خلاصه داستان: فیلم رولربال در سال 1975 در دنیایی وحشیانه و آیندهنگر روایت میشود که در آن ورزشی خشن و مرگبار به نام رولربال به عنوان ابزاری برای کنترل خشونت جامعه و حذف فردگرایی توسط شرکتهای بزرگ حاکم است. در این ورزش، بازیکنان با سرعت و خشونت بالا در میدانی مسابقه میدهند و تماشاگران با دیدن مرگ و میرهای وحشتناک سرگرم میشوند. جاناتان (با بازی جیمز کاکرین) یکی از ستارههای این بازی است که با مهارت و جسارت خود به اوج محبوبیت میرسد. اما وقتی که شرکت حاکم، قوانین بازی را تغییر میدهد تا او را از میدان به در کند، جاناتان تصمیم میگیرد در یک بازی نهایی و مرگبار به میدان برود و با شجاعت و استقامت خود در برابر سیستم ستمگر بایستد و ارزشهای انسانی را زنده کند.
خلاصه داستان: یک خارپشت در شبی مهآلود به دنبال سیبهایی که از درخت افتادهاند، راهی جنگل میشود. در مسیرش، با پدیدههای عجیب و غریبی مثل یک اسب سفید بزرگ، یک ماهی در هوا و یک جغد مرموز روبرو میشود. این سفر کوتاه اما عمیق، او را به تفکر دربارهٔ دوستی، ترس و زیباییهای پنهان دنیای اطراف وا میدارد.
خلاصه داستان: فیلم «مردی که پادشاه شد» داستان دو ماجراجوی بیپول به نامهای دنیل دراویت و کارنی هاگان را روایت میکند که در سال ۱۹۷۷ در هند بریتانیا زندگی میکنند. آنها که از زندگی فقیرانه خود ناراضی هستند، نقشهای جسورانه میکشند تا به پادشاهی افسانهای کافیرستان در شمال هند دست یابند. با استفاده از مهارتهای نظامی و زیرکی خود، آنها موفق میشوند قبایل محلی را شکست دهند و باور کنند که دنیل توسط خداوند برگزیده شده است. اما هنگامی که دنیل تاج و تخت را به دست میآورد، غرور و تکبر او را فرا میگیرد و باعث میشود تا با از دست دادن حمایت مردم و متحدانش، سرنوشتی تراژیک را تجربه کند.
خلاصه داستان: الکساندر دوما، نویسنده مشهور فرانسوی، در سال ۱۸۴۴ شاهکار خود «کنت مونت کریستو» را خلق کرد که تا به امروز یکی از محبوبترین رمانهای ماجراجویی جهان باقی مانده است. این داستان حماسی که بارها در قالب فیلم و سریال به تصویر کشیده شده، ماجرای ادموند دانتس، یک ملوان جوان و بیگناه را روایت میکند که در آستانه ازدواج با معشوقهاش مرسدس، توسط سه مرد حسود به اتهام دروغین خیانت به کشور به زندان مخوف قلعه ایف میافتد. پس از چهارده سال حبس در سلول انفرادی و تحمل رنج فراوان، او با یک همسلولی مرموز به نام آبه فاریا آشنا میشود که راز گنجی افسانهای در جزیره مونت کریستو را با او در میان میگذارد. پس از مرگ آبه، دانتس با نقشهای هوشمندانه از زندان میگریزد، گنج را به دست میآورد و با هویتی جدید به عنوان «کنت مونت کریستو»، مردی ثروتمند و اسرارآمیز، به پاریس بازمیگردد تا انتقام خود را از کسانی که زندگی او را نابود کردند، با صبر و نقشهای پیچیده به اجرا بگذارد. این داستان جاودان درباره عشق، خیانت، عدالت و انتقام، با شخصیتپردازی عمیق و حوادث نفسگیر، یکی از برترین آثار ادبیات کلاسیک جهان به شمار میرود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: شاه آرتور به همراه خدمتکارش پاتسی در قرون وسطی بر اسبی خیالی سوار است و در جستجوی شوالیههایی برای پیوستن به میز گرد خود در کملوت است. او با تعدادی از شوالیههای برجسته از جمله سر بدیورِ شجاع، سر لانسلوت، سر رابین و سر گالاهاد ملاقات میکند. پس از آن، خداوند ظاهر میشود و به آنها مأموریت مقدسی برای یافتن جام مقدس میدهد. این گروه ناهمگون در این سفر پرخطر با موانع عجیب و غریبی مانند شوالیهای که نمیخواهد بگذرد، خرگوش مرگبار، جادوگرانی که وزن میکنند، قلعهای پر از سکسکه و پرسشهای سهگانه یک نگهبان مرموز روبرو میشوند. این فیلم کمدی سورئال محصول سال ۱۹۷۵ به کارگردانی تری گیلیام و تری جونز و با بازی اعضای گروه مانتی پایتون، اثری طنزآمیز و ماندگار از سینمای کمدی است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: لوئیس مال، کارگردان برجسته فرانسوی، در سال ۱۹۷۵ این فیلم سورئال و رویایی را خلق کرد که روایتگر دختر جوانی است که در میانه جنگ جهانی نامشخصی گرفتار شده و به خانه عجیبی پناه میبرد. در این خانه مرموز، او با موجودات عجیب، حیوانات سخنگو و شخصیتهای رمزآلودی مواجه میشود که مرز بین واقعیت و خیال را محو میکنند. بازیگرانی چون کاترین هریسون، تئو و کارمیلا مان و جو دالساندرو در نقشهای اصلی ظاهر شدهاند. این فیلم که به عنوان یکی از آثار تجربی و نمادین سینمای فرانسه شناخته میشود، تماشاگر را به سفری اسرارآمیز در دنیایی پر از نمادها و استعارههای فلسفی میبرد.
خلاصه داستان: فیلم شامپو محصول سال ۱۹۷۵ به کارگردانی هال اشبی و با بازی درخشان وارن بیتی است که در آن جرج راندل، آرایشگر خوشتیپ و زنبارهی هالیوودی، در روز انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۹۶۸، زندگی پیچیدهی عشقی خود را مدیریت میکند. او درگیر رابطه با شریک تجاری خود، جکی (جولی کریستی)، همسر سابقش (لی گرانت) و یک زن ثروتمند (گلدی هان) است، در حالی که تلاش میکند برای افتتاح سالن آرایشگاه خود وام بگیرد. این کمدی-درام سیاه که توسط وارن بیتی و رابرت تاون نوشته شده، با نگاهی طنزآمیز و گزنده به فساد اخلاقی، مصرفگرایی و بیمعنایی زندگی طبقهی مرفه آمریکا در آستانهی تغییرات بزرگ اجتماعی میپردازد. فیلم با بازی فوقالعاده بازیگرانش، بهویژه لی گرانت که برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد، تصویری بیرحم و در عین حال خندهدار از جامعه آمریکا در یکی از نقاط عطف تاریخی آن ارائه میدهد.
خلاصه داستان: دو برادر خوشذات و خوشقلب به نامهای آل و ویلی که زمانی یک تیم کمدی محبوب در تلویزیون بودند، پس از سالها دوری از هم، توسط یک شبکه تلویزیونی برای اجرای یک نمایش ویژه دعوت میشوند. این دو که حالا با هم قهر هستند، باید بار دیگر کنار هم قرار بگیرند و خاطرات گذشته را زنده کنند. کارگردان این فیلم کمدی-درام، هربرت راس، با بازی درخشان والتر ماتائو و جورج برنز در نقش این دو برادر، داستانی طنز و در عین حال احساسی از دوستی، آشتی و گذشت را روایت میکند که در سال ۱۹۷۵ بر پرده سینماها به نمایش درآمد.
خلاصه داستان: این فیلم تاریخی حماسی محصول سال ۲۰۲۴ به کارگردانی نیکولای آرسل، مادس میکلسن را در نقش اصلی در مقابل خود دارد. داستان در قرن هجدهم و در سرزمین بیرحم و بایر یوتلاند دانمارک روایت میشود. کاپیتان لودویگ کالن، یک سرباز سابق و نجیبزاده فقیر، رویایی بزرگ در سر دارد: تبدیل زمینهای لمیزرع و باتلاقی یوتلاند به یک مزرعه پررونق و ایجاد امپراتوری کشاورزی خود. او با چالشهای عظیمی روبرو میشود: زمین سخت و نامهربان، فقر شدید و مخالفت اشراف محلی به رهبری فردریک دو شینکل که حاضر است برای متوقف کردن کالن هر کاری بکند. کالن برای رسیدن به هدفش به کمک دهقانان فقیر و یک کشیش محلی نیاز دارد، اما باید ابتدا اعتماد آنها را جلب کند. این مبارزهای است برای بقا، غرور و اثبات این که یک مرد میتواند با اراده آهنین خود سرنوشت را تغییر دهد. فیلم «سرزمین موعود» یک درام قدرتمند درباره قدرت اراده، عدالت و رویایی است که به بهای سنگینی تمام میشود.
خلاصه داستان: فیلمی حماسی و تاریخی به کارگردانی تئو آنجلوپولوس، کارگردان برجسته یونانی که در سال ۱۹۷۵ ساخته شد. این شاهکار سینمایی که بیش از چهار ساعت طول میکشد، داستان گروهی از بازیگران دورهگرد را روایت میکند که در طول سالهای ۱۹۳۹ تا ۱۹۵۲ در بحبوحه تحولات سیاسی و اجتماعی یونان، از جمله جنگ جهانی دوم، اشغال نازیها، جنگ داخلی و دوران پس از جنگ، به اجرای نمایش «گلف» اثر فولکلوریک یونانی میپردازند. بازیگرانی چون اوا کوتامانیدو، آلکی زئی، استراتوس پاخیس و ماریا واسیلیو در نقشهای اصلی ظاهر شدهاند. آنجلوپولوس با نگاهی شاعرانه و استفاده از نماهای بلند و حرکتهای دوربین پیچیده، تاریخ معاصر یونان را از خلال سفر این گروه نمایشی به تصویر میکشد و مفاهیمی چون تبعید، مقاومت، حافظه جمعی و رابطه هنر با سیاست را کاوش میکند.