خلاصه داستان: یک زن جوان به نام وِرِنا با تواناییهای روانی فوقالعاده، در یک تصادف رانندگی وحشتناک، قدرتهای روانی خود را کشف میکند. او پس از آن، شروع به دیدن رویاها و تصاویر ذهنی از وقایع ترسناک و قتلهای فجیع میکند. وِرِنا به زودی متوجه میشود که این تصاویر مربوط به قتلهای زنجیرهای است که در آینده رخ خواهد داد. او با کمک شوهرش، برای جلوگیری از این وقایع تلاش میکند، اما نیروهای تاریک و قدرتمندی در برابر او قرار میگیرند. این فیلم ترسناک روانی محصول سال ۱۹۷۷ ایتالیا به کارگردانی لوچو فولچی، با بازی جنیفر او نیل، جان ریچاردسون و مارچلو ماسترویانی، داستانی پرتعلیق و فراطبیعی را روایت میکند که مرز بین واقعیت و توهم را در هم میشکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم سینمایی «محکمه» (The Gauntlet) محصول سال ۱۹۷۷ به کارگردانی کلینت ایستوود و با بازی او و ساندرا لاک، داستان یک پلیس مستأصل به نام بن شاکلی (کلینت ایستوود) را روایت میکند که مأموریت مییابد یک شاهدی به نام آگوستینا «گاس» مالوی (ساندرا لاک) را از لاس وگاس به فینیکس آریزونا منتقل کند تا در دادگاهی علیه مافیا شهادت دهد. شاکلی به زودی متوجه میشود که این مأموریت یک تله مرگبار است و همکاران فاسد پلیس و نیروهای مافیایی به طور هماهنگ برای حذف او و گاس تلاش میکنند. در حالی که کل شهر به دنبال آنهاست، این دو باید با کمترین امکانات و در حالی که به یکدیگر اعتماد ندارند، از یک رشته تلههای مرگبار عبور کنند تا به مقصد برسند و حقیقت را افشا کنند.
خلاصه داستان: اریک اورلهایم، دانشجوی جوان هلندی، در سال ۱۹۳۹ در لیدن مشغول تحصیل است. با حمله آلمان نازی به هلند در سال ۱۹۴۰، زندگی او و دوستانش برای همیشه تغییر میکند. اریک که در ابتدا فردی غیرسیاسی است، به تدریج وارد مبارزه علیه اشغالگران نازی میشود و به عضویت مقاومت هلند درمیآید. او در کنار دوست نزدیکش، گاس، به فعالیتهای مخفیانه میپردازد و اطلاعات مهمی را برای متفقین جمعآوری میکند. در این میان، سرنوشت دوستانش مسیرهای متفاوتی را طی میکند؛ برخی به مقاومت میپیوندند، برخی همکاری با نازیها را انتخاب میکنند و برخی دیگر نیز قربانی شرایط جنگ میشوند. اریک که توسط نازیها تحت تعقیب قرار میگیرد، مجبور به فرار به انگلستان میشود و در آنجا به نیروهای هلندی آزاد میپیوندد. او با بازگشتهای مخفیانه به هلند، مأموریتهای خطرناکی را برای آزادی وطنش انجام میدهد و در نهایت شاهد سقوط رژیم نازی و آزادی هلند در سال ۱۹۴۵ است.
خلاصه داستان: دو دوست دوران کودکی به نامهای لئو و ماریو که سالهاست یکدیگر را ندیدهاند، به طور اتفاقی در تعطیلات تابستانی در یک منطقه ساحلی زیبا دوباره همدیگر را ملاقات میکنند. لئو که اکنون یک معلم مدرسه است، به همراه همسرش سیلویا و دختر کوچکشان برای گذراندن تعطیلات به این منطقه آمدهاند. از سوی دیگر، ماریو که زندگی متفاوتی را تجربه کرده و به عنوان یک فرد ماجراجو و آزاد شناخته میشود، در همان هتل اقامت دارد. این ملاقات ناگهانی خاطرات گذشته را برای هر دو زنده میکند و به تدریج، تفاوتهای شخصیتی و سبک زندگی آنها آشکار میشود. در طول این تعطیلات، دوستی قدیمی آنها با چالشهای جدیدی روبرو میشود و هر یک از آنها باید با واقعیتهای زندگی کنونی خود و تأثیراتی که این ملاقات بر روابطشان میگذارد، کنار بیایند. این فیلم با نگاهی عمیق به ماهیت دوستی، تغییرات زندگی و ارزشهای انسانی، داستانی انسانی و تأملبرانگیز را روایت میکند.
خلاصه داستان: این انیمیشن کلاسیک دیزنی که در سال ۱۹۷۷ منتشر شد، داستان دو موش شجاع به نامهای برنارد و بیانکا را روایت میکند که اعضای انجمن نجات بینالمللی هستند. این دو مأموریت خطرناکی را برای نجات پنی، یک دختربچه یتیم و کوچک، بر عهده میگیرند که توسط یک زن شرور به نام مدام مدوسا و همدستش آقای اسنوپس در باتلاقی دورافتاده در لوئیزیانا به گروگان گرفته شده است. مدام مدوسا که به دنبال الماس معروفی به نام «چشم شیطان» است، از پنی کوچک برای پایین رفتن از غاری خطرناک و بیرون آوردن الماس استفاده میکند. برنارد، که موشی محتاط اما مهربان است، و بیانکا، که جسور و باهوش است، با کمک دوستانی که در طول راه پیدا میکنند، از جمله یک مرغ ماهیخوار به نام اورویل و یک کروکودیل به نام دیگان، برای نجات پنی و مقابله با مدام مدوسا و آقای اسنوپس وارد عمل میشوند. این ماجراجویی پر از لحظات هیجانانگیز، طنز و احساسات است که در نهایت به پیروزی خیر بر شر و بازگرداندن پنی به آغوش گرم خانواده جدیدش منجر میشود.
خلاصه داستان: این فیلم موزیکال-درام محصول سال ۱۹۷۷ به کارگردانی جان بدهام، داستان زندگی تونی مانرو (با بازی جان تراولتا) را روایت میکند؛ جوانی ایتالیایی-آمریکایی در بروکلین که در طول هفته در یک فروشگاه لوازم نقاشی کار میکند، اما شنبهشبها در کلوپ شبانه دیسکو به نام «۲۰۰۱ اودیسه» به ستاره رقص تبدیل میشود. تونی که در دنیای واقعی با مشکلات خانوادگی، فشارهای اجتماعی و آیندهای نامعلوم روبروست، تنها در فضای پرنور و موسیقی دیسکو احساس زنده بودن میکند. ورود استفانی (کارن لین گورنی) به زندگی او، که دختری جاهطلب و بلندپرواز است، دیدگاه تونی را نسبت به زندگی و آینده تغییر میدهد. این فیلم با موسیقی فوقالعاده گروه بیجیز و رقصهای خیرهکننده جان تراولتا، تصویری نمادین از فرهنگ دیسکو در دهه ۷۰ ارائه میدهد و به بررسی مسائل هویت، طبقه اجتماعی و رویاهای جوانان میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «جادوگر» محصول سال ۱۹۷۷ به کارگردانی ویلیام فریدکین، بازسازی فیلم کلاسیک «دستمزد ترس» اثر هانری-ژرژ کلوزو است. این فیلم با بازی روی شایدر، برونو کرمر، فرانسیسکو رابال و آمیدو در نقش چهار مرد فراری و ورشکسته از چهار گوشه جهان، داستانی پرتنش و نفسگیر را روایت میکند. این افراد که در یک روستای دورافتاده در آمریکای جنوبی پناه گرفتهاند، برای فرار از گذشته تاریک خود، ناچار به پذیرفتن خطرناکترین شغل ممکن میشوند: حمل نیتروگلیسیرین بسیار ناپایدار با دو کامیون فرسوده از دل جنگلهای بارانی و باتلاقها. آنها باید این بار انفجاری را در مسیری پر از موانع طبیعی و غیرطبیعی جابهجا کنند، سفری که هر لحظه آن میتواند به فاجعهای مرگبار تبدیل شود. فریدکین با بهرهگیری از فیلمبرداری خیرهکننده و ایجاد تعلیقی بیامان، اثری خلق کرده که نه تنها یک ماجراجویی هیجانانگیز است، بلکه نگاهی عمیق به طبیعت انسان در مواجهه با مرگ و ناامیدی دارد.
خلاصه داستان: این فیلم یونانی در سال ۲۰۲۴ توسط یورگوس لانتیموس ساخته شده و در جشنواره کن ۲۰۲۴ به نمایش درآمد. داستان در مورد گروهی از مردان در یک مدرسه شبانهروزی انگلیسیزبان در دهه ۱۸۹۰ است که برای شکار خرگوش به جنگل میروند، اما در نهایت با یک حادثه مرموز و غمانگیز مواجه میشوند. فیلم با بازیگرانی چون جسی پلمونز، بن ویگو، بری کئوگان و جو آلوین، روایتی نمادین و تاریک از جامعه مردسالار و خشونت را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دو برادر شجاع به نامهای کاراتاکوس و جان، پس از مرگ در دنیای واقعی، در سرزمین افسانهای نانگلیما بیدار میشوند. کاراتاکوس که اکنون به «شیردل» ملقب شده، به همراه برادر کوچکترش جان، با تیا کاتی، آخرین بازمانده یک قبیله، همراه میشوند و در نبردی حماسی علیه فرمانروای ظالم، لرد تنگیل، و نیروهای شیطانی او وارد میشوند. آنها برای آزادسازی سرزمینهای اشغالشده و شکست دادن تاریکی، ماجراجویی پرمخاطرهای را آغاز میکنند. این فیلم فانتزی ماجراجویانه محصول سال ۱۹۷۷ سوئد به کارگردانی اوله هلبوم و با بازیگری یان اولسون، استلان اسکاشگورد و لارس گرون است.
خلاصه داستان: محمد، کارگر ساده و بیآلایش شهرداری، روزی در حال نظافت خیابانها، کیف دستی مهمی را پیدا میکند که متعلق به یکی از قدرتمندترین مافیای شهر است. درون کیف، اسناد و مدارکی است که میتواند امپراتوری جنایتکاران را فروبپاشاند. ناگهان زندگی آرام او به ماجراجویی پرمخاطرهای تبدیل میشود. او که حالا به طور تصادفی در مرکز یک جنگ قدرت خونین قرار گرفته، باید تصمیم بگیرد: آیا اسناد را به پلیس تحویل دهد و خود و خانوادهاش را در معرض خطر مرگ قرار دهد، یا با جنایتکاران همکاری کند و به ثروتی افسانهای دست یابد؟ در این راه، او با کارآگاهی شرور و فاسد نیز روبرو میشود که برای نابودی او نقشهها کشیده است. محمد باید با تکیه بر هوش و درایت خود، در این بازی مرگبار پیروز شود و به «سلطان رفتگران» شهرت یابد.