خلاصه داستان: داستانهای کانتربری در سال ۲۰۰۳ یک مجموعه انیمیشن سینمایی به کارگردانی مایکل پالو است که بر اساس داستانهای کلاسیک جفری چاسر ساخته شده است. در این اثر، گروهی از زائران در حال سفر به کلیسای جامع کانتربری، هر کدام داستان منحصر به فرد خود را از جمله داستان شوالیه، داستان نانوای همسر و داستان پسر کشاورز روایت میکنند که ترکیبی از کمدی، ماجراجویی و تمهای اخلاقی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک دروازهبان حرفهای به نام یوزف بلوخ پس از اخراج از تیمش، در یک مسابقه، دچار بحران روحی عمیقی میشود. او به طور تصادفی با زنی به نام گلدا آشنا میشود و پس از گذراندن یک شب با او، در یک لحظه غیرقابل توضیح، او را به قتل میرساند. بلوخ پس از این جنایت، به جای فرار، در شهر باقی میماند و به زندگی عادی خود ادامه میدهد، گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. این فیلم که در سال ۱۹۷۲ توسط ویم وندرس ساخته شده و با بازی آرتور براوس در نقش اصلی، به بررسی روانپریشی، انزوا و بیمعنایی زندگی در جامعه مدرن میپردازد. وندرس با بهرهگیری از فضاسازی سینمای نوین آلمان و نماهای طولانی، اضطراب و سردرگمی شخصیت اصلی را به تصویر میکشد و مخاطب را در فضایی مبهم و پرتنش غرق میکند.
خلاصه داستان: فیلمی تاریخی و سیاسی محصول سال ۱۹۷۲ به کارگردانی جوزف لوزی که داستان ترور لئون تروتسکی، انقلابی بلشویک و رقیب سرسخت استالین را به تصویر میکشد. در این فیلم ریچارد برتون در نقش تروتسکی، بازی تحسینبرانگیزی ارائه میدهد و آلن دلون در نقش فرانک جکسون، قاتل مرموزی که به عنوان یک هوادار به تروتسکی نزدیک میشود، ایفای نقش میکند. داستان در سال ۱۹۴۰ و در مکزیکوسیتی میگذرد، جایی که تروتسکی در تبعید به سر میبرد و همچنان به مبارزه ایدئولوژیک خود علیه استالین ادامه میدهد. فیلم به آرامی فضای توطئه و پارانویا را میسازد و بیننده را با فرایند برنامهریزی و اجرای ترور توسط قاتل و عوامل استالین آشنا میکند. این اثر سینمایی نه تنها یک روایت تاریخی از یک واقعه مهم است، بلکه به بررسی شخصیت پیچیده تروتسکی، تعهد او به انقلاب و خطراتی که او را تهدید میکرد، میپردازد.
خلاصه داستان: بیلی پیلگریم، یک سرباز آمریکایی در جنگ جهانی دوم، پس از تجربه بمباران درسدن، دچار اختلال زمانی میشود و در زمان به جلو و عقب میجهد. او بین گذشته (تجربیات جنگی و اسارت)، حال (زندگی خانوادگی به عنوان متخصص چشمپزشکی) و آینده (زندگی در سیاره ترالفامادور با موجوداتی که زمان را به صورت غیرخطی درک میکنند) در حرکت است. این فیلم سورئال و ضدجنگ، به کارگردانی جرج روی هیل در سال ۱۹۷۲ و با بازی مایکل ساکس، بر اساس رمان مشهور کرت وانهگت ساخته شده و مفاهیم تقدیر، اختیار و پوچی جنگ را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در این فیلم علمی-تخیلی به کارگردانی داگلاس ترامبل، بروس درن در نقش فریمن لاول، یکی از خدمه یک سفینه فضایی عظیم به نام «ولیارد» ظاهر میشود که مسئولیت محافظت از آخرین جنگلهای باقیمانده زمین را در گنبدهای عظیم به عهده دارد. هنگامی که دستور نابودی این جنگلها صادر میشود، لاول تصمیم میگیرد برای نجات این میراث طبیعی، دست به عملی انقلابی بزند. او با کمک سه ربات کوچک به نامهای هیو، دوئی و لوئیس، مأموریت خود را برای حفظ این اکوسیستم منحصر به فرد در اعماق فضا ادامه میدهد. این فیلم که در سال ۱۹۷۲ ساخته شده، به موضوعاتی چون محیطزیست، فداکاری و تنهایی انسان در مقابل تکنولوژی میپردازد و با جلوههای ویژه تحسینبرانگیز خود، یکی از آثار ماندگار ژانر علمی-تخیلی محسوب میشود.
خلاصه داستان: جرمیا جانسون، سرباز بازنشسته جنگ داخلی، برای فرار از خاطرات تلخ گذشته به کوههای وحشی و بکر راکی پناه میبرد. او در این سرزمین خشن و زیبا، با طبیعت دست و پنجه نرم میکند و به تدریج مهارتهای بقا را میآموزد. در این مسیر، با یک کوهنورد باتجربه به نام «داغ» آشنا میشود که به او راه و رسم زندگی در کوهستان را میآموزد. اما زندگی در انزوا پایدار نیست و جرمیا به تدریج درگیر تعاملات با قبایل سرخپوست و دیگر ساکنان مرزی میشود. این تعاملات او را به سفری پرحادثه و تحولآفرین میکشاند که سرنوشت او را برای همیشه تغییر میدهد. فیلمی حماسی به کارگردانی سیدنی پولاک با بازی رابرت ردفورد در نقش اصلی، که داستانی عمیق و تأملبرانگیز از جستجوی آرامش، رویارویی با طبیعت و یافتن هویت واقعی را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «بلز پاسکال» (Blaise Pascal) محصول سال ۱۹۷۲ به کارگردانی روبرتو روسلینی، زندگی و اندیشههای ریاضیدان، فیزیکدان و فیلسوف شهیر فرانسوی، بلز پاسکال را به تصویر میکشد. این اثر که بخشی از مجموعه تلویزیونی «انسانهای زمانه» (L'età di Cosimo de' Medici) است، با بازی پیرو دل گوبو در نقش پاسکال، دوران کودکی، جوانی و بلوغ فکری این دانشمند را دنبال میکند. داستان با تمرکز بر کشفیات علمی پاسکال در زمینههای ریاضیات، فیزیک و نظریه احتمال، همچنین مواجهههای او با کلیسا و جامعه علمی زمانه، به بررسی تضاد میان ایمان مذهبی و عقلانیت علمی میپردازد. روسلینی در این فیلم، با رویکردی مستندگونه و وفادار به منابع تاریخی، نه تنها دستاوردهای علمی پاسکال، از جمله ماشین حساب مکانیکی و آزمایشهایش درباره فشار هوا، بلکه بحران روحی و بیماریهای او را نیز به نمایش میگذارد، و در نهایت تصویری عمیق و انسانی از یکی از تأثیرگذارترین چهرههای قرن هفدهم ارائه میدهد.
خلاصه داستان: این فیلم جنایی روانشناختی محصول سال ۱۹۷۲ به کارگردانی آلفرد هیچکاک، داستان ریچارد بلینی را روایت میکند که در لندن به عنوان یک سرباز سابق نیروی هوایی سلطنتی، به اشتباه به قتل همسر سابق خود متهم میشود. در حالی که یک قاتل سریالی به نام «قاتل کراوات» در شهر وحشت ایجاد کرده، ریچارد برای اثبات بیگناهی خود و شناسایی قاتل واقعی، به تعقیب و گریزی خطرناک میپردازد. هیچکاک با بهرهگیری از فضای تاریک و پرتنش لندن و بازی تحسینبرانگیز بازیگرانی چون جان فینچ، آنا مسی و بری فاستر، اثری خیرهکننده در ژانر تریلر روانشناختی خلق کرده است.
خلاصه داستان: این فیلم فرانسوی به کارگردانی کلود سوته محصول سال ۱۹۷۲، داستان عشق مثلثی پیچیدهای را روایت میکند که در آن رزالیا (با بازی رومی اشنایدر)، زنی مستقل و جذاب، بین دو مرد قرار میگیرد: سزار (ایو مونتان)، مردی ثروتمند و خوشقلب که با او زندگی میکند، و دیوید (ساموئل فولر)، هنرمندی آزاده که عشق گذشتهی اوست. ورود ناگهانی دیوید به زندگی رزالیا، تعادل ظریف رابطهی او و سزار را بر هم میزند و احساسات سرکوبشده را بیدار میکند. سزار که نمیتواند رزالیا را از دست بدهد، تمام تلاش خود را برای حفظ این رابطه به کار میگیرد و در مقابل، دیوید که نماد آزادی و زندگی بیقید و بند است، رزالیا را به سمت دنیایی متفاوت میکشد. این درگیری عاطفی، شخصیتها را در موقعیتی قرار میدهد که باید بین عشق، امنیت و آزادی یکی را انتخاب کنند. فیلم با نگاهی ظریف و انسانی، پیچیدگیهای روابط عاطفی را کاوش میکند و بازی درخشان بازیگران اصلی، به خصوص رومی اشنایدر، عمق و باورپذیری قابل توجهی به این درام عاشقانه بخشیده است.
خلاصه داستان: این فیلم کوتاه طنز محصول سال ۱۹۶۲ به کارگردانی پل بارتل، داستان مرد جوانی به نام لوک را روایت میکند که در پارکی تنها نشسته و از تنهایی رنج میبرد. او که مشتاق یافتن معشوق است، با مشاهده زوجهای خوشبخت اطراف خود، دچار احساس انزوا و ناامیدی میشود. لوک تلاش میکند با زنانی که از کنارش میگذرند ارتباط برقرار کند، اما هر بار با شکست مواجه میشود و طرد میگردد. فیلم با نگاهی طنزآمیز و بصری، ماجرای جستجوی او برای یافتن یک همراه را به تصویر میکشد و مشکلات و موانعی را که در این راه با آنها روبرو میشود، با بیانی کمیک و نمادین نمایش میدهد. پل بارتل در این اثر، با استفاده از المانهای بصری و سکوت، داستانی جهانی و ملموس درباره میل به عشق و پذیرفته شدن را خلق کرده است.