خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم «لمس شیطان» (Touch of Evil) محصول سال ۱۹۵۸ به کارگردانی اورسن ولز، یکی از شاهکارهای سینمای نوآر بهشمار میرود. در این فیلم اورسن ولز علاوه بر کارگردانی، در نقش کاپیتان هنک کوئینلن، افسر پلیس فاسد و کهنهکار ظاهر میشود و چارلتون هستون در نقش مایک وارگاس، کاراگاه مکزیکی که درگیر پروندهای پیچیده میشود، بازی میکند. داستان با انفجار یک بمب در مرز مکزیک و آمریکا آغاز میشود و وارگاس که به تازگی با سوزی (جانت لی) ازدواج کرده، در تحقیقات این پرونده شرکت میکند. او به زودی متوجه میشود که کوئینلن برای به دست آوردن اعتراف از متهمان، از روشهای غیرقانونی و خشونتبار استفاده میکند. وارگاس که به عدالت و قانون پایبند است، تصمیم میگیرد فساد کوئینلن را افشا کند، اما این کار او را در مسیر خطرناکی قرار میدهد و همسرش نیز در معرض تهدید قرار میگیرد. فیلم با فضاسازی تاریک و پرتعلیق خود، تصویری تیره از فساد، نژادپرستی و عدالت را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: فیلم «جادوگر» محصول سال ۲۰۲۴ به کارگردانی مایک کاهیل، روایتگر داستان زندگی ادوارد مالوین، شعبدهبازی استثنایی است که در دهه ۱۹۲۰ میلادی به عنوان یکی از بزرگترین شعبدهبازان تاریخ شناخته میشد. این فیلم که با بازی جفری راس در نقش اصلی و همراهی بازیگرانی چون ایمی برنمن، اسکات فولی و دیگران به تصویر کشیده شده، به کاوش در زندگی پر رمز و راز مالوین میپردازد. داستان حول محور نمایشهای خارقالعاده او، رقابتهای نفسگیر با دیگر شعبدهبازان و همچنین ماجراهای شخصیاش میچرخد. فیلم با بهرهگیری از فضاسازیهای چشمگیر و جلوههای ویژهی تحسینبرانگیز، مخاطب را به دنیای جادویی و پر از شگفتی شعبدهبازی در دوران طلایی آن میبرد و رازهای پشت صحنهی بزرگترین تردستیهای تاریخ را آشکار میکند.
خلاصه داستان: فیلم «عشاق» (The Lovers) محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی عظیم جوزف و با بازی دبرا وینگر و تریسی لتس، داستان زوجی میانسال به نامهای ماری و مایکل را روایت میکند که پس از سالها زندگی مشترک، رابطهشان به سردی گراییده و هر دو درگیر روابط عاشقانه خارج از ازدواج شدهاند. ماری با نویسندهای به نام رابرت و مایکل با رقصندهای جوان به نام لوسی ارتباط دارند. زمانی که پسرشان جوئل قرار است برای تعطیلات به خانه بیاید، این زوج تصمیم میگیرند برای حفظ ظاهر، روابط خارجی خود را موقتاً متوقف کرده و وانمود کنند که همه چیز خوب است. اما در کمال تعجب، همین نزدیکی اجباری و بازی کردن نقش زوجی خوشبخت، بار دیگر جرقههای عشق و صمیمیت را بین آنها روشن میکند و آنها را در موقعیتی پیچیده و طنزآمیز قرار میدهد که باید بین زندگی قبلی و احساسات تازهیافته خود انتخاب کنند.
خلاصه داستان: فیلمی حماسی و ضد جنگ به کارگردانی ادوارد دمیتریک که در سال ۱۹۵۸ بر اساس رمانی به همین نام از ایروین شاو ساخته شد. داستان در طول جنگ جهانی دوم روایت میشود و زندگی سه سرباز را دنبال میکند: کریستین دیستل (با بازی مارلون براندو)، یک افسر آلمانی ایدهآلیست که به تدریج از ایدئولوژی نازی سرخورده میشود؛ نوآل اکمن (با بازی دین مارتین)، یک آمریکایی یهودی که برای فرار از تبعیض به ارتش میپیوندد؛ و مایکل وایتفیلد (با بازی مونتگومری کلیفت)، یک آمریکایی مرفه که برای یافتن هویت و هدف خود به جنگ میرود. فیلم با بهرهگیری از بازی درخشان بازیگران اصلی خود، به ویژه براندو در نقش سرباز آلمانی، به کاوشی عمیق در طبیعت انسان، تعهد، وجدان و پیامدهای ویرانگر جنگ میپردازد و نشان میدهد که چگونه جنگ میتواند زندگی افراد را از هر دو سوی درگیری به شدت تحت تأثیر قرار دهد.
خلاصه داستان: فیلمی درام و عاشقانه به کارگردانی وینسنت مینلی که در سال ۱۹۵۸ ساخته شد. داستان درباره دیو هیرش، نویسنده ای سرخورده و الکلی است که پس از سالها به زادگاهش بازمیگردد. او با برادرش فرانک و همسرش جین که افرادی مرفه و سطحی هستند، روبرو میشود. در این میان، دیو با گوئن فرنچ، معلمی روشنفکر و باهوش آشنا میشود و رابطهای عمیق با او برقرار میکند. همزمان، جینی، زنی ساده و مهربان که در سفر با او همراه شده، نیز به دیو دل میبندد. این فیلم با بازی فرانک سیناترا، دین مارتین و شرلی مکلین، تصویری تلخ و واقعگرایانه از جامعه آمریکایی دهه ۵۰ و تضادهای طبقاتی آن ارائه میدهد و به موضوعاتی چون عشق، خانواده، طردشدگی و جستجوی هویت میپردازد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: این مجموعه تلویزیونی حماسی بریتانیایی که در سال ۲۰۱۳ به کارگردانی مایکل هرست ساخته شد، داستان رگنار لوتبروک (با بازی تراویس فیمل)، وایکینگ افسانهای و جنگجوی بیپروا را روایت میکند که باور دارد از خدایان سرنوشتساز نروژی است. رگنار به همراه برادرش رولو (کلایو استندن) و همسرش لاگرتا (کاترین وینیک)، راهزنی دریاها را آغاز کرده و به غارت صومعههای انگلیس میپردازند. این سریال با نگاهی جذاب به فرهنگ، اساطیر و جنگهای خونین وایکینگها، ماجراهای رگنار را در رسیدن به قدرت، فتح سرزمینهای جدید و رویارویی با دشمنان قدرتمند به تصویر میکشد. در کنار بازیگران اصلی، گوستاو اسکارسگارد، جورج بلگدوس و الکساندر لودویگ نیز در نقشهای کلیدی حضور دارند.
خلاصه داستان: این سریال حماسی تاریخی به کارگردانی مایکل هرست و با بازیگری ترنس فین، گابریل بیرن، کاترین وینیک و گوستاف اسکارشامر، داستان زندگی وایکینگ افسانهای راگنار لوتبروک را روایت میکند. سریال «وایکینگها» که در سال ۲۰۱۳ آغاز شد، ماجراجوییهای راگنار را به عنوان یک جنگجوی ساده تا رسیدن به مقام ارل و سپس پادشاهی دنبال میکند. این مجموعه با به تصویر کشیدن فرهنگ وایکینگها، حملات آنها به انگلستان، فرانسه و دیگر سرزمینها، و همچنین درگیریهای خانوادگی و قدرتطلبیهای شخصیتهای اصلی، یک روایت جذاب و پرکشش از تاریخ اسکاندیناوی را ارائه میدهد. شخصیتهای فرعی مانند لاگرتا همسر جنگجوی راگنار، رولو برادرش و فرزندانش به خصوص بیورن آیرونساید و ایوار بیاستخوان، هر کدام داستانهای منحصر به فرد خود را دارند که در طول فصلهای مختلف سریال گسترش مییابد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: ژول، یک کارمند سابق ارتش که اکنون به عنوان بازرگان ثروتمند فعالیت میکند، با همدستی معشوقهاش فلورانس، نقشه قتل همسرش سیمون را میکشد. پس از به دام انداختن او در آسانسور یک ساختمان اداری، ژول برای پاک کردن ردپاهایش بازمیگردد، اما درست زمانی که در آسانسور گیر میافتد، برق ساختمان قطع میشود و او در تاریکی محبوس میماند. در همین حال، لوئیس، جوانی ولگرد، اتومبیل ژول را میدزدد و به همراه دوست دخترش ورونیکا به سفری مرگبار میرود که به قتل یک زوج آلمانی میانجامد. با آغاز تحقیقات پلیس، این دو پرونده به ظاهر نامرتبط، به تدریج در هم تنیده میشوند و سرنوشت ژول و فلورانس را به شکلی غیرمنتظره رقم میزنند. این فیلم نوآر سیاه و سفید محصول سال ۱۹۵۸، به کارگردانی لوئی مال و با بازی ژن مورو و موریس رونه، با موسیقی بدیع مایلز دیویس همراهی میشود.
خلاصه داستان: در کوهستان های سرد و خشن شمال ژاپن، روستایی فقیر تحت قوانین سختگیرانه ای اداره می شود که بر اساس آن، افراد مسن پس از رسیدن به هفتاد سالگی باید توسط فرزندان خود به قله کوه نارایاما برده شوند تا در آنجا بمیرند. اورین، زنی قوی و با وقار که به هفتادمین سال تولد خود نزدیک می شود، با آرامش و پذیرش به این سرنوشت نگاه می کند. او تمام تلاش خود را می کند تا پیش از رفتن به کوه، امور خانواده را سامان دهد؛ برای پسرش تاتسوهیچی همسر جدیدی پیدا کند و از رسیدن نوه هایش اطمینان حاصل نماید. این فیلم حماسی و تأثیرگذار به کارگردانی شوهی ایمامورا، برنده نخل طلای کن در سال ۱۹۸۳، با بازی درخشان کینویو تاناکا، زیبایی شناسی خیره کننده و روایتی عمیقاً انسانی از عشق، فداکاری و چرخه زندگی و مرگ را به تصویر می کشد.
خلاصه داستان: این فیلم محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی ژانگ کی، روایتگر زندگی خانوادهای روستایی در حومه شهر است که با چالشهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از توسعه شهری مواجه هستند. داستان حول محور خواهر و برادری میگردد که درگیر تغییرات سریع جامعه چین و تأثیرات آن بر زندگی سنتی روستایی خود هستند. فیلم با نگاهی واقعگرایانه و احساسی، تضاد بین زندگی مدرن شهری و ارزشهای سنتی را به تصویر میکشد و مشکلات مهاجرت، از دست دادن هویت و جستجو برای یافتن جایگاه در دنیای در حال تغییر را بررسی میکند. این اثر تحسینشده در جشنوارههای بینالمللی، تصویری عمیق و انسانی از تحولات اجتماعی چین معاصر ارائه میدهد.