خلاصه داستان: خلاصه داستان: «داستان جاودان» (The Immortal Story) فیلمی به کارگردانی اورسن ولز در سال ۱۹۶۸ است که بر اساس داستانی از کارن بلیکسن ساخته شده. این فیلم با بازی اورسن ولز، ژان مورو، راجر کوگل و نورمن اِسلِر، داستان مرد بازرگان ثروتمند و تنها به نام مستر کلِی (ولز) را روایت میکند که در ماکائوی قرن نوزدهم زندگی میکند. او که به داستانهای عامیانه و افسانهها بیاعتقاد است، تصمیم میگیرد یکی از این داستانهای تکراری را که ملوانان قدیمی تعریف میکنند، به واقعیت تبدیل کند: داستانی درباره مرد ثروتمندی که با پول از مردی جوان و زنی زیبا میخواهد برای او فرزندی به دنیا آورند. کلِی با کمک منشی خود، لِوینگستون (کاوگل)، مرد جوانی به نام پل (اِسلِر) و زنی رازآلود به نام ویرجینی دوکاستل (مورو) را برای اجرای این نقشه استخدام میکند. اما با پیشرفت ماجرا، واقعیت و خیال در هم میآمیزند و پایانی غیرمنتظره و تأملبرانگیز را رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلم «مرگ با طناب دار» ساختهٔ ناگیسا اوشیما در سال ۱۹۶۸، اثری تحسینشده و بحثبرانگیز در سینمای ژاپن است. این فیلم با بازیگری یون دوی، فومیو واتانابه و آکیکو کویاما، داستان مردی کرهای به نام «آر» را روایت میکند که به جرم تجاوز و قتل یک دختر ژاپنی، محکوم به اعدام با طناب دار شده است. اما پس از اجرای حکم، او به طرز معجزهآسایی زنده میماند و حافظهٔ خود را از دست میدهد. مقامات زندان که در مواجهه با این وضعیت بیسابقه растерان شدهاند، سعی میکنند با بازسازی صحنهٔ جرم و تلقین هویت و جنایت به او، وجدانش را بیدار کنند تا بتوانند حکم اعدام را دوباره و این بار به درستی اجرا کنند. این فیلم با رویکردی سوررئال و تئاتری، به نقد شدید سیستم قضایی، نژادپرستی و سیاستهای ضدکرهای در ژاپن میپردازد و مفاهیم هویت، گناه و عدالت را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلمی به کارگردانی ناگیسا اوشیما، ساخته سال ۱۹۶۸، که با بازیگری یون دوی، فومیو واتانابه و آکیکو کویاما به تصویر کشیده شده است. این اثر سینمایی ژاپنی، داستان مردی کرهایتبار را روایت میکند که به جرم تجاوز و قتل، به اعدام با طناب دار محکوم میشود. پس از اجرای حکم، او به طرز معجزهآسایی زنده میماند و مقامات زندان را با این معضل اخلاقی و قانونی مواجه میکند که آیا میتوان دوباره همان حکم را بر فردی که از مرگ بازگشته، اجرا کرد؟ این فیلم با نگاهی تیزبینانه و رویکردی انتقادی، به مسائلی چون نژادپرستی، سیستم قضایی و اعدام میپردازد و مخاطب را به تفکر عمیق وامیدارد.
خلاصه داستان: فیلم «به دارش بکش» محصول سال ۱۹۶۸ به کارگردانی تد پست و با بازی کلینت ایستوود در نقش مردی بیگناه به نام جِد کوپر است که توسط گروهی از شهروندان به اتهام نادرست دزدیدن گاو و قتل صاحبش، به دار آویخته میشود اما به طرز معجزهآسایی نجات مییابد. پس از اثبات بیگناهی خود توسط کلانتر منطقه، کوپر به عنوان مارشال آمریکا منصوب میشود تا در قلمروی اوکلاهاما به اجرای عدالت بپردازد. او حالا با قدرت قانون در پشت سرش، به دنبال انتقام از مردانی است که زندگی او را نابود کردند، اما این بار نه به عنوان یک قاتل، بلکه به عنوان یک مأمور قانون. این وسترن کلاسیک به موضوعاتی همچون عدالت، انتقام و تفاوت میان قانون و کینهتوزی شخصی میپردازد و ایستوود در این نقش نمادین، تصویری فراموشنشدنی از یک قهرمان ضدقهرمان را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: در حومهی پاریس، پسری دهساله به نام فرانسوا ویتوری که در خانوادههای مختلف دستبهدست شده، سرانجام به یک زوج مهربان سپرده میشود. موریس و مادام رنزو با صبر و محبت بیپایان سعی میکنند به این پسر آسیبدیده که رفتارهای غیرقابل پیشبینی و گاه ویرانگر دارد، نزدیک شوند. فرانسوا که هرگز عشق واقعی را تجربه نکرده، در برابر محبت آنها مقاومت میکند و با دروغگویی، دزدی و فرار، زندگی جدیدش را به چالش میکشد. موریس رنزو، با امیدواری و درک عمیق، به تدریج تلاش میکند تا دیوارهای دفاعی این کودک تنها را فرو بریزد و به او بیاموزد که میتواند بار دیگر اعتماد کند. این فیلم سیاهوسفید اثر ماندگار موریس پیالا، کارگردان نامدار فرانسوی، با بازی فوقالعاده میشل ترز باره در نقش فرانسوا، روایتی تکاندهنده و صادقانه از دنیای پیچیدهی کودکی است که در جستجوی هویت و تعلق است.
خلاصه داستان: فیلم «روحهای مردگان» محصول سال ۱۹۶۸، یک مجموعه فیلم سه اپیزودی هنری و فراطبیعی است که توسط سه کارگردان برجسته اروپایی ساخته شده است: فدریکو فلینی، لوئی مال و روژه وادیم. این فیلم بر اساس داستانهای کوتاه ادگار آلن پو، نویسنده مشهور آمریکایی، ساخته شده است. اپیزود «متزengerstein» به کارگردانی وادیم با بازی جین فوندا و پیتر فوندا، داستان زنی اشرافی را روایت میکند که پس از مرگ پسرعمویش دچار توهمات و وسواس فکری میشود. اپیزود «ویلیام ویلسون» به کارگردانی مال با بازی آلن دلون و بریژیت باردو، ماجرای مردی را دنبال میکند که توسط همزادی مرموز و شرور دنبال میشود. اپیزود «توبی دامیت» به کارگردانی فلینی با بازی ترنس استامپ، داستان هنرپیشهای مست و منزوی را به تصویر میکشد که درگیر کابوسهای هولناک و رویاهای آشفته میشود. هر سه اپیزود با نگاهی روانکاوانه و زیباییشناختی منحصر به فرد، مفاهیمی چون گناه، جنون، وسواس و مرگ را در فضایی سورئال و وهمآلود به تصویر میکشند و اثری فراموشنشدنی در ژانر هنری و ترسناک روانشناختی خلق کردهاند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: کارگردان مایکل اندرسون در سال ۱۹۶۸ فیلمی با بازی آنتونی کوئین، لارنس اولیویه، باربارا جفورد و اسکار ورنر خلق کرد. داستان درباره کشیشی روسی به نام لاکوتا است که پس از ۲۰ سال حبس در سیبری، به طور غیرمنتظره ای آزاد می شود. او به رم می رود و در آنجا به مقام کاردینالی می رسد و سپس به طور شگفت انگیزی به عنوان پاپ انتخاب می شود. در حالی که جهان در آستانه جنگ هسته ای قرار دارد، پاپ جدید باید با بحران های جهانی، فقر و گرسنگی مقابله کند و ایمان خود را در مواجهه با چالش های بزرگ به کار گیرد.
خلاصه داستان: فیلمی ترسناک و تاریخی محصول سال ۱۹۶۸ به کارگردانی مایکل ریوز که با نام «جادوگرکُش» نیز شناخته میشود. وینسنت پرایس در نقش متیو هاپکینز، یک شکارچی جادوگر بیرحم در دوران جنگ داخلی انگلستان، ظاهر میشود. داستان حول محور یک کشیش جوان به نام جان لاور میچرخد که نامزدش توسط هاپکینز مورد آزار قرار گرفته و به جرم جادوگری محکوم میشود. لاور که به دنبال انتقام است، درگیر نبردی مرگبار با این جادوگرکُش ستمگر میشود. این فیلم با بهرهگیری از فضایی تاریک و پرتنش، به بررسی موضوعات قدرت، فساد و وحشیگری میپردازد و یکی از آثار برجسته ژانر وحشت بریتانیا محسوب میشود.
خلاصه داستان: دو جوان اشرافزاده در شهر ورونا، رومئو و ژولیت، علیرغم دشمنی دیرینه بین خانوادههایشان، مونتاگ و کاپولت، دلداده یکدیگر میشوند. آنها در یک مراسم مخفیانه توسط پدر لورنس با یکدیگر ازدواج میکنند، اما سرنوشت تراژیک آنها زمانی رقم میخورد که رومئو در یک درگیری، پسرخاله ژولیت، تیبالت، را به قتل میرساند و در نتیجه تبعید میشود. ژولیت برای فرار از ازدواج اجباری با پاریس، توسط پدر لورنس به نوشیدن معجونی تشویق میشود که او را به خوابی مرگمانند فرو میبرد. وقتی خبر این نقشه به رومئو نمیرسد، او با دیدن ژولیت بیجان، خود را میکشد. ژولیت نیز پس از بیداری و دیدن معشوق مردهاش، جان خود را میگیرد. این عشق نافرجام و مرگ آنها، دو خاندان را به صلحی تلخ وادار میکند. این داستان جاودان، که بارها در قالب فیلمهای مختلف از جمله نسخه کلاسیک فرانکو زفیرلی در سال ۱۹۶۸ و نسخه مدرن باز لورمن در سال ۱۹۹۶ با بازی لئوناردو دیکاپریو و کلیر دینز به تصویر کشیده شده، همچنان به عنوان یکی از بزرگترین تراژدیهای عاشقانه تاریخ ادبیات و سینما شناخته میشود.
خلاصه داستان: یک هنرمند در حالی که در یک جزیره دورافتاده آلمان با همسر باردار جوانتر خود تعطیلات خود را سپری می کند، در هنگام رویارویی با خواسته های سرکوب شده خود دچار یک فروپاشی عاطفی می شود.