خلاصه داستان: این فیلم مستند که در سال ۲۰۱۱ توسط کارگردان فرانسوی سیریل روسیه ساخته شده، به زندگی روزمره مردم شهر تاریخی صنعا، پایتخت یمن میپردازد. دوربین فیلمبرداری به میان دیوارهای باستانی این شهر میرود تا روایتگر داستانهای انسانی در پس این سازههای تاریخی باشد. مستند با نگاهی عمیق به فرهنگ، سنتها و چالشهای معاصر ساکنان صنعا، تصویری صمیمی و واقعی از زندگی در یکی از قدیمیترین شهرهای مسکونی جهان ارائه میدهد. این اثر سینمایی نه تنها به معماری و تاریخ غنی این شهر میپردازد، بلکه صدای مردمی است که در میان دیوارهای سنگی این شهر تاریخی، زندگی خود را با تمام فراز و نشیبهایش ادامه میدهند.
خلاصه داستان: مینی، زنی زیبا و مرفه که در لسآنجلس زندگی میکند، از روابط عاطفی نافرجام خود خسته شده و به دنبال معنای واقعی عشق میگردد. زندگی او زمانی دگرگون میشود که با سیمور موسکویتز، مردی خشن و بیپروا با ظاهری ژولیده و شخصیتی پرخاشگر آشنا میشود. این آشنایی غیرمنتظره، دنیای دو نفر را که از دو قطب کاملاً متفاوت اجتماعی آمدهاند، به هم پیوند میزند و داستانی عاشقانه و پرتنش را رقم میزند. جان کاساوتیس، کارگردان صاحبسبک سینمای مستقل آمریکا، در سال ۱۹۷۱ با بازی ژنا رولندز و سیمور کاسل، روایتی صادقانه و پراحساس از عشق، تنهایی و جستجوی خوشبختی در دنیای مدرن را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم **آخرین نمایش فیلم** (The Last Picture Show) ساخته کارگردان برجسته پیتر بوگدانویچ در سال ۱۹۷۱، با بازی تیموتی باتامز، جف بریجز و سیبیل شپرد، داستان زندگی جوانانی را در شهر کوچک و خالی از سکنه آنارین در تگزاس روایت میکند. در سال ۱۹۵۱، سانی (باتامز) و دووین (بریجز) دو دوست صمیمی هستند که در آستانه ورود به بزرگسالی، با تنهایی، عشق و از دست دادن مواجه میشوند. آنها در شهری زندگی میکنند که سینمای محلی آن، آخرین نشانه حیات فرهنگی است و تعطیلی آن نمادی از پایان یک دوران است. روابط پیچیده عاطفی، خیانت و جستجو برای معنا در زندگی، هسته اصلی این درام عمیق را تشکیل میدهد که با نگاهی نوستالژیک و تلخ به زوال رویای آمریکایی میپردازد.
خلاصه داستان: یک بیمارستان روانی در شهری کوچک صحنه وقوع قتلهای مرموزی است که توسط یک قاتل سریالی به وقوع میپیوندد. دکتر مارتین بلوم، روانپزشک جوانی که به تازگی در این مرکز مشغول به کار شده، متوجه میشود که قاتل از میان کارکنان بیمارستان یا حتی خود بیماران است. او با کمک پرستار جوانی به نام آنابل سعی میکند هویت قاتل را قبل از وقوع قتل بعدی کشف کند. در این میان، دکتر بلوم باید با بیماران روانی خطرناکی روبرو شود و اسرار تاریک بیمارستان را فاش کند. این فیلم در سال ۲۰۲۲ توسط کارگردان ناشناخته ساخته شده و با بازی هنرمندان ناشناخته به تصویر کشیده شده است.
خلاصه داستان: در دنیایی آیندهنگرانه و استریل تحت کنترل یک دولت توتالیتر، شهروندان توسط هوش مصنوعی مرکزی به نام «ایالت» کنترل میشوند. تمام عواطف و احساسات انسانی سرکوب شده و مردم مجبور به مصرف داروهای آرامبخش برای حفظ اطاعت و یکنواختی هستند. «تیاچاکس ۱۱۳۸» (رابرت دوال)، یک کارگر خط مونتاژ، به همراه همخانهاش «لوه ۳۴۱۷» (مگی مکآمی) در این سیستم زندگی میکنند. اما زمانی که لوه به تیاچاکس کمک میکند تا مصرف داروهایش را متوقف کند، هر دو دوباره احساسات و عواطف انسانی خود را بازمییابند و عاشق یکدیگر میشوند. این عمل غیرقانونی، نقض قوانین ایالت است و سیستم به سرعت برای دستگیری و مجازات آنها وارد عمل میشود. تیاچاکس باید برای نجات خود و لوه از این سیستم تمامتوان فرار کند و هویت واقعی خود را در جهانی بیروح و مکانیکی بازیابد. این فیلم علمیتخیلی که در سال ۱۹۷۱ توسط جورج لوکاس کارگردانی شد، نخستین اثر سینمایی بلند او محسوب میشود و نگاهی هشداردهنده به آیندهای دارد که در آن فناوری و کنترل دولتی، هستی انسانی را تهدید میکند.
خلاصه داستان: یک فیلم جنایی نوآر محصول سال ۱۹۷۱ به کارگردانی ویلیام فریدکین که برنده ۵ جایزه اسکار شد. داستان حول محور کارآگاه جیمی «پاپای» دویل (با بازی خارقالعاده جین هکمن) و همکارش بادی «کلاودی» روسو (روی شایدر) میگردد که دو کارآگاه پلیس نیویورک هستند. آنها در حین گشتزنی در بروکلین به یک گروه قاچاق مواد مخدر فرانسوی به رهبری یک قاچاقچی مرموز و ثروتمند به نام آلن شارنیه (فرناندو ری) مشکوک میشوند. این مظنون قصد دارد یک محموله بزرگ هروئین را با نام رمز «The French Connection» به آمریکا وارد کند. دویل که فردی سرکش و مصمم است، با تعقیب و گریزهای نفسگیر، به ویژه یک تعقیب و گریز اتومبیلرانی افسانهای در زیر خط آهن هوایی، سعی در متوقف کردن این باند بینالمللی دارد. فیلم با الهام از یک پرونده واقعی ساخته شده و به دلیل فیلمبرداری مستندگونه، ریتم سریع و اجرای قدرتمند بازیگرانش به عنوان یکی از بهترین فیلمهای جنایی تاریخ سینما شناخته میشود.
خلاصه داستان: فیلم «نقطه گمشده» محصول سال ۱۹۷۱ به کارگردانی ریچارد سی سارافیان، یکی از نمادینترین فیلمهای جادهای و تعقیبوگریز در تاریخ سینماست. کووادیس که با بازیگری تحسینبرانگیز بری نیومن به تصویر کشیده شده، یک راننده حرفهای و سابق پلیس است که تصمیم میگیرد یک دوج چارجر سفید مدل ۱۹۷۰ را در مدت زمان بسیار کوتاهی از کلرادو به سانفرانسیسکو برساند. او در طول این سفر پرسرعت، با پلیسهای ایالتی مختلفی درگیر میشود که سعی در متوقف کردنش دارند. این تعقیبوگریز نفسگیر، به سمبلی از مبارزه فرد برای حفظ آزادیاش در برابر سیستمهای سرکوبگر تبدیل میشود. فیلم با صحنههای رانندگی خیرهکننده، فضایی سورئال و فلسفی، و موسیقی متن به یادماندنی، داستانی ساده را به تجربهای عمیق و تأملبرانگیز تبدیل کرده که تماشاگر را تا آخرین لحظه با خود همراه میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: دو خواهر و برادر انگلیسی به نامهای مری و پیتر (با بازی جنی آگاتر و لوک رونیسون) در بیابان استرالیا پس از خودکشی پدرشان رها میشوند. آنها در آستانه مرگ بر اثر تشنگی و گرسنگی، با یک پسر بومی جوان (با بازی دیوید گالپیلیل) که در حال انجام «پیادهروی آیینی» یا والکاباوت قبیلهای خود است، مواجه میشوند. این پسر بومی که با دنیای مدرن بیگانه است، با مهارتهای بقای خود جان آنها را نجات میدهد و سفرشان را برای یافتن راه بازگشت به تمدن هدایت میکند. در طول این سفر، مرزهای فرهنگی و زبانی بین آنها کمرنگ شده و درک متقابل و ارتباطی عمیق شکل میگیرد. این فیلم به کارگردانی نیکلاس روگ در سال ۱۹۷۱، داستانی شاعرانه و نمادین درباره رویارویی تمدن مدرن با طبیعت و فرهنگ بومی است.
خلاصه داستان: فیلم مرد امگا (۱۹۷۱) به کارگردانی بوریس ساگال با بازی چارلتون هستون در نقش رابرت نوویل، آنتونی زربی و روزالیند کش، اقتباسی علمی-تخیلی از رمان «من افسانه هستم» نوشته ریچارد ماتسون است که داستان دانشمندی تنها در لسآنجلس پس از شیوع ویروسی مرگبار را روایت میکند؛ او در روز با موجودات شبزی آلوده و متعصب به مبارزه میپردازد، به دنبال واکسن نجاتبخش میگردد و در تنهایی مطلق به بقای خود میچسبد.
خلاصه داستان: «هذیانهای عظمت» (۱۹۷۱) به کارگردانی ژرار اوریه، یکی از کمدیهای کلاسیک فرانسوی با بازی درخشان یوس مونتان در نقش بلانکار و لویی دو فونس در نقش دون سالوست است. داستان در دربار اسپانیا رخ میدهد؛ دون سالوست، وزیر فاسد و جاهطلب، پس از رسوایی دزدی اخراج میشود و برای انتقام، برادرزادهاش بلانکار را به جای شاهزاده واقعی به فرانسه میفرستد تا ازدواج کند، اما ماجراهای زنجیرهای از سوءتفاهمها، هذیانهای عظمت و موقعیتهای خندهدار را رقم میزند که به اوج کمدی میرسد.