خلاصه داستان: خلاصه داستان: «بالا در دود» (Up in Smoke) محصول سال ۱۹۷۸ به کارگردانی لو آدلر و با بازی چب کریستین و تامی چونگ، یک کمدی کلاسیک است که دو شخصیت اصلی آن یعنی آنتونی «من» استونر (کریستین) و پدرو د پرون (چونگ) در جاده لس آنجلس با هم آشنا میشوند. آنتونی که نوازنده است و از خانه فرار کرده، و پدرو که تازه از مکزیک آمده، تصمیم میگیرند با هم به گروه موسیقی بپیوندند و در مسابقه استعدادیابی شرکت کنند. سفر آنها با ماجراهای خندهدار، تعقیب و گریز با پلیس به رهبری ستوان استرادلر (استلین اسکراگ) و مصرف مواد مخدر همراه است. این فیلم که اولین همکاری کریستین و چونگ محسوب میشود، با طنز خاص خود به یکی از محبوبترین آثار کمدی دهه ۷۰ تبدیل شده است.
خلاصه داستان: The Wild Geese فیلم اکشن و ماجراجویی محصول سال ۱۹۷۸ به کارگردانی اندرو وی. مکلاگلن است که داستان گروهی از سربازان مزدور را روایت میکند. این فیلم با بازی درخشان ریچارد برتون، ریچارد هریس، راجر مور و هاردی کروگر، مأموریت خطرناکی را به تصویر میکشد که در آن گروهی از کهنهسربازان برای نجات رهبر یک کشور آفریقایی از زندان استخدام میشوند. این گروه تحت فرماندهی آلن فاکنر (ریچارد برتون) تشکیل شده و شامل افراد باتجربهای مانند شاون فلین (راجر مور) و رائول دنت (ریچارد هریس) میشود. پس از طراحی دقیق عملیات و آموزش فشرده، تیم موفق میشود رهبر را نجات دهد، اما در ادامه با خیانت کارفرمای خود مواجه شده و در سرزمینی بیگانه گرفتار میشوند. فیلم با صحنههای اکشن نفسگیر و روابط پیچیده بین شخصیتها، داستانی پرتنش و جذاب از وفاداری، خیانت و شجاعت را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: راکی هوروویتز، دانشآموز جدید دبیرستان ریدل، در تعطیلات تابستانی با دنی زوکو، رهبر گروه تی-بردز، آشنا شده و عاشق او میشود. با شروع سال تحصیلی، راکی متوجه میشود که دنی در مدرسهاش حضور دارد اما رفتارش با او کاملاً تغییر کرده است. دنی که در میان دوستانش به عنوان فردی سرسخت و بیاحساس شناخته میشود، سعی میکند علاقه خود به راکی را پنهان کند. در مقابل، راکی نیز تلاش میکند تا خود را با گروه پینک لیدیز، دخترانی محبوب و شیکپوش، وفق دهد تا توجه دنی را جلب کند. این فیلم موزیکال که در سال ۱۹۷۸ توسط رندل کلایزر کارگردانی شده و جان تراولتا و الیویا نیوتن-جان در نقشهای اصلی بازی میکنند، داستان عشق نوجوانی را در پسزمینه دهه ۱۹۵۰ روایت میکند و با آهنگهای به یاد ماندنی و رقصهای پرانرژی، به یکی از محبوبترین فیلمهای موزیکال تاریخ سینما تبدیل شده است.
خلاصه داستان: در یک شب هالووین در سال ۱۹۶۳، مایکل مایرز شش ساله خواهر نوجوان خود را به قتل میرساند. پانزده سال بعد، در ۳۰ اکتبر ۱۹۷۸، مایکل (با بازی نیک کستل) از بیمارستان روانی اسمیتز گروو فرار میکند و به زادگاه خود هادونفیلد، ایلینوی بازمیگردد. دکتر سام لوومیس (دونالد پلیسنس)، روانپزشک مایکل که سالها او را تحت نظر داشته، به دنبال او میرود و به پلیس هشدار میدهد که مایکل خطرناک است. در همین حال، لوری استرود (جیمی لی کرتیس)، یک دانشآموز دبیرستانی که درگیر برنامهریزی برای شب هالووین است، توسط مایکل مورد تعقیب قرار میگیرد. مایکل که با نقابی سفید و کت کارگری آبی پوشیده شده، به طور سیستماتیک دوستان لوری و دیگران را به قتل میرساند. لوری که شاهد قتل دوستانش است، باید برای زنده ماندن و محافظت از کودکانی که پرستاری آنها را بر عهده دارد، با مایکل بجنگد. این فیلم ترسناک کلاسیک که توسط جان کارپنتر کارگردانی شده، با موسیقی نمادین خود و فضاسازی پرتنش، به یکی از تاثیرگذارترین آثار ژانر اسلشر تبدیل شده است.
خلاصه داستان: یک جراح جوان به نام سایمون در بیمارستانی مدرن مشغول به کار است که در آن جراحیهای پیچیده توسط دستگاههای خودکار انجام میشود. او متوجه میشود که برخی از بیماران پس از عمل جراحی به کما میروند و این اتفاق تصادفی نیست. با کمک یک پرستار به نام نانسی، او شروع به تحقیق در مورد این موضوع میکند و به تدریج به توطئهای بزرگ پی میبرد که توسط مدیر بیمارستان و یک شرکت فناوری پزشکی طراحی شده است. این شرکت با استفاده از فناوری پیشرفته، بیماران را به کما میبرد تا از آنها برای آزمایشهای مخفیانه استفاده کند. سایمون و نانسی باید قبل از اینکه دیر شود، این توطئه را افشا کنند و جان بیماران را نجات دهند. فیلم کما محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی نیکولای خومریاک و با بازی ریون بلکی، آنتون پامپوشنی و پولینا چوپیلکو است.
خلاصه داستان: در دنیایی جادویی و پر رمز و راز، جایی که سحر و جادو واقعیت دارد، داستان زندگی یک جادوگر جوان و بلندپرواز به نام «جِید» روایت میشود که در آستانه بزرگترین آزمون جادوگری خود قرار دارد. او که در یک مدرسه مخفی جادوگری در اعماق جنگلهای باستانی آموزش دیده، باید ثابت کند که لیاقت دریافت عنوان «استاد جادو» را دارد. اما این راه ساده نیست؛ او باید با نیروهای تاریکی که قصد نابودی تعادل جهان را دارند، روبرو شود. در این میان، رازی باستانی درباره منشأ واقعی جادو و ارتباط آن با دنیای مدرن فاش میشود که همه چیز را تغییر میدهد. جِید به همراه دوستان وفادارش، «الیاس» و «لونا»، سفری پرخطر را آغاز میکنند تا راز گمشده «کتاب طلسم ابدی» را کشف کنند، کتابی که گفته میشود قدرتی بیپایان به دارنده آن میدهد. آنها در این مسیر با موجودات افسانهای، تلههای مرگبار و جادوگران شروری روبرو میشوند که هر یک به دنبال رسیدن به این قدرت هستند. این فیلم با ترکیبی از صحنههای اکشن خیرهکننده، جلوههای ویژه بصری حیرتانگیز و داستانی عمیق، تماشاگر را به دنیایی فراتر از تصور میبرد و نشان میدهد که بزرگترین جادو، نه در طلسمها، بلکه در قدرت دوستی، شجاعت و عشق نهفته است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۹، کوئنتین تارانتینو با ساخت فیلم «حرامزادههای تحقیرآمیز» (Inglourious Basterds)، اثری حماسی و بازآفرینی شده از تاریخ جنگ جهانی دوم را خلق کرد. داستان در فرانسه اشغالی توسط نازیها روایت میشود و دو خط داستانی موازی را دنبال میکند: نخست، گروهی از سربازان یهودی-آمریکایی به رهبری ستوان آلدو رین (با بازی براد پیت) که با خشونت و بیرحمی به شکار نازیها میپردازند و پوست سرشان را میکنند؛ و دوم، شوشانا درایفوس (با بازی ملی لوران)، دختری یهودی که از قتل عام خانوادهاش توسط سرهنگ هانس لاندا (با بازی کریستف والتز) جان سالم به در برده و اکنون صاحب سینمایی در پاریس است و نقشه انتقام بزرگی را در سر میپروراند. این دو مسیر زمانی به هم میپیوندند که هر دو گروه متوجه میشوند سران رژیم نازی، از جمله هیتلر، برای نمایش فیلمی در سینمای شوشانا گرد هم خواهند آمد. تارانتینو با دیالوگهای تیز و هوشمندانه، سکانسهای تعلیقآمیز نفسگیر و ترکیب منحصربهفردی از ژانرهای وسترن، جنگ و انتقام، داستانی را میسازد که در آن تاریخ نه تنها بازگو، بلکه به شیوهای کاملاً شخصی و خشن بازنویسی میشود. کریستف والتز برای بازی در نقش شخصیت شرور و کاریزماتیک خود، برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «فدورا» محصول سال ۱۹۷۸ به کارگردانی بیلی وایلدر، با بازی ویلیام هولدن، مارت کِلر و هِنری فوندا، داستان یک تهیهکننده هالیوودی به نام بری «دش» دانیلوویچ را روایت میکند که در جزیره کرت با فدورا، بازیگر افسانهای و مرموز سینما که سالها از انظار عمومی دور بوده، مواجه میشود. بری که از گذشته رابطهای عاشقانه با او داشته، تلاش میکند فدورا را برای بازی در یک فیلم جدید متقاعد کند، اما با مقاومت و رازهای پنهانی او و همراهانش روبرو میشود. این ملاقات، او را در مسیر کشف راز بزرگی درباره هویت واقعی فدورا قرار میدهد و گذشتهای را آشکار میکند که میتواند میراث سینمایی او را برای همیشه تغییر دهد.
خلاصه داستان: این فیلم حماسی سه ساعته که در سال ۱۹۷۸ توسط کارگردان برجسته ایتالیایی ارمانو اولمی ساخته شد، زندگی چهار خانواده کشاورز فقیر را در منطقه لومباردی ایتالیا در اواخر قرن نوزدهم به تصویر میکشد. داستان با تمرکز بر زندگی روزمره این خانوادهها که در یک مزرعه اجارهای کار میکنند، رنجها، امیدها و آرزوهایشان را با نگاهی واقعگرایانه و انسانی روایت میکند. یکی از نقاط عطف داستان زمانی است که پدری برای کمک به تحصیل پسر باهوشش، یکی از کفشهای چوبی پسر را میکند تا از چوب آن برای ساختن پایه یک درخت استفاده کند. این فیلم که با بازیگران غیرحرفهای و دیالوگهایی به گویش محلی برگردانده شده، موفق به کسب نخل طلای جشنواره کن شد و به عنوان یکی از شاهکارهای سینمای نئورئالیسم ایتالیا شناخته میشود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «امپراتوری عشق» به کارگردانی ناگیسا اوشیما و محصول سال ۱۹۷۸، روایتگر داستان عشق ممنوعه و مرگبار میان سکی (با بازی کازوکو یوشیوکی)، زن جوانی که با شوهر مسنتر خود، گیچی (با بازی تاکاشی نایتو)، در یک روستای کوچک ژاپنی زندگی میکند، و تویوجیرو (با بازی تاتسویا فوجی)، سرباز جوان و جذابی است که تازه از جنگ بازگشته است. این دو دلداده، در اوج شور و هوس، تصمیم میگیرند تا با خفه کردن گیچی، مانع عشق خود را برای همیشه از میان بردارند و جسد او را در چاهی عمیق میاندازند. اما پس از این قتل، زندگی آنها به جهنمی از عذاب وجدان، ترس و توهم تبدیل میشود. روح گیچی به کابوسی همیشگی برای آنها بدل میگردد و سایهاش بر تمام لحظات زندگیشان سنگینی میکند. در این میان، یک افسر پلیس مصمم و زیرک (با بازی تاکاشی نایتو) به پرونده ناپدید شدن گیچی مشکوک شده و تحقیقات خود را آغاز میکند، تحقیقاتی که رازهای پنهان این رابطه شوم را یکی پس از دیگری آشکار میسازد و داستان را به سوی سرنوشتی تراژیک و فراموشنشدنی پیش میبرد.