خلاصه داستان: فیلم «I Wanna Hold Your Hand» (که در ایران با نام «دستهایت را میخواهم» شناخته میشود) به کارگردانی رابرت زمکیس و تهیهکنندگی استیون اسپیلبرگ در سال ۱۹۷۸ ساخته شد. این فیلم داستان گروهی از نوجوانان پرشور از نیوجرسی را روایت میکند که برای دیدن اولین اجرای تلویزیونی گروه بیتلز در برنامه «اد سالیوان شو» به نیویورک سفر میکنند. با این حال، تلاشهای آنها برای رسیدن به استودیو با ماجراهای پیچیدهای از جمله رقابت با یک گروه دیگر، مشکلات حمل و نقل و یک دختر جوان که عاشق بیتلز است اما نمیتواند از خانه خارج شود، روبرو میشود. این فیلم یک کمدی-درام نوستالژیک است که شور و اشتیاق دوران نوجوانی و عشق به موسیقی را در اواخر دهه ۶۰ به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم دوستدخترها (Girlfriends) به کارگردانی وودی آلن در سال 1978 ساخته شده است. این فیلم داستان زنی جوان به نام سوزان (با بازی کریستوفر واکن) را روایت میکند که پس از ازدواج با دوستپسرش، با چالشهای زندگی زناشویی و تضاد بین اهداف هنری و وظایف خانوادگی دست و پنجه نرم میکند و در این مسیر، روابط پیچیدهای را تجربه میکند.
خلاصه داستان: فیلم «فرس ۱۰ از ناوارون» (Force 10 from Navarone) محصول سال ۱۹۷۸ به کارگردانی جی. لی تامپسون و بازیگری رابرت شاو، هریس افولک، فرانکو نرو و باربارا باک است. داستان فیلم که دنبالهای بر «توپهای ناوارون» محسوب میشود، ماجراجویی یک گروه از نیروهای ویژه متفقین را روایت میکند که برای نابودی یک پل استراتژیک در یوگسلاوی اشغالشده توسط نازیها و جلوگیری از انتقال سلاحهای شیمیایی به دست نیروهای محور مأموریت دارند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «بازی مرگ» (۱۹۷۸) که پس از مرگ مشکوک بروس لی کامل شد، داستان بیلی لو (با بازی بروس لی) را روایت میکند؛ بازیگری رزمیکار که توسط یک کارتل مواد مخدر به رهبری دکتر لاند (با بازی هیون کالینز) تهدید میشود. بیلی لو برای حفظ جان خود و خانوادهاش، در یک بازی مرگبار شرکت میکند و باید از پنج طبقه از یک ساختمان با دشمنان مسلح بالا برود. در هر طبقه با مبارزان مختلفی روبرو میشود و در نهایت با کیمو (با بازی چاک نوریس) در یک مبارزه تن به تن افسانهای مواجه میشود. این فیلم به کارگردانی رابرت کلوز، با وجود ناتمام ماندن فیلمبرداری، به یکی از نمادینترین آثار بروس لی تبدیل شد و صحنههای رزمی آن الهامبخش بسیاری از آثار بعدی بود.
خلاصه داستان: یک مجموعه تلویزیونی فرانسوی مهیج و پررمزوراز به کارگردانی ژان-فرانسوا اونیل محصول سال ۲۰۲۴ است که در آن بازیگرانی چون ژان-پیر داروسین، ژولیت بینوش و ژان-کلود دروفوس به ایفای نقش پرداختهاند. داستان حول محور یک کارآگاه پاریسی به نام آنتوان ورمولین میگردد که برای حل یک پرونده پیچیده قتل به یک کلکسیونر هنری ثروتمند و مرموز به نام آقای دِوِرو به بازی ژان-پیر داروسین مراجعه میکند. قربانی، یک دلال هنری مشهور، در آپارتمان خود به قتل رسیده و تنها سرنخ، یک نقاشی مدرن گرانبهاست که از صحنه جرم ناپدید شده است. آقای دِوِرو که خود یک کارشناس هنر و مجموعهدار بزرگ است، به ورمولین پیشنهاد میکند که برای درک انگیزه قاتل و پیدا کردن نقاشی گمشده، باید دنیای پیچیده هنر معاصر، حراجیها و کلکسیونرهای وسواسی را عمیقاً کاوش کرد. او معتقد است که هر اثر هنری داستانی را روایت میکند و این داستان ممکن است کلید حل معمای قتل باشد. کارآگاه ورمولین که در ابتدا به این نظریه شک دارد، به تدریج در دنیای پرزرق و برق و در عین حال خطرناک هنر غرق میشود و متوجه میشود که این پرونده پیوندهای عمیقی با گذشته، رازهای خانوادگی و حرص و طمع بیپایان در بازار هنر دارد. او در این مسیر با شخصیتهای مختلفی از جمله یک کیوریتور جذاب و مرموز به بازی ژولیت بینوش و یک کارآگاه بازنشسته به نقش آفرینی ژان-کلود دروفوس مواجه میشود که هر کدام قطعهای از این پازل پیچیده را در اختیار دارند. این سریال با ترکیب هوشمندانه ژانر جنایی و دنیای هنر، بیننده را در یک تعقیب و گریز پرتنش و فکری قرار میدهد و نشان میدهد که گاهی اوقات برای یافتن حقیقت، باید فراتر از ظواهر را دید و به داستانهایی که در پشت هر اثر هنری نهفته است، گوش سپرد.
خلاصه داستان: دوازده نازی پیر که در برزیل زندگی میکنند، توسط یوزف منگله، پزشک بدنام اردوگاه آشویتس، برای قتلعامی بیسابقه بسیج میشوند. هدف آنها کشتن ۹۴ مرد غیرنظامی در سراسر جهان در تاریخ و زمان مشخصی است. این توطئه توجه یعقوب لیبرمن، شکارچی نازی سالخورده و مصمم را که خود یک بازمانده هولوکاست است، جلب میکند. لیبرمن که در ابتدا الگوی این قتلها را نامفهوم میبیند، بهتدریج پرده از یک طرح شیطانی و عمیقاً هولناک برمیدارد که هدفش احیای رایش سوم است. او برای متوقف کردن منگله و جلادانش باید با زمان و سازمانهای قدرتمند رقابت کند. این فیلم علمی-تخیلی هیجانانگیز محصول سال ۱۹۷۸ به کارگردانی فرانکلین جی. شافنر و با بازی درخشان گریگوری پک در نقش دکتر منگله و لارنس اولیویه در نقش یعقوب لیبرمن است.
خلاصه داستان: فیلمی مهیج و روانشناختی محصول سال ۱۹۷۸ به کارگردانی جک گلد و با بازی ریچارد برتون در نقش جان مورلار، نویسندهای که از یک نیروی مخرب و ماوراءطبیعی برخوردار است. پس از آنکه مورلار در یک حملهی مرموز به شدت مجروح و در حالت کما فرو میرود، کارآگاهی به نام برونل (با بازی لینو ونتورا) مأمور تحقیق در این پرونده میشود. او به زودی و با کمک یک روانپزشک (با بازی لی رمیک) درمییابد که مورلار مدعی است قادر به ایجاد فجایع و مرگهای گسترده تنها با قدرت ذهن خود است. داستان با بازگشت به گذشته و روایت خاطرات مورلار، بیننده را درگیر این پرسش میکند که آیا او واقعاً این قدرت شیطانی را دارد یا تمام این ادعاها تنها زاییدهی توهمات یک ذهن بیمار است. این فیلم با فضاسازی تاریک و بازی تحسینبرانگیز برتون، اثری فراموشنشدنی در ژانر روانتنی است.
خلاصه داستان: مکس دنبو (با بازی درخشان داستین هافمن)، مردی است که تازه از زندان آزاد شده و قصد دارد زندگی جدیدی را آغاز کند. او با کمک افسر آزادی مشروط خود (با بازی امت والش) سعی میکند شغلی پیدا کرده و از وسوسه بازگشت به دنیای جرم و جنایت دوری کند. اما جامعه بیرحم و سیستم آزادی مشروط خفقانآور، به سرعت او را در تنگنا قرار میدهند. پس از یک درگیری با افسرش، دنبو ناامید شده و به همراه دوست قدیمی خود، جری شوه (با بازی هری دین استنتون)، بار دیگر به دزدی و سرقت مسلحانه روی میآورد. این فیلم محصول سال ۱۹۷۸ به کارگردانی اولو گروسبارد، روایتی غمانگیز و واقعگرایانه از تلاش یک انسان برای بازسازی زندگی و موانع بیپایانی است که سر راهش قرار میگیرد.
خلاصه داستان: یک فیلم کمدی-درام به کارگردانی هربرت راس و محصول سال ۱۹۷۸ که بر پایه نمایشنامه نیل سایمون ساخته شده است. این فیلم داستان چهار گروه مهمان متفاوت را در هتل بورلی هیلز کالیفرنیا دنبال میکند: یک زن مجلهنگار نیویورکی (جین فوندا) که برای ملاقات با همسر سابقش (آلن آلدا) آمده تا حضانت دخترشان را حل کنند؛ یک زوج از شیکاگو (مایکل کین و مگی اسمیت) که برای مراسم اسکار آمدهاند؛ یک وکیل فیلادلفیایی (ریچارد پریور) که با خانوادهاش برای تعطیلات آمده اما با مشکلات نژادی مواجه میشود؛ و دو دوست (بیل کازبی و والتر ماتائو) که برای گلف به کالیفرنیا آمدهاند. فیلم با طنز ظریف خود به بررسی روابط انسانی، مشکلات زناشویی و تفاوتهای فرهنگی میپردازد و بازی درخشان بازیگرانی مانند مگی اسمیت (که برنده اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد) و مایکل کین را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: فیلم بهشتیان به کارگردانی ترنس مالیک و محصول سال ۱۹۷۸، داستان سه مهاجر فقیر را روایت میکند: بیل (ریچارد گیر)، ابیگِیل (بروک آدامز) و دختر کوچکشان لیندا (لیندا مانز). آنها در سال ۱۹۱۶ شیکاگو را ترک کرده و برای کار به مزارع گندم تگزاس میروند. بیل پس از درگیری با سرکارگر، مجبور به فرار میشود و همراه خانوادهاش به عنوان کارگر فصلی مشغول به کار میشوند. مالک مزرعه، کشاورز ثروتمندی است که تنها زندگی میکند و به بیماری لاعلاجی مبتلاست. او عاشق ابیگِیل میشود و از او خواستگاری میکند. بیل و ابیگِیل با این تصور که مالک به زودی خواهد مرد و ثروتش به ابیگِیل خواهد رسید، این ازدواج را میپذیرند. اما این فریب به زودی آشکار شده و فاجعهای در راه است. فیلم با تصویرسازی نفسگیر و نورپردازی طلایی رنگ خود، یکی از زیباترین آثار سینمای آمریکا محسوب میشود.