خلاصه داستان: «پسران گروه» فیلمی درام به کارگردانی جو مانتلو محصول سال ۲۰۲۰ است که بر اساس نمایشنامه مشهور مارتی کراولی ساخته شده و نسخه سینمایی آن با بازی بازیگران اصلی برادوی، از جمله جیم پارسونز، زکری کوئینو، مت بومر، اندرو رانلز، چارلی کارور، رابین دی هاجز، مایکل بنجامین واشینگتن، برایان هاچیسون و توک واتکینز ارائه میشود. داستان در سال ۱۹۶۸ در نیویورک میگذرد و حول محور مهمانی دوستانه مردان همجنسگرا میچرخد که با ورود ناگهانی دوست دگرجنسگرای میزبان، فضای صمیمی جمع به تدریج به تنش و درگیری تبدیل میشود. در طول شب، رازهای قدیمی، زخمهای عاطفی و چالشهای زندگی در جامعهای که پذیرای آنها نیست، آشکار میشود و روابط میان شخصیتها در معرض آزمایش قرار میگیرد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۰، فرانسوا تروفو، کارگردان برجسته فرانسوی، اثری ماندگار و تأثیرگذار با نام «مرد وحشی» (The Wild Child) خلق کرد که بر اساس ماجرای واقعی ویکتور اَوِیرون، پسری که در کودکی در جنگلهای فرانسه رها شده و بدون تماس با تمدن انسانی بزرگ شده بود، ساخته شده است. داستان فیلم در اواخر قرن هجدهم میگذرد و دکتر ژان ایتار، پزشک و مربی جوان و مصممی را دنبال میکند که توسط پروفسور پینل مأموریت مییابد تا به این پسر وحشی، که اکنون ویکتور نامیده میشود، آموزش دهد و او را با قوانین و هنجارهای جامعه انسانی آشنا کند. تروفو خود نقش دکتر ایتار را با ظرافتی مثالزدنی ایفا میکند و در کنار ژان-پیر کارگول در نقش ویکتور، روایتی صبورانه، عمیق و انسانی از فرآیند دشوار آموزش، ارتباط و درک متقابل را به تصویر میکشد. این فیلم سیاه و سفید، با نگاهی دقیق و همدلانه، نه تنها چالشهای برقراری ارتباط با فردی خارج از دایره تمدن را بررسی میکند، بلکه مفاهیم عمیقی مانند طبیعت در برابر تربیت، ماهیت انسانیت و مسئولیت اخلاقی علم را نیز به پرسش میگیرد و اثری تأملبرانگیز و زیبا را تقدیم مخاطب میکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۰، فرانسوا تروفو کارگردان برجسته فرانسوی، فیلم «کودک وحشی» را بر اساس داستان واقعی ویکتور آویرون، کودکی که سالها در جنگلهای فرانسه به تنهایی زندگی کرده بود، ساخت. تروفو خود در نقش دکتر ژان ایتار، پزشک و مربی دلسوزی که مسئولیت آموزش و اجتماعی کردن این کودک را بر عهده میگیرد، ظاهر میشود. فیلم به بررسی فرآیند پیچیده و دردناک انتقال ویکتور از دنیای غریزی و طبیعی به جامعه متمدن انسانی میپردازد و سوالات عمیقی را درباره ماهیت انسان، آموزش و مرزهای تمدن مطرح میکند. این اثر سیاه و سفید و مینیمال، یکی از مهمترین فیلمهای تروفو و سینمای موج نو فرانسه محسوب میشود که با نگاهی انسانی و دقیق، مبارزه برای هویت انسانی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان سریال کمدی-درام «آفتابگردان» محصول سال ۲۰۲۱ به کارگردانی ویکرامادی تیا موتیان و بازی گیتانجلی کولکارنی، گیریش کولکارنی و آشیما دسایی است. این سریال داستان زندگی سانای، زنی که پس از ۱۰ سال از کما بیدار میشود، را روایت میکند. او در حالی به هوش میآید که دنیای اطرافش به طور کامل تغییر کرده و با چالشهای جدیدی مواجه میشود. سانای سعی میکند با شرایط جدید کنار بیاید و گذشته خود را بازسازی کند، اما متوجه میشود که خانواده و دوستانش نیز تغییرات زیادی کردهاند. این سریال با طنزی ظریف، ماجرای بازگشت او به زندگی عادی و کشف رازهای پنهان در طول سالهایی که در کما بوده را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک کارآگاه یونانی به نام «کوروس» در دهه ۱۹۸۰ در آتن، پرونده قتل یک زن جوان را بررسی میکند. او که به تازگی از همسرش جدا شده، درگیر این پرونده پیچیده میشود که در آن شواهد به سمت یک مرد ثروتمند و بانفوذ به نام «میکالیس» اشاره دارد. اما هرچه کوروس بیشتر تحقیق میکند، بیشتر در تارهای فساد، قدرت و رازهای خانوادگی گرفتار میشود. این سریال یونانی که در سال ۲۰۲۴ ساخته شده، با بازیگری تحسینبرانگیز و فضاسازی تاریک خود، مخاطب را تا آخرین لحظه درگیر خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: فیلمی جاسوسی به کارگردانی جان هیوستون که در سال ۱۹۷۰ ساخته شد و بازیگرانی چون پاتریک اوشین، بیشاپس، ریچارد بون، نایجل گرین، دین جاگر، لایل بتگر، جورج سندرز و اورسن ولز در آن ایفای نقش کردند. داستان درباره یک مأمور اطلاعاتی جوان آمریکایی است که برای نجات جان یکی از عوامل سابق سیا، به گروهی از جاسوسان بینالمللی میپیوندد تا نامهای محرمانه را که حاوی اطلاعات مهمی علیه شوروی است، از کرملین به سرقت ببرد. این مأموران در تلاش هستند تا با نفوذ به بالاترین سطوح قدرت در مسکو، این سند را بازیابی کنند و مانع از به خطر افتادن امنیت ملی شوند. در این میان، توطئههای پیچیده، خیانت و خطرات مرگبار، مسیر مأموریت را دشوارتر میکند و هیچکس قابل اعتماد نیست.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: سقراط، فیلمی محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی الکس موریتز، زندگی پسری نوجوان به نام سقراط را روایت میکند که پس از مرگ ناگهانی مادرش، در حاشیه شهر سائوپائولو تنها و بیپناه میماند. این نوجوان سیاهپوست که در فقر شدید زندگی میکند، برای بقا و پرداخت اجاره خانه تلاش میکند و در عین حال با غم از دست دادن مادرش دست و پنجه نرم میکند. فیلم با نگاهی واقعگرایانه و حساس، مبارزه او با سیستم اجتماعی ناعادلانه، تبعیض نژادی و بیعدالتیهای اقتصادی را به تصویر میکشد و داستانی تکاندهنده و انسانی از مقاومت و امید در برابر شرایط سخت را ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم کوتاه «نان و کوچه» (The Bread and Alley) ساختهٔ عباس کیارستمی در سال ۱۹۷۰، یکی از نخستین آثار این کارگردان برجسته ایرانی است. این فیلم ۱۰ دقیقهای داستان پسربچهای را روایت میکند که یک قرص نان تازه خریداری کرده و برای رساندن آن به خانه باید از یک کوچهٔ باریک و خلوت عبور کند. در میانهٔ راه، او با سگی که در کوچه ایستاده مواجه میشود و ترس از عبور از کنار حیوان، او را در موقعیتی دشوار قرار میدهد. فیلم با نگاهی دقیق و صمیمی به رفتار کودکانه و ترسهای طبیعی دوران کودکی، به شیوهای ساده و عمیق، مفاهیمی همچون مواجهه با ترس، یافتن راه حل و تعامل با محیط را به تصویر میکشد. این اثر که با بازی یک کودک غیرحرفهای و یک سگ جلوهای واقعگرایانه دارد، نشاندهندهٔ سبک منحصر به فرد کیارستمی در بهرهگیری از عناصر سادهٔ زندگی روزمره برای خلق داستانهایی پراحساس و تأملبرانگیز است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم تریستانا به کارگردانی لوئیس بونوئل در سال ۱۹۷۰ ساخته شد و کاترین دنوو در نقش شخصیت اصلی به همراه فرناندو ری، فرانکو نرو و لوئیسا ماتا بازی میکنند. داستان حول محور تریستانا، دختری جوان و بیپناه میگردد که پس از مرگ مادرش تحت سرپرستی دون لوپ، نجیبزادهای میانسال و مرفه قرار میگیرد. دون لوپ که به ظاهر نقش قیم را ایفا میکند، به تدریج از موقعیت خود سوء استفاده کرده و تریستانا را مورد آزار و اذیت قرار میدهد. با گذشت زمان، تریستانا که حالا به زنی زیبا تبدیل شده، برای رهایی از این وضعیت اسفبار، رابطهای عاشقانه با نقاش جوانی به نام هوراسیو آغاز میکند. این رابطه به او امید و نیرویی تازه میبخشد تا از سلطه دون لوپ بگریزد و سرنوشت خود را به دست گیرد، اما گذشته تاریک و نفرت عمیق او از دون لوپ، مسیر زندگیاش را به سوی انتقامی تلخ و ویرانگر هدایت میکند.
خلاصه داستان: این فیلم سینمایی محصول سال ۱۹۷۰ به کارگردانی آکیو جیسوجی و با بازیگیری از بازیگرانی چون ریکو کاواکامی، توشی ایچیکاوا و کازونوری یاماموتو، داستان زندگی یک مرد جوان به نام ماسو را روایت میکند که در یک معبد بودایی زندگی میکند و تحت تأثیر تعالیم معنوی قرار دارد. ماسو که به دنبال یافتن حقیقت و معنای زندگی است، با چالشهای اخلاقی و عاطفی متعددی روبرو میشود و درگیر روابط پیچیده با اطرافیانش میگردد. این فیلم که به عنوان یکی از آثار برجسته سینمای هنری ژاپن شناخته میشود، با نگاهی عمیق به مفاهیم فلسفی و مذهبی، زندگی انسان را در تقابل با اصول بودیسم و سنتهای جامعه ژاپن به تصویر میکشد و مخاطب را به تأمل در مورد ماهیت گذرای زندگی و جستجوی معنای حقیقی آن دعوت میکند.