خلاصه داستان: فیلم «از روسیه با عشق» (۱۹۶۳) به کارگردانی ترنس یانگ، با بازی شان کانری در نقش جیمز باند، دانیلا بیانکی به عنوان تاتیانا رومانووا، پدرو آرمنداریز در نقش کریم بی و لоте لنیا به عنوان روزا کلب، دومین ماجراجویی جاسوسی باند را روایت میکند؛ جایی که سازمان SPECTRE با فریب باند توسط یک مأمور زن جذاب شوروی، او را به دام میاندازد تا دستگاه رمزنگاری پیشرفته Lektor را بدزدد و باند را در سفری پرخطر از استانبول تا ونیز نابود کند، در حالی که باند با نبوغ و جذابیت خود توطئه را خنثی میکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۳، بیل وایلدر کمدی رمانتیک «ایرما لادوس» را با بازی درخشان شرلی مکلین در نقش ایرما، روسپی محبوب پاریسی، و جک لمون در نقش نستور پاتوف، پلیس پاکدامن اما عاشقپیشه، ساخت. نستور پس از اخراج از پلیس به دلیل تلاش برای پاکسازی محله فاحشهخانهها از روسپیان، برای حفظ ایرما از مشتریان دیگر، هویت خیالی «لرد اُکسفورد» را اختراع میکند و به عنوان مشتری ثروتمند و انحصاری او ظاهر میشود؛ این ماجرا به زنجیرهای از سوءتفاهمها، فداکاریهای خندهدار و لحظات عاشقانه منجر میشود که عشق واقعی را در دل پاریس رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلم «دستها بر شهر» ساخته فرانکو روسِلینی در سال ۱۹۶۳، داستان فساد سیاسی و سفتهبازی ملکی در ناپل ایتالیا را روایت میکند. رود استایگر در نقش اِدوآردو نوتولا، توسعهدهنده املاک جاهطلب و عضو شورای شهر، پس از سقوط یک ساختمان قدیمی که منجر به مرگ میشود، از این حادثه برای گسترش امپراتوری خود و تضعیف رقبا بهره میبرد و درگیر بازیهای قدرت، رشوه و توطئههای پیچیده میشود.
خلاصه داستان: حرفه سوزان (۱۹۶۳)، فیلم کوتاه به کارگردانی اریک رومر از مجموعه شش روایت اخلاقی، داستان دو دوست جوان به نامهای برتران و رولان را روایت میکند که با سوزان، دختری ساده و بیتجربه آشنا میشوند. برتران به تدریج به سوزان علاقهمند میشود و او را به عنوان معشوقه خود میبیند، اما رولان با فریبکاری و سوءاستفاده از اعتماد دوستش، رابطه جنسی پنهانی با سوزان برقرار میکند و برتران را در توهم نگه میدارد. بازیگران اصلی شامل کاترین دو فرانس در نقش سوزان، ژرار هوفمان در نقش رولان و فیلیپ هریسون در نقش برتران هستند که با بازیهای طبیعی، پیچیدگیهای روابط انسانی و خیانت را به تصویر میکشند.
خلاصه داستان: مه زیبا (Le Joli Mai)، مستند تأثیرگذار ساختهشده در سال ۱۹۶۲ به کارگردانی کریس مارکر و پیر لوم، تصویری زنده و صمیمی از پاریس در ماه مه آن سال به نمایش میگذارد. این فیلم از طریق مصاحبههای عمیق و صریح با شهروندان عادی از اقشار مختلف جامعه، به کاوش در افکار، آرزوها، ترسها و امیدهای آنها درباره جنگ الجزایر، زندگی روزمره، مسائل اقتصادی و اجتماعی، و چشمانداز صلح میپردازد و نگاهی نو و انسانی به فرانسه در آستانه تحولات بزرگ ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم هاد (۱۹۶۳) به کارگردانی مارتین ریت، با بازی پل نیومن در نقش هاد، گلهداری خودخواه و جذاب در تگزاس است که با عمویش هادسون (ملوین داگلاس)، مالک مزرعه خانوادگی، بر سر مسائل اخلاقی و مدیریت گله آلوده به بیماری درگیر میشود؛ در حالی که رابطهای پرتنش و عاطفی با خدمتکار جوان خانه (پاتریشیا نیل) برقرار میکند. این درام وسترن بر اساس رمانی از لری مکمورتری، تضاد میان سنتهای قدیمی، مدرنیته و فساد اخلاقی را به تصویر میکشد و با بازیهای درخشان، برنده سه جایزه اسکار شد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۳، آکیرا کوروساوا فیلم جنایی دراماتیک «بالا و پایین» را با بازی توشیرو میفونه در نقش کینگو گوندو، مدیرعامل ثروتمند یک شرکت کفشسازی، و تتسویا ناکادای به عنوان کارآگاه سرسخت، کارگردانی کرد. داستان حول محوری میچرخد که گوندو در آستانه سرمایهگذاری عظیم برای تصاحب شرکت است، اما ربایندهای اشتباهاً پسر خدمتکارش را میرباید و باج سنگینی طلب میکند؛ گوندو باید بین نجات کودک بیگناه و حفظ امپراتوری تجاریاش یکی را انتخاب کند، در حالی که پلیس به رهبری ناکادای در تعقیب مجرم میافتد و فیلم کاوشی عمیق در تضاد طبقاتی، اخلاق و عدالت اجتماعی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم دلقک (۱۹۶۲) به کارگردانی ژان-پیر ملویل، با بازی ژان-پل بلموندو در نقش موریس فالکوئر و سرژ رژیانی، یک درام جنایی نوآر کلاسیک است که داستان خلافکاری تازه از زندان آزادشده را روایت میکند؛ او درگیر شبکهای از خیانتها، جاسوسی و انتقام میان دنیای زیرزمینی پاریس و پلیس میشود، جایی که مرز بین دوست و دشمن محو شده و هر تصمیمی میتواند کشنده باشد.
خلاصه داستان: فیلم بیلی دروغگو (۱۹۶۳) به کارگردانی جان شلسینگر با بازی تام کورتنی در نقش اصلی بیلی فیشر و جولی کریستی، داستان جوانی خیالپرداز و دروغگوی ساکن شهر کوچک انگلیسی را روایت میکند که از واقعیت خستهکننده شغلش در اداره کفن و دفن، خانواده پر سر و صدا و روابط عاطفی پیچیده با سه دختر فرار میکند. بیلی دنیایی خیالی به نام آمبروزیا میسازد که در آن رئیسجمهور است، اما فشارهای زندگی واقعی او را وادار به انتخاب میان خیال و واقعیت میکند و سفری طنزآمیز و تلخ به سوی بلوغ را رقم میزند.
خلاصه داستان: شنبه سیاه (۱۹۶۳)، ساخته ماریو باوا، یکی از شاهکارهای کلاسیک ژانر وحشت ایتالیایی است که به صورت آنتولوژی از سه داستان مستقل تشکیل شده: در «تلفن»، زنی پارانوئید از تماسهای تهدیدآمیز یک قاتل سابق رنج میبرد؛ در «ووردالاک»، مردی به خونآشام تبدیل شده و خانوادهاش را تهدید میکند با بازی بوریس کارلوف در نقش اصلی؛ و در «قطره آب»، پرستاری با روح انتقامجوی زنی مصری روبرو میشود. بازیگران برجستهای چون لیدیا آلمانی، جاکومینا باکاردی و میشل مرسیه، این فیلم را به تجربهای فراموشنشدنی از ترسهای ماوراءطبیعی تبدیل کردهاند.