خلاصه داستان: در دوران امپراتوری روم، سیمون، یک راهب مسیحی، به مدت شش سال، شش ماه و شش روز بر روی ستونی در بیابان مینشیند تا از گناه دور باشد و به خدا نزدیکتر شود. مردم او را به عنوان یک قهرمان مذهبی میبینند و برای دریافت برکت و درمان نزد او میآیند. اما شیطان در قالب یک دختر جذاب ظاهر میشود و سیمون را وسوسه میکند تا از روی ستون پایین بیاید و زندگی دنیوی را تجربه کند.
خلاصه داستان: Three is a 2021 South Korean crime thriller film directed by John H. Lee and starring Kim Hye-soo, Kim Moo-yul, and Park Hae-joon. The story follows a tenacious detective named Jang Mi-ju (Kim Hye-soo) who becomes entangled in a high-stakes cat-and-mouse game with a brilliant and ruthless serial killer known only as "The Calculator." As Jang delves deeper into the investigation, she discovers that the killer's meticulously planned murders are connected to a series of cold cases, each marked by the number three. With the help of her partner, Detective Park Jin-hwan (Kim Moo-yul), and a profiler, they race against time to decipher the killer's pattern before he strikes again. The film masterfully blends psychological tension with intense action sequences, exploring themes of obsession, justice, and the psychological toll of pursuing a seemingly untouchable criminal.
خلاصه داستان: در پراگ اشغالشده توسط نازیها، دکتر براون، یک پزشک یهودی که از کار در بیمارستان منع شده، زندگی آرامی را در آپارتمان خود میگذراند. زندگی او زمانی تغییر میکند که یکی از همسایگانش که در مقاومت علیه نازیها فعال است، به شدت زخمی میشود و به کمک پزشکی فوری نیاز دارد. دکتر براون با وجود خطرات بسیار، تصمیم میگیرد برای نجات جان این مبارز مقاومت، از خانه خارج شود و در جستجوی داروهای ضروری، سفری پرخطر را در شهر آغاز کند. او در این مسیر با وحشت، بیعدالتی و خشونت رژیم نازی مواجه میشود و هر لحظه ممکن است هویت واقعی او فاش شود. این سفر شبانه، آزمونی برای شجاعت، انسانیت و تعهد او به اصول پزشکی است. فیلم به کارگردانی زبیگنیف کوبیلسکی و با بازی ایگور اسمیالوفسکی، تصویری تیره و روانشناختی از زندگی تحت اشغال را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: فیلمی هنری و پیچیده به کارگردانی فوتیک که بر اساس رمانی از یان پوتوکی ساخته شده است. داستان در قرن هجدهم و در جریان جنگهای ناپلئونی میگذرد و حول محور سروان آلفونس ون وردن میچرخد که در سفر خود به ساراگوسا با نسخهخطی باستانی روبرو میشود. این نسخه او را به دنیایی از ارواح، طلسمها و داستانهای درهمتنیده میکشاند. فیلم با ساختاری لایهلایه و روایتی داستان در داستان، مرز بین واقعیت و خیال را محو میکند و بیننده را در هزارتویی از رمز و راز غرق میکند. زیبیگنیف سیبولسکی در نقش اصلی درخششی به یادماندنی دارد و تصویربرداری سیاه و سفید و کارگردانی استادانه فوتیک، این اثر را به یکی از شاهکارهای سینمای هنری اروپا تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: یک نجیبزاده انگلیسی به نام لیدی لوئیزا در دوران ویکتوریا، خاطرات زندگی پرفرازونشیب خود را برای نوهاش روایت میکند. داستان به گذشته بازمیگردد؛ زمانی که او به عنوان یک پیشخدمت ساده در یک هتل سوئیسی کار میکرد و عاشق آنارشیست جذابی به نام آرمند شد. اما تقدیر مسیر دیگری برایش رقم زد و او ناگزیر با لرد لافایت، اشرافزاده سالخورده و ثروتمندی ازدواج کرد. حالا پس از سالها، او در کاخ مجلل خود در لندن، رازهای عشق، خیانت، انقلاب و قدرت را فاش میکند و نشان میدهد که چگونه یک زن میتواند در پشت پرده، تاریخ را شکل دهد. این فیلم در سال ۱۹۶۵ به کارگردانی پیتر اوئین با بازی سوفیا لورن، پل نیومن و دیوید نیون ساخته شد.
خلاصه داستان: در ژاپن فئودالی قرن نوزدهم، گروهی از ساموراییهای ناراضی که از سیاستهای شوگونسالاری توکوگاوا به ستوه آمدهاند، نقشه ترور یکی از مقامات ارشد حکومتی را میکشند. در میان این توطئهگران، تسوروخوکی ناکامورا، یک رونین (سامورایی بیارباب) با مهارتهای استثنایی در نبرد، قرار دارد که انگیزههای شخصی پیچیدهای او را به این مأموریت مرگبار کشانده است. کارگردان توشیرو میفونه در این فیلم حماسی سیاه و سفید که در سال ۱۹۶۵ ساخته شد، خود نیز در نقش اصلی ظاهر شده و صحنههای اکشن نفسگیری را به تصویر میکشد. داستان حول محور آمادهسازی برای این ترور، همچینیهای سیاسی و شخصی بین توطئهگران و لحظات تعیینکننده روز موعود میچرخد و فضایی پرتعلیق و سرشار از تعهد سامورایی به نام شرافت و وظیفه را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: یک هیولای جنایتکار با نقابی مخوف و هویتی مرموز، پاریس را به وحشت میکشاند. فانتوماس، این استاد فراری و تغییر چهره، با هر جنایتی که مرتکب میشود، پلیس و کارآگاه مشهور ژروم فاندور را به مبارزه میطلبد. در حالی که شهر در هراس به سر میبرد، خبرنگاری جسور به نام هیلاریون دوپره برای افشای راز این جنایتکار اسرارآمیز وارد عمل میشود و در این مسیر، عشق و خطر را در هم میآمیزد. این فیلم که در سال ۱۹۶۵ به کارگردانی آندره هونبهل ساخته شده، دومین قسمت از سهگانه فانتوماس با بازی ژان ماره در نقش کارآگاه فاندور و لوئی دو فونس در نقش ژروم فاندور است که با ترکیب اکشن، کمدی و معمایی، تماشاگر را تا آخرین لحظه درگیر خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: «عشق در دریا» یک فیلم عاشقانه دراماتیک است که داستان دو غریبه را روایت میکند که در یک کشتی کروز لوکس با هم آشنا میشوند. الکس، یک هنرمند تنها و خلاق، و سارا، یک زن متاهل که برای فرار از مشکلات زندگی روزمره به این سفر آمده، به طور اتفاقی در عرشه کشتی با هم برخورد میکنند. آنچه با یک گفتگوی ساده آغاز میشود، به تدریج به یک رابطه عمیق و احساسی تبدیل میگردد که هر دو را با چالشهای اخلاقی و عاطفی بزرگی روبرو میکند. در میان امواج آرام اقیانوس و مناظر خیرهکننده، آنها باید بین عشق تازهیافته و تعهدات گذشته خود یکی را انتخاب کنند. این فیلم با بهرهگیری از فضای رمانتیک دریا و بازیهای احساسی بازیگران اصلی، مخاطب را به سفری عاطفی میبرد که در آن عشق، وفاداری و انتخابهای دشوار زندگی به تصویر کشیده میشوند.
خلاصه داستان: یک زوج جوان و عاشق، سارا و مایک، برای جشن گرفتن سالگرد ازدواجشان تصمیم میگیرند یک سفر دریایی رمانتیک و رویایی را روی یک کشتی کروز لوکس تجربه کنند. آنها امیدوارند در این سفر آرامش و زمان بیشتری را در کنار یکدیگر داشته باشند و خاطرات جدیدی بسازند. اما در میان اقیانوس، طوفانی سهمگین و غیرمنتظره کشتی را در هم میکوبد و همه چیز به یکباره دگرگون میشود. حالا سارا و مایک که در میان آبهای خروشان و تاریکی شب گیر افتادهاند، باید برای زنده ماندن و نجات دادن عشقشان بجنگند. این فیلم که محصول سال ۲۰۲۴ است، داستانی پرکشش و احساسی را درباره قدرت عشق، امید و بقا در شرایط سخت روایت میکند و مخاطب را تا آخرین لحظه روی لبه صندلی نگه میدارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در سال ۱۹۳۷، در میانه جنگ دوم چین و ژاپن، هارومی (با بازی یوکو میزوهارا)، یک روسپی زیبا و مرموز، به یک پادگان نظامی ژاپنی در منچوری منتقل میشود. او که از زندگی و عشق ناامید شده، به عنوان اسباب بازی افسران ارشد ژاپنی خدمت میکند. اما ورود ستوان میکامی (ایسائو کیمورا)، یک افسر جوان و آرمانگرا، زندگی او را دگرگون میکند. عشق ممنوعه و پر شور این دو، در برابر قوانین سخت نظامی و فضای خفقانآور جنگ قرار میگیرد. کارگردان شوهی ایمامورا، با نگاهی تلخ و واقعگرایانه، داستان عشق و فداکاری را در پسزمینه ویرانیهای جنگ روایت میکند و تصویری تکاندهنده از وضعیت زنان و پوچی جنگ ارائه میدهد.