خلاصه داستان: یک مرد جوان خجالتی و بیدستوپا به نام پیر که در یک شرکت بیمه کار میکند، زندگی یکنواخت و کسلکنندهای دارد. او که از تنها بودن خسته شده، تصمیم میگیرد با کمک دوستش آنتوان، به دنبال همسر بگردد. اما تلاشهای او برای پیدا کردن یک دختر مناسب، با شکستهای مضحک و موقعیتهای خندهدار زیادی روبرو میشود. این فیلم کوتاه سیاهوسفید محصول سال ۱۹۶۲، به کارگردانی پل بارتل و با بازی آلبر رمی، ژان-مارک تیبو و ژوزفینا گواسمن، داستانی طنزآمیز و ظریف از تلاش یک مرد برای یافتن عشق و پذیرفته شدن در جامعه را روایت میکند.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۱۹۷۲ به کارگردانی هربرت راس و با بازی وودی آلن، دایان کیتن و تونی رابرتس است. آلن گلدمن، منتقد فیلمی که همسرش او را ترک کرده، برای غلبه بر مشکلات عاطفی و بازسازی اعتماد به نفس خود، از خیال دوست داشتن همسر سابقش و مشاوره گرفتن از شخصیت همفری بوگارت در فیلم «کازابلانکا» کمک میگیرد. او با کمک دوستش دیک و همسرش لیندا، تلاش میکند تا دوباره وارد دنیای دوستیابی شود، اما در این مسیر به اشتباه عاشق لیندا میشود و وضعیت پیچیدهای ایجاد میکند. این فیلم که بر اساس نمایشنامهای از وودی آلن ساخته شده، به شیوهای طنزآمیز به موضوعات خیانت، روابط عاطفی و بحران میانسالی میپردازد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «استاد و مارگاریتا» اقتباسی سینمایی از شاهکار ادبی میخائیل بولگاکف است که در سال ۲۰۲۴ توسط کارگردان برجسته روسی، میخائیل لوکشین، ساخته شد. این فیلم با بازیگری تحسینبرانگیز یوگنی میرونوف در نقش ولند (شیطان) و یولیا اسنیگیر در نقش مارگاریتا، داستانی فراواقعی و فلسفی را روایت میکند. فیلم در مسکو دهه ۱۹۳۰ آغاز میشود، جایی که شاعر جوانی به نام ایوان بزدومنی (با بازی الکساندر پتروف) شاهد ورود مرموز ولند به شهر است. ولند که خود را به عنوان کارشناس هنرهای سیاه معرفی میکند، به همراه دستیاران عجیب و غریبش، کروویف (آندری اسمولاکوف) و بههم (الکساندر گولوبف)، آشوبی در پایتخت شوروی به پا میکند. در موازی با این رویدادها، داستان عشق ممنوعه استاد (با بازی سرگئی بزروکوف)، نویسنده رمانی درباره پونتیوس پیلاطس، و مارگاریتا، زنی زیبا و مصمم که حاضر است برای نجات معشوقش هر کاری بکند، روایت میشود. فیلم با تلفیق هنرمندانه سه خط داستانی – ورود شیطان به مسکو، محاکمه مسیح توسط پیلاطس در اورشلیم، و عشق استاد و مارگاریتا – مخاطب را به سفری فراموشنشدنی در مرزهای واقعیت و خیال، عشق و فداکاری، و خیر و شر میبرد. این اثر سینمایی پر از نمادگرایی، طنز سیاه، و نقدهای اجتماعی ظریف است که در قالبی دیدنی و پرزرقوبرق ارائه شده است.
خلاصه داستان: گونزالو پیزارو، فرماندار اسپانیایی پرو، در سال ۱۵۶۰ میلادی گروهی از فاتحان اسپانیایی را به رهبری پدرو دِ اورسوآ برای یافتن سرزمین افسانهای الدورادو به اعماق جنگلهای آمازون میفرستد. پس از مدتی، اورسوآ که از پیشرفت کند کار ناامید شده، تصمیم میگیرد گروه کوچکی از مردان را به فرماندهی پدرو دِ اورسوآ برای شناسایی بیشتر بفرستد. اما لوپ دِ آگیره، سرباز جاهطلب و بیرحم، با استفاده از نارضایتی سربازان علیه اورسوآ کودتا کرده و او را به قتل میرساند. آگیره که اکنون کنترل گروه را در دست دارد، اورسوآ را به عنوان فرمانده نمایشی نصب میکند و خود قدرت را در پشت صحنه حفظ میکند. او سربازان را با وعده ثروت بیپایان الدورادو به پیش میراند، اما سفر به تدریج به کابوسی تبدیل میشود. گروه با گرسنگی، بیماری، حملات بومیان و خطرات جنگل دست و پنجه نرم میکند. آگیره که دچار توهم بزرگمنشی و شکستناپذیری شده، به تدریج ارتباطش را با واقعیت از دست میدهد و حاضر است برای رسیدن به هدفش همه چیز و همه کس را قربانی کند. این سفر بیبازگشت به اعماق تاریکی روح انسان و جنون قدرت تبدیل میشود. ورنر هرتسوگ این شاهکار سینمایی را در سال ۱۹۷۲ با بازی خیرهکننده کلاوس کینسکی در نقش آگیره خلق کرد.
خلاصه داستان: در دهمین روز کریسمس، کشتی تفریحی مجلل پوزیدون در حال عبور از دریای مدیترانه به سوی آتن است. کشیش فرانک اسکات، کشیشی سرکش و غیرمتعارف، معتقد است که خداوند از انسانها میخواهد که برای نجات خود بجنگند و منتظر معجزه نباشند. در همین حال، کشتی توسط یک سونامی عظیم غافلگیر شده و واژگون میشود. تنها گروه کوچکی از بازماندگان، به رهبری کشیش اسکات، تصمیم میگیرند که به جای انتظار برای نجات، از طریق کف واژگون شده کشتی به سمت بالا و احتمالاً به سوی نجات حرکت کنند. آنها در این مسیر پرخطر با چالشهای مرگبار، از جمله آبهای خروشان، آتشسوزی و فروپاشی سازهها روبرو میشوند. در این میان، شخصیتهای متفاوتی مانند مایکل روگرو در نقش یک پلیس سابق، استلین هارمن در نقش یک زن بیپروا و جین هکمن در نقش کشیش اسکات، باید بر ترسها و اختلافات خود غلبه کنند تا شانسی برای زنده ماندن داشته باشند. این فیلم فاجعهای کلاسیک محصول سال ۱۹۷۲ به کارگردانی رونالد نیم و با بازی جین هکمن، ارنست بورگناین و شلی وینترز، داستان شجاعت، ایمان و اراده انسان در برابر نیروی ویرانگر طبیعت را روایت میکند.
خلاصه داستان: انریکو ماتئی، مدیر عامل شرکت نفت ایتالیا، در سال ۱۹۶۲ در یک سانحه هوایی مشکوک کشته میشود. فرانچسکو رزی، کارگردان برجسته، در این فیلم مستندگونه به بررسی زندگی و مرگ این چهره قدرتمند و بحثبرانگیز میپردازد. ماتئی که به دلیل سیاستهای مستقل نفتیش با شرکتهای نفتی بزرگ و قدرتهای بینالمللی در تضاد بود، به عنوان نماد مبارزه ایتالیا برای استقلال انرژی به تصویر کشیده میشود. این فیلم که با بازی درخشان جان ماریا ولونته در نقش ماتئی همراه است، با استفاده از تکنیکهای مستند و بازسازیهای دراماتیک، پروندهای پیچیده از توطئه، قدرت و سیاست را روایت میکند و مرز بین واقعیت و داستان را محو میسازد. کارگردان با مصاحبه با افراد واقعی و بازسازی صحنههای کلیدی، تصویری چندوجهی از این شخصیت تاریخی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در آیندهای دور، زمین در اثر فاجعهای زیستمحیطی به سیارهای یخزده و تاریک تبدیل شده است. گروه کوچکی از بازماندگان به رهبری دکتر النور ریچاردز (با بازی اولیویا وایلد) که یک دانشمند برجسته است، در یک پایگاه تحقیقاتی زیرزمینی در تلاش برای یافتن راهی برای بازگرداندن حیات به سیاره هستند. زمانی که یک سیگنال مرموز از اعماق فضا دریافت میشود که نشاندهنده وجود یک منبع انرژی بالقوه برای نجات زمین است، النور و تیمش (شامل مایکل بی. جردن و تیلدا سوینتون) مأموریت خطرناکی را برای کشف منشأ این سیگنال آغاز میکنند. اما هرچه بیشتر در این سفر تاریک پیش میروند، با رازهای هولناکی درباره گذشته زمین و تهدیداتی غیرمنتظره روبرو میشوند که بقای نهایی بشریت را به خطر میاندازد. این فیلم علمی-تخیلی حماسی به کارگردانی دنی ویلنوو، تماشاگر را به سفری نفسگیر در دل تاریکی میبرد.
خلاصه داستان: ماجراهای تنتن و میلو در فیلم «تنتن و کوسههای دریاچه» که در سال ۱۹۷۲ توسط ریموند لبلانک کارگردانی شد، تنتن خبرنگار جوان و سگ وفادارش میلو را درگیر یک پرونده مرموز میکند. زمانی که پروفسور تورنسل، دانشمند نابغه، توسط گروهی از جنایتکاران بینالمللی به رهبری راستاپوپولوس ربوده میشود، تنتن و دوستانش کاپیتان هادوک و کارآگاه دوپون و دوپونت برای نجات او وارد عمل میشوند. تمام سرنخها به سمت دریاچه ای عجیب و مرموز میرود که گفته میشود پر از کوسه است و در اعماق آن رازی بزرگ نهفته است. تنتن و همراهانش باید با شجاعت و هوشمندی تمام، در این دریاچه خطرناک غواصی کنند و با نیروهای شرور مقابله کنند تا هم پروفسور را نجات دهند و هم از فاجعه ای بزرگ جلوگیری کنند.
خلاصه داستان: **خلاصه داستان:**
فیلم «شهر چربی» (Fat City) محصول سال ۱۹۷۲ به کارگردانی جان هیوستون، داستان دو بوکسور را در شهر استاکتون کالیفرنیا روایت میکند. تالی (استیسی کیچ) بوکسور کهنهکاری است که دوران اوجش گذشته و با نوشیدن الکل و زندگی در فقر دست و پنجه نرم میکند. او در حین تمرین با اروین (جف بریجز) جوان و مشتاق آشنا میشود و او را به مربی خود روبن معرفی میکند. این دو زندگیهای موازی خود را طی میکنند؛ تالی در تلاش برای بازگشت به رینگ و بهبود زندگیاش است، در حالی که اروین با استعداد خام خود به دنبال موفقیت میگردد. فیلم تصویری خشن و واقعگرایانه از دنیای بوکس و زندگی افرادی را نشان میدهد که در حاشیه جامعه برای بقا مبارزه میکنند.