خلاصه داستان: در سال 1956، یک جوان به نام جِت رینک در حالی که به تگزاس میآید تا به داماد ثروتمند خود، بیک بِنِستون، کمک کند تا یک مزرعه بزرگ را اداره کند، با خواهر بیک، لِسلی لین استون، آشنا میشود. لِسلی که از آزادی و استقلال فکری برخوردار است، با جِت ارتباط برقرار میکند و عشقی عمیق بین آنها شکل میگیرد. با این حال، جِت به دلیل تعهداتش نسبت به بیک و مسائل خانوادگی، نمیتواند این رابطه را ادامه دهد. در طول سالها، روابط بین این سه شخصیت پیچیدهتر میشود و با وقایعی چون مرگ بیک و تلاش جِت برای حفظ مزرعه، داستان به اوج خود میرسد. در نهایت، جِت و لِسلی پس از سالها جدایی، دوباره به هم نزدیک میشوند و در کنار هم سپری میکنند.
خلاصه داستان: در سال 1956، مردی به نام کریستوفر ایمانوئل بالستر متهم به سرقت و سوء استفاده جنسی از یک مادربزرگ میشود. او به شدت اذیت میشود و در نهایت به زندان افکند میشود. در حالی که او در زندان است، همسرش مارگارت تلاش میکند تا او را از زندان آزاد کند. او به دنبال شاهدان و مدارکی میگردد که بتواند بیگناهی همسرش را اثبات کند. در نهایت، او موفق میشود و کریستوفر آزاد میشود.
خلاصه داستان: در داستان کوتاه "بادکنک قرمز"، یک پسر کوچک در پاریس با یک بادکنک قرمز بیجان دوست میشود که به طور مرموز دنبالاش میکند و به نظر میرسد حسهای خودش را دارد. این دوستی بینظیر در میان خیابانهای شلوغ شهر رخ میدهد و باعث میشود پسرک از نظر همه جا غایب شود و در دنیایی خیالی و رنگارنگ قرار گیرد. با وجود سختیهایی که در راهشان پیش میآید، بادکنک قرمز همیشه کنار پسرک میماند تا سرانجام در یک لحظه جادویی، تمام بادکنکهای شهر برای کمک به دوست کوچکش گرد هم میآیند.
خلاصه داستان: در جنگ و صلح، داستان زندگی خانوادههای روس در طول جنگ با ناپلئون و دوران صلح در قرن نوزدهم روسیه روایت میشود. این فیلم بر اساس رمان کلاسیک لئو تولستوی ساخته شده و به دنبال چندین نسل از خانوادههای اشرافی در روسیه و تأثیر جنگ و صلح بر زندگی آنها میگردد.
خلاصه داستان: Somebody Up There Likes Me فیلمی در ژانر کمدی و درام است که داستان یک مرد جوان به نام ماکس را روایت میکند که در یک رستوران کار میکند و با یک زن ازدواج میکند. در طول فیلم، ماکس با مسائل زندگی روزمره و روابطش با افراد اطرافش دست و پنجه نرم میکند. فیلم به شیوهای خاص و کمدی، به موضوعاتی مانند عشق، ازدواج و زندگی معاصر پرداخته و نگاهی متفاوت به زندگی معمولی افراد دارد.
خلاصه داستان: باب فلامبور، یک پیرمرد پیشین باند سابق، در حال حاضر به عنوان یک قمارباز شبانه در کازینوهای پاریس زندگی میکند. با کمبود پول و افزایش مشکلات مالی، باب تصمیم میگیرد به یک سرقت بزرگ از کازینوی مونمارتر بپردازد. او تیمی از مجرمان ماهر را جمع میکند و نقشهای دقیق برای سرقت طراحی میکند. اما در آخرین لحظات، یک اتفاق غیرمنتظره زندگی باب را به طور کامل تغییر میدهد و او مجبور میشود با عواقب تصمیمات خود روبرو شود.
خلاصه داستان: بزرگتر از زندگی (۱۹۵۶) داستان یک معلم مدرسه به نام جیمز میسون را روایت میکند که با بیماری نادری به نام آرتریت روماتوئید مواجه میشود. پزشکان برای نجات جان او، دوز بالایی از کورتیزون تجویز میکنند که باعث تغییرات شدید شخصیتی و رفتاری در او میشود. این دارو که در ابتدا ناجی جان اوست، به تدریج به منبعی برای خشم، پارانویا و خشونت تبدیل میشود و زندگی خانوادگی و حرفهای او را به نابودی میکشاند. فیلم به بررسی تأثیرات مخرب داروهای قدرتمند بر روان انسان و مرزهای بین سلامت و بیماری میپردازد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۵۶، فیلم «ایستگاه بوانی» (Bhowani Junction) به کارگردانی جورج کیوکر روایتی از عشق و وفاداری در بحبوحه استقلال هند را به تصویر میکشد. داستان حول محور ویکتوریا جونز، یک افسر انگلیسی هندیتبار، میگذرد که در ایستگاه راهآهن بوانی در پنجاب مستقر است. او درگیر یک مثلث عاطفی پیچیده میشود: از یک سو، جذب کاپیتان رانجیت کومار، یک سرباز هندی وفادار به ارتش بریتانیا، میشود و از سوی دیگر، شیفته ویجی، یک آزادیخواه جذاب و متعهد به جنبش استقلال هند میگردد. در حالی که تنشهای سیاسی و خشونتهای فرقهای در اطراف ایستگاه بالا میگیرد، ویکتوریا باید بین وفاداری به امپراتوری، عشق به کشورش و قلبش یکی را انتخاب کند. این فیلم، تضادهای هویتی، عاشقانه و سیاسی یک دوره گذار تاریخی را با بازیهای درخشان آوا گاردنر و استوارت ویتمن به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: فیلم «قتل» (The Killing) در سال ۱۹۵۶ به کارگردانی استنلی کوبریک، داستان یک سرقت بانک را روایت میکند که با نقشهای دقیق و بینقص توسط یک گروه از مجرمان انجام میشود، اما با وجود برنامهریزیهای دقیق، سریال اتفاقات غیرمنتظره و خیانتهای شخصی باعث فروپاشی کل نقشه و دستگیری اعضای گروه میشود.
خلاصه داستان: فیلیپ وارن در سال 2025 به دلیل ارتکاب جنایتی ناگوار به زندگی در تبعیدگاهی در جزیرهای دورافتاده محکوم شده است. او در آنجا با زنی به نام النا آشنا میشود و درگیر رابطهای عاشقانه و پرخطر میشود. اما گذشتهی جنایتکارانهاش او را رها نمیکند و گروهی از قاتلان حرفهای به نام «کیلرز» به دستور کارفرمای سابقش برای قتل او به جزیره میآیند. فیلیپ برای محافظت از النا و بقا، باید با گذشتهی خود روبرو شود و در یک نبرد مرگبار با آنها درگیر شود.