خلاصه داستان: فیلم «زن در تپههای شنی» (۱۹۶۴) به کارگردانی هیروشی تشیگاهارا با بازی ایجي اوکادا در نقش نiki، معلم حشرهشناسی و کیوکو کیشیدا در نقش زن مرموز، داستان مردی را روایت میکند که برای جمعآوری سوسکهای نادر به دشتهای شنی دورافتاده میرود و به طور اتفاقی در گودالی عمیق سقوط میکند؛ جایی که توسط اهالی روستا با یک زن تنها زندانی میشود تا با هم شنی که مدام فرو میریزد را بیرون بریزند و برای بقا بجنگند، در حالی که رابطه پیچیدهای میان عشق، اسارت و فلسفه وجودی شکل میگیرد و او درگیر مبارزهای بیپایان برای فرار یا پذیرش سرنوشت میشود.
خلاصه داستان: فیلم «ماسک مرگ سرخ» (۱۹۶۴) به کارگردانی راجر کورمن، با بازی وینسنت پرایس در نقش پرنس پروسپرو اشرافزادهای سادیست و جادوگر، هازل کورت و جین اشر، اقتباسی ترسناک از داستان ادگار آلن پو است که در قرون وسطی ایتالیا رخ میدهد؛ پروسپرو برای فرار از طاعون مرگبار «مرگ سرخ» به قلعهای باشکوه پناه میبرد، هفت اتاق رنگی با تمهای نمادین برپا میکند و مهمانیهای وحشیانه و شیطانی برگزار مینماید، اما مرگ به صورت یک غریبه نقابدار قرمز به جشنش نفوذ کرده و یکی یکی مهمانان را نابود میکند و انتقام میگیرد.
خلاصه داستان: فیلم پوست نرم (۱۹۶۴) به کارگردانی فرانسوا تروفو، با بازی ژان دزایلی در نقش پیر، فرانسواز دورلک در نقش نیکول و نلی بندتی در نقش فرانسواز، داستان یک مدیر مجله ادبی متأهل و موفق را روایت میکند که در سفری کاری با مهماندار هواپیمای جوانی آشنا شده و وارد رابطهای عاشقانه و پنهانی میشود؛ این رابطه زندگی خانوادگی آرام او را به هم میریزد و او را با بحرانهای عاطفی، خیانت و عواقب اخلاقی روبرو میسازد.
خلاصه داستان: فیلم «آمریکایی کردن امیلی» ساخته آرتور هیلر در سال ۱۹۶۴، با بازی جیمز گارنر در نقش چارلی مادلر افسر بزدل نیروی دریایی آمریکا و جولی اندروز در نقش امیلی، راننده بریتانیایی جسور، داستان عشقی طنزآمیز در بستر جنگ جهانی دوم در لندن را روایت میکند. چارلی که مسئول تأمین بستنی برای دریادار است و از مرگ میترسد، با امیلی آشنا میشود که از دست دادن همسر و برادرش در جنگ او را تغییر داده؛ رابطه آنها به چالش کشیدن هنجارهای جنگی و آمریکاییسازی فرهنگ بریتانیایی میانجامد و چارلی را به مردی قهرمان تبدیل میکند، در حالی که فیلم با طنزی تلخ به پوچی جنگ میپردازد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۴، جری لوئیس در فیلم کمدی «پتسی» به کارگردانی و بازیگری خودش، نقش گلوریا پتسی، پیشخدمتی بلندپرواز و خنگ را ایفا میکند که آرزوی تبدیل شدن به ستاره هالیوود را در سر میپروراند؛ او با تقلیدهای خندهدار و اغراقآمیز از ستارگان مشهوری چون الیزابت تیلور، کیم نوواک و دین مارتین، توجه یک تهیهکننده را جلب میکند و وارد دنیای پرزرقوبرق و پرماجراهای سینما میشود، جایی که با موقعیتهای طنزآمیز و هرجومرجهای پیدرپی روبرو میگردد و تلاش میکند تا به شهرت برسد.
خلاصه داستان: فیلم شب ایگوآنا (۱۹۶۴) به کارگردانی جان هیوستون، با بازی ریچارد برتون در نقش کشیش سابق الکلی شان اوکانل، دبورا کر به عنوان هانا جلکس معلم نقاشی، آوا گاردنر در نقش ماکسین فاک مالک هتل و سو لاین به عنوان شارلوت گودال دانشآموز جوان، داستان سفری پرتنش به یک هتل ساحلی متروکه در مکزیک را روایت میکند؛ جایی که شان پس از فروپاشی عصبی، با بحران ایمانی عمیق، وسوسههای جنسی و روابط پیچیده عاطفی روبرو میشود و در نهایت به سوی رستگاری درونی پیش میرود.
خلاصه داستان: فیلم قاتلان (۱۹۴۶) به کارگردانی رابرت سیودماک با بازی برت لنکستر در نقش سو جانسون بوکسور سابق، آوا گاردنر به عنوان کیت کورلی جذاب و مرموز و ادموند اوبراین در نقش محقق بیمه، اقتباسی از داستان کوتاه ارنست همینگوی است که ماجرای دو قاتل حرفهای (چارلز مککورمک و ویلیام کنوود) را روایت میکند؛ آنها برای کشتن سو به شهر کوچکی میروند، اما پس از قتل، اوبراین با کاوش در گذشته سو به شبکهای از خیانت، عشق ممنوعه و سرقت بیمهای میلیون دلاری میرسد که همه چیز را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «قطار» (۱۹۶۴) به کارگردانی جان فرانکنهایمر با بازی برت لنکستر در نقش پل لبلان، پل اسکافیلد به عنوان سرهنگ فون والدشمیت و ژان مورو، داستان واقعی وقوعات اواخر جنگ جهانی دوم در فرانسه را روایت میکند؛ جایی که یک افسر آلمانی عاشق هنر مأمور انتقال مجموعهای بینظیر از شاهکارهای نقاشی امپرسیونیستها از موزههای پاریس به آلمان با قطار زرهی میشود، اما پل لبلان، ایستگاهدار سرسخت قطار، با رهبری گروه مقاومت فرانسوی دست به عملیات پیچیده و پرخطری میزند تا با خرابکاریهای جسورانه، واگنهای حامل گنجینه هنری را متوقف و نابود کند و میراث فرهنگی را از چنگال نازیها نجات دهد.
خلاصه داستان: فیلم «زن شامپانزه» (۱۹۶۴) به کارگردانی و بازی مارچلو ماسترویانی با حضور آنتونی کویین و کاترینا کث، بر اساس داستان واقعی زندگی زنی مو دار به نام ماریا روایت میشود که توسط دلقک سیرک آدولفو به نمایش گذاشته میشود؛ او ماریا را از صومعهای در رومانی خارج کرده و با آموزش خوانندگی و نمایش به عنوان «زن شامپانزه» در اروپا به شهرت میرساند، اما در این میان عشقی واقعی و تراژیک میان آنها شکل میگیرد و با چالشهای اجتماعی و اخلاقی روبرو میشود.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۴، فیلم «انبان کدو» به کارگردانی جک کلیتون، با بازی آن بنکرافت در نقش سو، زنی خانهدار و مادر چندین فرزند که با همسر چهارمش، جیک (پیتر فینچ)، نویسندهای خیانتکار و بیمسئولیت زندگی میکند، روایت میشود. سو در حالی که با بارداریهای مکرر و بحرانهای عاطفی دستوپنجه نرم میکند، با خیانتهای جیک، فروپاشی خانواده و جستجوی هویت شخصیاش مواجه میشود و در میان فشارهای اجتماعی و روانی دهه ۱۹۶۰، به مرز جنون نزدیک میگردد، در حالی که جیمز میسون نیز در نقش مهمی ظاهر شده است.