خلاصه داستان: کشتی احمقان (۱۹۶۵)، به کارگردانی استنلی کرامر با بازی ویویان لی در نقش مری دوآرت، اسکار ورنر به عنوان ویلم کلوبرگ و سیمون سینیوره در نقش آنا، داستان مسافران متنوع یک کشتی اقیانوسپیما را روایت میکند که در سال ۱۹۳۳ از وراکروز مکزیک به برمن آلمان سفر میکنند؛ جایی که یهودیان، نازیها، اشرافزادگان و کارگران با تعصبات نژادی، طبقاتی و سیاسی خود درگیر میشوند و روابط پرتنش و عاشقانهای میانشان شکل میگیرد، در حالی که سایه صعود هیتلر بر اروپا سنگینی میکند.
خلاصه داستان: "صدای موسیقی (۱۹۶۵)، به کارگردانی رابرت وایز، با بازی درخشان جولی اندروز در نقش ماریا، راهبهای شاد و پرجنبوجوش، و کریستوفر پلامر در نقش کاپیتان فون تراپ، افسر سختگیر نیروی دریایی اتریش، داستان عشق، موسیقی و مقاومت در برابر نازیها را روایت میکند. ماریا به عنوان معلم هفت فرزند یتیم کاپیتان استخدام میشود و با آوازها و بازیهایش خانواده را دوباره متحد میسازد، اما با نزدیک شدن سایه جنگ جهانی دوم، آنها برای حفظ آزادیشان سفری پرمخاطره را آغاز میکنند."
خلاصه داستان: مسابقه بزرگ (۱۹۶۵) به کارگردانی بلیک ادواردز، یک کمدی ماجراجویانه کلاسیک است که تونی کورتیس در نقش لسلی بزرگ، راننده آمریکایی بینقص و خوششانس، جک لمون در نقش پروفسور فیت، مخترع شرور و بدشانس، و ناتالی وود در نقش مگی دوبوا، روزنامهنگار جسور فمینیست بازی میکنند. داستان در اوایل قرن بیستم روایت میشود و حول بزرگترین مسابقه رانندگی از نیویورک به پاریس میچرخد، جایی که لسلی و پروفسور فیت با خودروهای پیشرفتهشان رقابت نفسگیری دارند، مگی به عنوان خبرنگار به جمع میپیوندد و ماجراهای خندهدار، انفجارها، تعقیبها و توطئههای دیوانهوار در مسیر پرماجرایشان رخ میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «جاسوسی که از سرما آمد» (۱۹۶۵) به کارگردانی مارتین ریت، با بازی ریچارد برتون در نقش الک لیماس مأمور ارشد MI6 بریتانیا، کلر بلوم و اسکار ورنر، داستانی نفسگیر از دوران جنگ سرد را روایت میکند. لیماس پس از از دست دادن مأمور خود در برلین، مأموریت پیچیدهای برای فریب هانس-دیتر موندت، مقام ارشد KGB، دریافت میکند و با هویت جعلی وارد برلین شرقی میشود. در این میان، با نانسی، زنی کمونیست و سابقاً فعال صلحطلب آشنا شده و عاشق او میگردد، اما توطئههای جاسوسی لایهلایه، خیانتهای پنهان و دادگاهی ساختگی مرزهای وفاداری را به چالش میکشد و لیماس را در سرمای بیرحم جاسوسی گرفتار میسازد.
خلاصه داستان: فیلم پرواز ققنوس (۱۹۶۵) به کارگردانی رابرت آلدرچ با بازی جیمز استیوارت، ریچارد آتنبورو و هاردی کروگر، داستان سقوط یک هواپیمای باری در صحرای بیرحم آفریقا را روایت میکند؛ جایی که فرانک تاونز (جیمز استیوارت)، خلبان باتجربه، و گروهی از بازماندگان از ملیتهای مختلف برای بقا متحد میشوند و با استفاده از لاشه هواپیما، تلاش میکنند تا آن را بازسازی کرده و پرواز دهند، در حالی که با تشنگی، گرما و اختلافات درونی دست و پنجه نرم میکنند و نمادی از امید و باززایی را به تصویر میکشند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۵، جورج استیونز فیلمی حماسی و مذهبی به نام «بزرگترین داستان هرگز روایت نشده» را کارگردانی کرد که با بازی مکس فون سیدو در نقش عیسی مسیح، چارلتون هستون به عنوان یحیی تعمیددهنده، جوزفین رلی در نقش مریم، و ستارگانی چون جان وِیْن، سیسیلی بی. دمیل و سیدنی پویرِه، روایتی باشکوه از تولد، معجزات، تعلیمات، آخرین شام، دستگیری، محاکمه، مصلوب شدن و رستاخیز عیسی مسیح را بر اساس انجیلها به تصویر میکشد و با جلوههای بصری خیرهکننده، نمایی عظیم از داستان نجات بشریت ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم احمق (۱۹۶۵) به کارگردانی ژرار اوترینی با بازیهای درخشان لوئیس دو فونس و بورویل، داستان مردی سادهلوح به نام استالک را روایت میکند که پس از مرگ همسرش، با ماشینی قدیمی راهی رم میشود تا پولی به خواهرزادهاش تحویل دهد؛ اما در途中 ماشینش خراب میشود و با لوان، مردی حیلهگر و فرصتطلب آشنا میشود که پیشنهاد میدهد او را با ماشین لوکسش همراهی کند و پول را به حساب بانکیاش واریز نماید، سفری پر از سوءتفاهمها، کلاهبرداریهای زنجیرهای و ماجراهای خندهدار تا ایتالیا که دو فونس و بورویل شیمی کمنظیری در آن خلق میکنند.
خلاصه داستان: فیلم پرنده شنی ساخته وینسنت مینلی در سال ۱۹۶۵، با بازی درخشان الیزابت تیلور در نقش لورا رینولدز، هنرمندی مستقل و مادر مجرد، و ریچارد برتون در نقش دکتر لوئیس مولدن، کشیش متأهلی، روایتی عاشقانه و پرتنش از رابطه ممنوعه آنها در سواحل زیبای بیگ سور کالیفرنیا است. ایوا ماری سنت نیز در نقش همسر کشیش ظاهر میشود و داستان برگرفته از رمان هان سولتن، کاوشی عمیق در کشمکشهای اخلاقی، شور عاطفی و زیباییهای طبیعت را به نمایش میگذارد که زندگی همه شخصیتها را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۵، تونی ریچاردسون فیلم کمدی سیاه «معشوق» را با بازی رابرت مورسه در نقش دنیل هیلی، شاعر جوان انگلیسی که برای کار به هالیوود میرود و درگیر دنیای پوچ و پرزرقوبرق قبرستان لوکس «ویسپرینگ گلیدز» میشود، ساخت؛ جایی که مراسم تدفین به سبک هالیوودی و با شعارهای عجیب مانند «درون هر جسد، روحی جاودان است» برگزار میشود. دنیل عاشق آیریس (آنژانت کامر) میشود، اما مرگ عمویش او را به سمت ماجراجوییهای absurd با شخصیتهایی چون آقای سیگول (رود استایگر)، رئیس قبرستان، و دیگر ستارگانی چون جان گیگود، جاناتان وینترز، جیمز کوبورن و لیبراسه میکشاند و به satire تند و تیزی از صنعت مرگ و فرهنگ آمریکایی بدل میگردد.
خلاصه داستان: فیلم کید سینسیناتی (۱۹۶۵)، به کارگردانی نورمن جویسون، با بازی استیو مککوئین در نقش اریک «کید» استنفورد، پوکرباز جوان و جاهطلب در نیواورلئان دهه ۱۹۳۰، روایتگر تلاش او برای اثبات برتری خود در برابر لنسور (ادوارد جی. رابینسون)، بهترین بازیکن پوکر دنیاست. کید با همراهی دوستانش از جمله ملکه (آن مارگرت) وارد تورنمنت بزرگ پوکر میشود، اما با چالشهای خیانت، روابط عاطفی پیچیده و بازیهای ذهنی نفسگیر روبرو میگردد که سرنوشت او را در این نبرد سلطنتی تعیین میکند.