکوکی میمیرد و مدارک DNA ناپدید میشوند، سی جی در دامی مرگبار گرفتار میشود که خودش طراحی کرده بود.
خلاصه داستان: یک کارگر ساده ساختمانی به نام لوکا که روی پشتبامهای رم کار میکند، درگیر ماجرای پیچیدهای میشود که زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد. این فیلم درام ایتالیایی محصول سال ۱۹۵۶ به کارگردانی ویتوریو دسیکا، با بازی گابریلا پالوتی و جورجو لیستوزی، داستان عشقی جوان و پرالتهاب را روایت میکند که در پسزمینه بحران مسکن و فقر در رمِ پس از جنگ رخ میدهد. لوکا و همسر جوانش، ناتالینا، برای یافتن مکانی برای زندگی خود تلاش میکنند و در این مسیر با موانع اجتماعی و اقتصادی بسیاری روبرو میشوند. دسیکا با نگاهی واقعگرایانه و انسانی، به مشکلات طبقه کارگر در ایتالیای دهه ۱۹۵۰ میپردازد و تصویری تأثیرگذار از عشق، امید و مبارزه برای بقا ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک زن جوان و جاهطلب به نام «سارا» که در یکی از شهرهای بزرگ زندگی میکند، درگیر مشکلات مالی و عاطفی است و برای رسیدن به آرزوهایش تلاش میکند. او در آپارتمان کوچکی زندگی میکند و شغلش را دوست ندارد. یک روز، هنگام فرار از مشکلات روزمره، به پشتبام ساختمان محل زندگیاش پناه میبرد و آنجا با مردی مرموز به نام «کامیار» آشنا میشود. کامیار که خود نیز رازهای تاریکی دارد، به سارا کمک میکند تا با ترسها و گذشتهاش روبرو شود. این آشنایی غیرمنتظره زندگی هر دو را تغییر میدهد و آنها را به سفر درونی عمیقی میکشاند. در نهایت، سارا باید بین ادامه زندگی عادی و دنبال کردن مسیری جدید که کامیار پیش رویش گذاشته، یکی را انتخاب کند.