خلاصه داستان: فیلم کمدی ترسناک موزیکال محصول سال ۱۹۶۷ به کارگردانی رومن پولانسکی که در ایران با نام «ترس و نکبت ملوانی» نیز شناخته میشود. داستان در قرن نوزدهم در کوهستانهای ترانسیلوانیا میگذرد و پروفسور آبرونسیوس، یک کارشناس خرافات و شیطانشناسی، به همراه دستیار سادهدلش آلفرد برای نابودی کنت فون کرولاک، یک خونآشام اشرافی، به قلعهای دورافتاده سفر میکنند. آنها در مهمانخانهای اقامت میگزینند که صاحب آن به همراه دختر زیبایش شاگال در آن زندگی میکنند. با ورود کنت به مهمانخانه، او شاگال را میرباید و پروفسور و آلفرد برای نجات او و نابودی کنت وارد قلعه میشوند. در قلعه، آنها با همسر کنت و پسر عجیب و غریبش هربرت مواجه میشوند و ماجراهای خندهدار و ترسناکی را تجربه میکنند. این فیلم با بازی رومن پولانسکی در نقش آلفرد، جک مکگوران در نقش پروفسور آبرونسیوس، و شارون تیت در نقش شاگال، ترکیبی طنزآمیز از ژانرهای کمدی و وحشت را ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در دهه 1920 نیویورک، میلی دلامر، دختری ساده از کانزاس، به دنبال زندگی مدرن و ازدواج با مردی ثروتمند است. او به شهر بزرگ میآید و در یک پانسیون زنانه ساکن میشود که توسط خانم میز، زنی مرموز اداره میشود. میلی عاشق جیمی، مردی خوشتیپ اما بیپول میشود، اما مصمم است با رئیس ثروتمندش، تروور گریندن، ازدواج کند. در همین حال، او متوجه فعالیتهای مشکوک خانم میز و ناپدید شدن دختران جوان در پانسیون میشود. این فیلم موزیکال کمدی محصول سال 1967 به کارگردانی جرج روی هیل، با بازی جولی اندروز، مری تایلر مور، جیمز فاکس، جان گیلگد و بیتریس لیل، داستانی پر از موسیقی، رقص و ماجراجویی را روایت میکند.
خلاصه داستان: عمو یانکو، مستند کوتاه و دلنشین سال ۱۹۶۷ به کارگردانی اگنس واردا، هنرمند برجسته موج نوی فرانسه، روایتی شخصی و شاعرانه از دیدار او با عموی آمریکاییاش، یانکو واردا، ارائه میدهد. این فیلم که در سواحل خلیج سان فرانسیسکو و در خانهی قایقی رنگارنگ عمو یانکو فیلمبرداری شده، تصویری زنده و پراحساس از زندگی این هنرمند یونانی-آمریکایی را به تصویر میکشد. واردا با نگاهی کنجکاو و مهربان، عمویش را به عنوان مردی آزاده، خوشبین و عاشق زندگی معرفی میکند که فلسفهی وجودی خود را در سادگی، هنر و همزیستی مسالمتآمیز با طبیعت و دیگران جستجو میکند. این اثر نه تنها یک پرترهی خانوادگی عمیقاً انسانی است، بلکه بازتابی از روحیهی هیپیگرایی دههی ۶۰ میلادی و جستجوی آرمانشهر فردی در دل جامعهی آمریکاست.
خلاصه داستان: یک فیلم کلاسیک بریتانیایی به کارگردانی کارگردان تحسینبرانگیز، کن لوچ، که در سال ۲۰۱۱ برنده نخل طلای کن شد. این فیلم درام اجتماعی، زندگی راسل، یک کارگر ساده در یک کارخانه بستهبندی مواد غذایی، را به تصویر میککشد که تمام زندگی خود را پنهان کرده است. او که همجنسگراست، در جامعای زندگی میکند که پذیرای این موضوع نیست. زندگی روتین او با ورود گلن، مردی که به تازگی به شهر آمده و روحیهای آزاد و رها دارد، دگرگون میشود. آشنایی این دو به یک رابطه عاطفی عمیق منجر میشود و آنها آخر هفتهای را در کنار هم سپری میکنند؛ آخر هفتهای که تمام حقایق زندگی راسل را زیر سوال میبرد و او را وادار به انتخابهایی سرنوشتساز میکند. بازی درخشان تام کالن و کریس نیو در نقشهای اصلی، به همراه فیلمنامهای هوشمندانه و کارگردانی ظریف لوچ، این فیلم را به یکی از صادقانهترین و تأثیرگذارترین آثار سینمای همجنسگرایانه تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «سیاوش در تخت جمشید» به کارگردانی بهرام بیضایی در سال ۱۳۵۰ شمسی، با بازی جمشید مشایخی در نقش اصلی سیاوش، روایتی اساطیری-معاصر است که در آن سیاوش از دل آتشکده عبور کرده و در ویرانههای تخت جمشید ظاهر میشود. او با جهان مدرن، آدمیان امروزی و تضادهای میان اسطوره و واقعیت روبرو میگردد و در سفری نمادین به دنبال هویت، عدالت و معنای وجود خویش میگردد. پرویز فنیزاده، روبرت اشلی و ولیالله شیراندامی از دیگر بازیگران برجسته این اثر فلسفی و هنری هستند.
خلاصه داستان: در فیلم «بیش از یک معجزه» (۱۹۶۷) به کارگردانی فرانچسکو روسی، با بازی سوفیا لورن در نقش دختری سادهدل از روستا و عمر شریف به عنوان شاهزادهای مغرور، داستان عاشقانهای فانتزی و جادویی روایت میشود که در آن شاهزاده در حین سفر با جادوگری قدرتمند آشنا شده و برای تصاحب عشق خود، وارد ماجراجوییهای پرماجرا و معجزهآمیزی میگردد؛ جایی که جادو، عشق و طنز با عناصر فولکلور ایتالیایی درهم میآمیزد و به نبردی خیالی میان خیر و شر منجر میشود.
خلاصه داستان: در گرمای شب (۱۹۶۷)، ساخته نورمن جویسون با بازی درخشان سیدنی پویر در نقش ویرجیل تیبیس، کارآگاه سیاهپوست باهوشی از کالیفرنیا، و رود اشتایگر در نقش گیل دیکسون، کلانتر سفیدپوست شهر کوچک اسپارتا در میسیسیپی، داستانی پرتنش از تحقیق در قتل یک تاجر ثروتمند را روایت میکند؛ تیبیس که به طور اشتباهی مظنون شناخته میشود، با وجود نژادپرستی شدید جنوبیها و تعصبات محلی، با دیکسون همکاری میکند تا قاتل واقعی را در گرمای طاقتفرسای تابستان جنوبی پیدا کنند و در این مسیر، دو مرد از دو دنیای متفاوت به یکدیگر احترام میگذارند.
خلاصه داستان: فیلم موکت به کارگردانی رابرت برسون در سال ۱۹۶۷، داستان دختری نوجوان به نام موکت (با بازی نادین نورتیه) را روایت میکند که در روستایی فقیرنشین و خفقانآور زندگی میکند. موکت با مادری بیمار، پدری الکلی، آزارهای همسالان و تنهایی عمیق دستوپنجه نرم میکند و در میان رویدادهای شبانهای مرموز و اتهامات ناعادلانه، به مرز فروپاشی میرسد و سرانجام با انتخابی غمانگیز به زندگیاش پایان میدهد؛ اثری عمیق و مینیمالیستی درباره رنج انسانی، گناه و رستگاری.
خلاصه داستان: فیلم «صبر کن تا تاریک شود» (۱۹۶۷) به کارگردانی ترینس یانگ، با بازی درخشان آدری هپبورن در نقش سوزی هندریکس، زنی نابینا که به تازگی بینایی خود را از دست داده، داستان زنی را روایت میکند که در آپارتمان کوچکش در نیویورک با گروهی از خلافکاران خطرناک به رهبری هاروی (آلن آرکین) روبرو میشود. آنها به دنبال بستهای حاوی مواد مخدر هستند که به اشتباه در عروسک دختربچه سوزی پنهان شده و حالا سوزی را هدف قرار دادهاند؛ سوزی با هوش سرشار، حافظه قوی و استفاده از تاریکی به عنوان سلاح، در نبردی نفسگیر و پرتعلیق با مهاجمان مبارزه میکند و مرزهای ترس و شجاعت را جابهجا میسازد.