خلاصه داستان: فیلم سازماندهنده (۱۹۶۳) به کارگردانی ماریو مونچلی با بازی مارکلو ماسترویانی در نقش پروفسور ژاکومو، رناتو سالواتوری و آنی ژیرارو، داستان استادی دانشگاه را روایت میکند که پس از اخراج از شغلش به دلیل فعالیتهای سیاسی، به عنوان سازماندهنده اتحادیه کارگری در کارخانه نساجی تورین ایتالیا مشغول میشود و با چالشهای اعتصاب کارگران، اختلافات طبقاتی و تلاش برای اتحاد میان کارگران مهاجر و محلی دست و پنجه نرم میکند، در حالی که عشقی نافرجام نیز زندگی او را پیچیدهتر میسازد.
خلاصه داستان: فیلم «آتش درون» (۱۹۶۳) به کارگردانی لوئی مال، با بازی موریس رونِت در نقش آلن لوران، مردی میانسال الکلی و افسرده است که پس از ترک کلینیک اعتیاد به الکل، با دوستان، همسر سابق و آشنایان قدیمیاش دیدار میکند تا جرقهای از شور زندگی بیابد، اما ناامیدی عمیق او را به سوی تصمیم نهایی خودکشی سوق میدهد و فیلمی عمیقاً روانشناختی درباره پوچی وجودی است.
خلاصه داستان: فیلم خدمتکار (۱۹۶۳) به کارگردانی جوزف لوزی با بازی درخشان دیرک بوگارد در نقش هیوگو برت، خدمتکار زیرک و مرموز، و جیمز فاکس در نقش تونی، جوان ثروتمند و آسیبپذیر، داستانی روانشناختی و نفسگیر از نفوذ تدریجی و دستکاریهای روانی یک خدمتکار بر زندگی اربابش را روایت میکند؛ تونی پس از جدایی از نامزدش، برت را استخدام میکند اما برت با هوشیاری و روابط پنهان خود، کنترل کامل خانه، روابط و حتی هویت تونی را تصاحب کرده و او را به ورطه سقوط میکشاند.
خلاصه داستان: فیلم شهر بزرگ (۱۹۲۸) به کارگردانی و با بازی چارلی چاپلین، همراه با النور بوردمن و بتی برانسون، داستان زوجی فقیر به نام جیمز و مگان را در دل شهر شلوغ نیویورک روایت میکند. جیمز که بیکار است و شغلهای موقتی میگیرد، تلاش میکند خانوادهاش را تأمین کند، در حالی که مگان به عنوان نظافتچی در آپارتمانهای لوکس کار میکند و با تحقیر روبرو میشود. این فیلم صامت کلاسیک، با ترکیبی استادانه از کمدی فیزیکی چاپلین، درام اجتماعی و لحظات احساسی، چالشهای زندگی شهری، فقر و امید را به تصویر میکشد و نمادی از سینمای طلایی هالیوود است.
خلاصه داستان: فیلم «تام جونز» (۱۹۶۳) به کارگردانی تونی ریچاردسون و با بازی درخشان آلبرت فینی در نقش اصلی، اقتباسی کمدی و ماجراجویانه از رمان کلاسیک هنری فیلدینگ است. داستان حول تام جونز، جوانی خوشقلب و یتیم که توسط اسکوایر آلورثی پیدا و بزرگ میشود، میچرخد؛ تام عاشق سوفیا، دختر اسکوایر، میشود اما با موانع خانوادگی، سوءتفاهمها، روابط عاشقانه پرماجرا و تبعید روبرو میگردد و در سفری پر از طنز و هیجان، هویت واقعی خود را کشف کرده و به سعادت میرسد، در حالی که هیو گریفیت و سوزاننا یورک نیز نقشهای کلیدی را ایفا میکنند.
خلاصه داستان: فیلم پرندگان (۱۹۶۳) به کارگردانی آلفرد هیچکاک، با بازی تیپی هدرن در نقش ملانی دنیلز، رود تیلور به عنوان میچ برنر، سوزانتا پتچ و جسیکا تندی، داستانی ترسناک و هیجانانگیز از حمله ناگهانی پرندگان به ساکنان شهر ساحلی بودویکی در کالیفرنیا روایت میکند. ملانی، دختری ثروتمند و شیطان، پس از ملاقات اتفاقی با وکیل جذاب میچ، به دنبال او به شهر میرود و هدیهای پرنده برای خواهر کوچکش میبرد، اما به زودی پرندگان دریایی، گنجشکها و کلاغها بدون هیچ دلیلی به انسانها حملهور میشوند، خانهها را محاصره کرده و وحشت عظیمی را بر شهر حاکم میکنند، در حالی که تلاش برای نجات خانواده میچ و کشف راز این پدیده ادامه دارد.
خلاصه داستان: فیلم نور زمستانی (۱۹۶۳) به کارگردانی اینگمار برگمان، با بازی گوستا پرووس در نقش کشیش توماس، اینگرید تولین به عنوان معشوقهاش مارتا و ماکس فون سیدو در نقش ماهیگیر یوناس، داستان یک کشیش پروتستان بحرانزده را در زمستان سرد شمال سوئد روایت میکند. توماس پس از مرگ همسرش با فقدان ایمان خود مواجه شده و درگیر روابط پیچیده با مارتا و مشاوره به یوناس که از بمبهای اتمی وحشت دارد و به خودکشی فکر میکند، میشود. فیلم با عمق فلسفی به بررسی تنهایی انسانی، شک در خدا و پوچی وجود میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم زن حشره (۱۹۶۳) به کارگردانی شوهی ایمامورا با بازی ساچیکو هیداری در نقش تومه، داستان زندگی یک زن روستایی ژاپنی را از کودکی در دوران پیش از جنگ تا میانسالی در ژاپن پس از جنگ جهانی دوم روایت میکند. تومه که از کودکی مورد آزار جنسی قرار میگیرد، به شهر میرود و مشاغلی مانند خدمتکاری، کارگری در کارخانه، روسپیگری و مدیریت خانه فساد را تجربه میکند و در هر مرحله با سرکوبهای اجتماعی، فقر و تغییرات فرهنگی دستوپنجه نرم مینماید، در حالی که نمادی از بقا و انعطافپذیری زنانه در برابر سختیهای جامعه مردسالار است.
خلاصه داستان: فیلم «ارباب مگسها» (۱۹۶۳) به کارگردانی پیتر بروک، اقتباسی از رمان مشهور ویلیام گلدینگ است و داستان گروهی از پسران انگلیسی را روایت میکند که پس از سقوط هواپیمایشان در جزیرهای خالی از سکنه گرفتار میشوند. رالف (جیمز آبری) به عنوان رهبر دموکراتیک انتخاب میشود، اما جک (تام چاپین) با حسادت و غرایز وحشیانه، گروه را به سوی هرجومرج، خشونت و آیینهای قبیلهای سوق میدهد؛ در حالی که پیگی (هیو ادواردز) نماد عقل و منطق است. این درام کلاسیک با بازیگران کودک، کاوشی عمیق در فروپاشی تمدن و تاریکیهای ذاتی انسان ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم فرار بزرگ (The Great Escape) محصول ۱۹۶۳ به کارگردانی جان استرجس با بازی استیو مککویین در نقش ویر جیلری، جیمز گارنر به عنوان هندلی و ریچارد آتنبورو در نقش بارتل، داستان واقعی فرار حماسی ۷۶ زندانی متفقین از اردوگاه نازی اشویت اشتوتگارت در جنگ جهانی دوم را روایت میکند؛ آنها با حفر تونلهای زیرزمینی پیچیده، جعل اسناد و برنامهریزی دقیق، تلاش میکنند از چنگال نگهبانان آلمانی رها شوند، اما تعقیب و گریز نفسگیر و سرنوشت متفاوت هر کدام، این فرار را به نمادی از شجاعت و امید تبدیل میکند.