خلاصه داستان: مجموعهای از بازیگران و تکنیکهای سینمایی در یک سریال کمدی-درامی جذاب، که داستان زندگی چند نفر از افراد منحرف و بیهمسری را به تصویر میکشد. سال 2021.
خلاصه داستان: در جنگ جهانی دوم، یک گروه از افسران بریتانیایی و یونانی به دنبال ماموریت خطرناکی هستند تا دو توپ کشتیگیر عظیم در جزیره ناوارون را نابود کنند و کشتیهای متفقین را از حمله ناگهانی آلمان نجات دهند. با وجود موانع زیاد و خیانتهایی که در راه است، آنها باید با شجاعت و هوشمندی خود را به هدف برسانند.
خلاصه داستان: در سال 1960، دو فیلمساز فرانسوی به همراه یک دانشجوی روانشناس، مردم پاریس را در مورد خوشبختی و مسائل اجتماعی مصاحبه میکنند تا واقعیت زندگی آنها را به تصویر بکشند. این مستند، که به عنوان یکی از پیشگامان ژانر سینمای واقعگرایانه محسوب میشود، به مطالعه رفتار و عواطف انسانها در شرایط طبیعی میپردازد.
خلاصه داستان: در داستان "چاه و تندیس کندن"، یک زندانی در اسپانیای قرن شانزدهم بیدار میشود و خود را در یک تاریکی کامل مییابد. او تلاش میکند محیط اطرافش را درک کند و متوجه میشود که در یک چاه عمیق و در یک زندان وسیع قرار دارد. او با استفاده از هوش و شجاعت خود، تلاش میکند از چاه و تندیس کندن مرگبار که به سمت او پایین میآید، نجات یابد. در نهایت، او با کمک یک موش و با استفاده از غذای خود، موفق میشود از چاه فرار کند و زندگی خود را نجات دهد.
خلاصه داستان: Ferdinando Cefalù, a 37-year-old Sicilian nobleman, is unhappily married to Rosalia, a devoted but dull wife. Consumed by his obsession with his young cousin Angela, Ferdinando dreams of a way to be with her. However, divorce is illegal and socially unacceptable in 1960s Italy. Desperate, he devises a plan to murder Rosalia and exploit an obscure law that allows a man to avoid punishment if he kills his wife in the act of adultery. Ferdinando manipulates Rosalia into having an affair, hoping to catch them in the act and carry out his scheme. As his plan unfolds, Ferdinando’s dark humor and absurdity highlight the societal constraints and moral hypocrisy of the time.
خلاصه داستان: در یک جزیره کوچک در سوئد، یک خانواده کوچک - کسرین، مارتین، داوید و مایکل - در تعطیلاتشان با مشکلات روحی و عاطفتی مواجه میشوند. کسرین که از بیماری روانی رنج میبرد، بین واقعیت و خیال خود گیج میشود و معتقد است خدا با او صحبت میکند. مارتین، همسرش، تلاش میکند او را درمان کند، در حالی که داوید و مایکل، پدر و برادر کسرین، هر کدام به شیوه خود با وضعیت او برخورد میکنند. در طول روزها، روابط خانوادگی آزمایش میشود و هر یک به دنبال درک و پذیرش واقعیتی میشوند که از طریق شیشهای تاریک و مبهم دیده میشود.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۱، فیلم موزیکال کلاسیک «داستان غرب» (West Side Story) به کارگردانی رابرت وایز و جروم رابینز روایتی مدرن از عشق رومئو و ژولیت را در بستر جامعهای از مهاجران و گروههای خیابانی در نیویورک دهه ۱۹۵۰ ارائه میدهد. این اثر با موسیقی لئونارد برنشتاین و شعر استیون ساندهایم، داستان عشق غیرممکن بین تونی، عضو سابق گروه خیابانی «پلنگهای سفید» و ماریا، خواهر رهبر گروه رقیب «تیبیردز» را دنبال میکند. درگیریهای خشونتبار بین این دو گروه و تبعیضهای اجتماعی، زمینهای تراژیک برای این عشق پرشور فراهم میکند و به تضادهای نژادی و طبقاتی آن دوره میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم دختری با چمدان داستان دختری به نام لیدیا است که پس از ترک معشوقهاش، به دنبال پناهگاهی در خانهی خانوادهی پانچری به سر میآید. در آنجا، او با پسر خانواده، آگوستو، روبرو میشود که درگیر یک رابطهی عاطفی پیچیده با دختری به نام لائورا است. لیدیا به تدریج با مشکلات و تنشهای خانوادگی آنها آشنا میشود و خود را در مرکز یک مثلث عاطفی مییابد که در آن احساسات، وظیفه و تضادهای اجتماعی در هم تنیده میشوند.
خلاصه داستان: این فیلم کلاسیک سال ۱۹۶۱ به کارگردانی بلیک ادواردز، بر اساس رمانی از ترومن کاپوتی، داستان هالی گولایتلی (با بازی آدری هپبورن) را روایت میکند - دختری جوان و جذاب با سبک زندگی اسرارآمیز که در محله ثروتمندنشین منهتن زندگی میکند و رویای ثروتمند شدن را در سر میپروراند. او که به خاطر عادت رفتن به مقابل ویترین فروشگاه تیفانی در صبحها به «صبحانه در تیفانی» معروف است، با نویسندهای تازهکار به نام پل وارژاک (با بازی جورج پپارد) آشنا میشود که به تازگی به آپارتمان همسایه او نقل مکان کرده است. داستان حول محور رابطه این دو نفر میچرخد و در پس ظاهر فریبنده و سبک زندگی لاکچری هالی، تنهایی عمیق و جستجوی او برای یافتن مکانی برای تعلق داشتن را آشکار میکند. در حالی که هالی با مردان ثروتمند معاشرت میکند و به دنبال ازدواجی پر سود است، حضور پل در زندگیاش دیدگاه او را به عشق و زندگی تغییر میدهد و او را با واقعیتهایی مواجه میکند که سالها سعی در فرار از آنها داشته است.