خلاصه داستان: شش فیلم آنتولوژی محصول سال ۱۹۶۵ است که توسط شش کارگردان برجسته موج نو سینمای فرانسه ساخته شده: ژان-لوک گدار، کلود شابرول، ژان دوشه، ژان روشر، اریک رومر و ژان-دانیل پوله. این فیلم شش داستان کوتاه و مستقل را روایت میکند که هر کدام در یکی از محلههای مختلف پاریس (مونپارناس، پل سن-میشل، پل دو لیل، رو دووسی، لاپی و ناسیون) اتفاق میافتد. هر بخش با نگاهی منحصر به فرد به زندگی، عشق، مرگ و روابط انسانی در شهر پاریس میپردازد و در مجموع تصویری چندوجهی و جذاب از فرهنگ و جامعه فرانسوی در دهه ۱۹۶۰ ارائه میدهد. این اثر به عنوان یکی از مهمترین فیلمهای موج نو سینمای فرانسه شناخته میشود که با نگاهی واقعگرایانه و نوآورانه به قصهگویی، تأثیری ماندگار بر سینمای جهان گذاشت.
خلاصه داستان: داستان سانشیرو سوگاتا، مرد جوانی که می خواهد هنر جدید جودو را یاد بگیرد. یک معلم خردمند به سانشیرو فاش می کند که جودو صرفا وسیله ای برای مبارزه و نمایش مهارت بدنی نیست، بلکه هنری است که هنر را آشکار می کند...
خلاصه داستان: فیلم «ترفند... و چگونگی به دست آوردنش» (۱۹۶۵) به کارگردانی ریچارد لستر، با بازیهای درخشان ریتا توشینگهام در نقش نانسی، ری بروکس به عنوان تولن و مایکل کرافورد در نقش تام، یک کمدی سوررئال و پرجنبوجوش بریتانیایی است که داستان تام، معلمی جوان و دستوپاچلفتی را روایت میکند که از دوست زیرک و زنباز خود، تولن، میخواهد راز جذب زنان را به او بیاموزد؛ ورود ناگهانی نانسی به زندگی آنها ماجراهای خندهداری را رقم میزند و به کاوشی طنزآمیز در روابط جنسی و اجتماعی دهه ۶۰ میلادی میپردازد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۵، ویژه برنامه انیمیشنی «کریسمس چارلی براون» به کارگردانی بیل ملendez با صداهای پیتر رابینز در نقش چارلی براون و کریستوفر شیا در نقش لینوس، داستان چارلی براون افسرده و ناامید از کریسمس تجاریشده را روایت میکند؛ او به دنبال معنای واقعی این جشن است، مسابقهای برای انتخاب ملکه رقص کریسمس راه میاندازد، درختی کوچک و بدشکل پیدا میکند و با کمک دوستانش مانند شرو و اسنوکی، در نهایت با سخنرانی لینوس درباره تولد مسیح، درخت را به نمادی زیبا از عشق و دوستی تبدیل میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «هفت زن» آخرین اثر جان فورد، درام تاریخی در چین ۱۹۳۵، داستان گروهی از زنان مبلغ مسیحی آمریکایی را روایت میکند که در مأموریت دورافتادهشان با حمله راهزنان مغول و دکتر کارترایت (آن بنکرافت)، پزشک بیدین و سیگاری، روبهرو میشوند؛ در میان تنشهای ایدئولوژیک، عشق، فداکاری و بقا، شخصیتها با انتخابهای سخت و تحولات درونی مواجه میشوند. این فیلم با بازیهای قدرتمند بنکرافت و مارگارت لیتون، و کارگردانی فورد، به موضوعاتی مانند ایمان، فمینیسم و انسانیت در بحران میپردازد و به عنوان یکی از آثار جسورانه و غمانگیز فورد شناخته میشود. منتقدان آن را به عنوان اثری فراموششده اما عمیق تحسین کردهاند که با تصاویر بصری خیرهکننده و پایانبندی تلخ، قدرت زنان را در دوران فورد نشان میدهد، هرچند برخی از ریتم کند و تمرکز بیش بر جنبههای دراماتیک، آن را کمی قدیمی و فاقد پویایی میدانند.
خلاصه داستان: فیلم جولیتا از روحها (۱۹۶۵) به کارگردانی فدریکو فلینی و با بازی خیرهکننده جولیتا ماسینا در نقش اصلی، داستان زنی میانسال به نام جولیتا را روایت میکند که پس از کشف خیانت شوهرش، وارد دنیایی سوررئال از خیالات، ارواح گذشته و تجربیات روانشناختی میشود؛ او با مواجهه با ترسها، خاطرات کودکی و جنبههای پنهان شخصیتش، سفری درونی برای رهایی و کشف هویت واقعی خود آغاز میکند و این کاوش فلینیوار مرزهای واقعیت و توهم را محو میسازد.
خلاصه داستان: فیلم «مشتها در جیب» (۱۹۶۵) به کارگردانی مارکو بلوکیوچیو با بازی لو کاستل در نقش الساندروی جوان مبتلا به صرع، پائولا پیتاگورا و مارینو ماسینی، داستان خانوادهای ثروتمند اما آشفته را روایت میکند که الساندروی پرخاشگر و بیمار روانی، از بار مادری نابینا و خواهر و برادرانش خسته شده و نقشههای جنونآمیزی برای حذف تدریجی آنها میکشد؛ این درام روانشناختی ایتالیایی با تصاویر تکاندهنده و کاوش عمیق در تاریکیهای ذهن انسان، یکی از شاهکارهای نئورئالیسم مدرن است.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «سه چهره» به کارگردانی حسن فتحی محصول سال ۱۳۹۶ (۲۰۱۸ میلادی)، داستان بهار (هدیه تهرانی)، بازیگر زن بازنشستهای را روایت میکند که ویدیویی از گلوریا (جیران لو)، دختری نوجوان از روستایی دورافتاده در آذربایجان دریافت میکند که آرزوی بازیگر شدن دارد. بهار همراه با دو دوست بازیگرش، ملیحه (طناز طباطبایی) و رز (پریناز ایزدیار)، سفری به روستا آغاز میکنند تا استعداد دختر را ارزیابی کنند، اما با واقعیتهای سخت جامعه سنتی، محدودیتهای جنسیتی و تضادهای فرهنگی روبرو میشوند و سفری درونی برای کشف هویت و آرزوهای از دست رفته خود تجربه میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «من او را خوب میشناختم» (۱۹۶۵) به کارگردانی آنتونیو پیرانجلی، با بازی درخشان استفانیا ساندrelli در نقش آدریانا، داستان زنی جوان و بیتجربه را روایت میکند که از روستا به رم میآید تا به عنوان مدل و بازیگر مشهور شود؛ او در میان مهمانیهای پرزرقوبرق، روابط گذرا با مردان مختلف و زندگی شبانه پرهیجان غرق میشود، اما به تدریج با پوچی و تنهایی این جهان فریبنده روبرو شده و در نهایت با یک تراژدی تلخ به واقعیت هولناک زندگیاش پی میبرد.
خلاصه داستان: در فیلم کمدی «چگونه همسرتان را بکشید» محصول ۱۹۶۵ به کارگردانی ریچارد کوئین، جک لمون نقش استنلی فورد، کاریکاتوریست ثروتمند و مجرد را بازی میکند که پس از یک مهمانی پر از الکل، به طور اتفاقی ویرنا لیز را از دریا نجات داده و در یک لحظه هوس، با او ازدواج میکند. استنلی که از زندگی زناشویی کلافه شده، در کمیکهای محبوبش شخصیت همسر خیالیاش را به طرز فجیعی میکشد و این ایده به موفقیت کمیکها منجر میشود، اما وقتی همسر واقعیاش واقعاً ناپدید میشود و پلیس وارد ماجرا میگردد، استنلی باید با وکیلش (با بازی ادی آندرس) برای اثبات بیگناهیاش دست و پنجه نرم کند و ماجراهای خندهداری رقم بخورد.