خلاصه داستان: فیلم «فانتوزی» داستان مردی ساده و درمانده به نام اولیس فانتوزی را روایت میکند که در یک شرکت بزرگ کار میکند و همیشه قربانی محیط کار و اجتماع خود میشود. او در این قسمت به همراه همکارش کالبونی به یک کلوپ گلف دعوت میشوند، اما حضور در این محیط لاکچری و برخورد با مدیران و افراد پولدار، باعث رقم خوردن ماجراهای خندهدار و در عین حال تلخی برای آنها میشود که فانتوزی را بیش از پیش در معرض تحقیر قرار میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «Entre Nous» داستان دو زن در دهه ۱۹۶۰ فرانسه را روایت میکند که در شرایطی که هر دو ازدواجهایی ناموفق و زندگیهایی خستهکننده را تجربه میکنند، با یکدیگر آشنا شده و دوستی عمیقی بین آنها شکل میگیرد. این دوستی که به تدریج به یک رابطه عاشقانه و هیجانی تبدیل میشود، زندگی و تصمیمگیریهای آنها را دستخوش تغییرات اساسی میکند و چالشهای پیشروی آنها در جامعه مردسالار آن دوران را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دیوید کراننبرگ در سال ۱۹۸۳ شاهکاری فراطبیعی با بازی کریستوفر واکن در نقش «جان اسمیت»، معلم دبیرستانی که پس از یک تصادف وحشتناک به کما میرود و پنج سال بعد بیدار میشود، خلق کرد. او اکنون از توانایی شگفتانگیزی برای دیدن آینده افراد از طریق لمس برخوردار است، موهبتی که زندگی او را به جهنمی تبدیل میکند. وقتی جان آیندهی سیاه یک سیاستمدار جاهطلب به نام «گرگ استیلسون» (مارتین شین) را میبیند و متوجه میشود که او تهدیدی برای بشریت است، با چالشی اخلاقی و شخصی مواجه میشود که سرنوشت جهان را تغییر خواهد داد. این فیلم بر اساس رمانی از استیون کینگ ساخته شده و با بازی درخشان واکن و فضاسازی تاریک خود، به یکی از برترین اقتباسهای سینمایی از آثار کینگ تبدیل شده است.
خلاصه داستان: کلیفورد فورمن در سال ۱۹۸۳ فیلم ترسناک «کیوجو» را بر اساس رمان مشهور استیون کینگ کارگردانی کرد. د دی والاس، دنیل هیو-کلی و کریس استفنسون در این فیلم به ایفای نقش پرداختهاند. داستان حول محور یک سگ بزرگ سنت برنارد به نام کیوجو میچرخد که توسط یک خفاش آلوده به هاری گزیده میشود و به یک هیولای بیرحم تبدیل میگردد. در همین حال، دونا ترنتون و پسر خردسالش تاد در خودرویشان در یک منطقه دورافتاده گیر میافتند و کیوجوی بیمار آنها را به دام میاندازد. مادر و پسر باید برای بقای خود در برابر این حیوان وحشی و خشمگین بجنگند، در حالی که هیچ راه فراری ندارند و امیدشان به کمک بیرونی روز به روز کمتر میشود.
خلاصه داستان: در دنیایی دور، سیاره اسرارآمیز کرول مورد حمله بیگانگان بیرحمی به نام «غارتگران» قرار میگیرد که توسط موجودی شیطانی به نام «سفینه» هدایت میشوند. شاهزاده کول وین و شاهزاده خانم لایزا در آستانه ازدواجشان شاهد نابودی کامل پادشاهی توسط این نیروهای مهاجم هستند. لایزا توسط غارتگران ربوده شده و در قلعه سیاه متحرک اسیر میشود. شاهزاده کول وین که عشق خود را از دست داده، سوگند یاد میکند که او را نجات دهد. او با شمشیری افسانهای به نام «گلاو» مسلح شده و به همراه گروهی از جنگجویان وفادار و یک غول دوستداشتنی به نام آرگوس، سفری پرخطر را به قلب سرزمینهای تاریک آغاز میکند. در این سفر حماسی، او با یک پیر خردمند، یک جادوگر و یک گروه از راهزنان هم پیمان میشود تا قبل از وقوع یک فاجعه کیهانی، عشق خود را نجات دهد و سرنوشت سیاره کرول را تغییر دهد. این فیلم فانتزی علمی-تخیلی محصول سال ۱۹۸۳ به کارگردانی پیتر ییتس و با بازی کن مارشال، لایزا هریسون و فردی جونز است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «پلین در ساحل» (۱۹۸۳) به کارگردانی اریک رومر، روایتگر داستان پلین ۱۵ ساله است که برای تعطیلات به ساحل نرماندی میرود و در آنجا با ماریون، دخترعموی جذاب و رمانتیک خود، همراه میشود. ماریون که به تازگی از همسرش جدا شده، در جستجوی عشق جدیدی است و به سرعت به پیر، مردی فریبنده و خودشیفته، علاقهمند میشود. در همین حال، پلین با سیلویان، پسر جوانی که به او علاقه دارد، آشنا میشود. اما ورود هنری، دوست قدیمی ماریون، و دخترش، وضعیت را پیچیدهتر میکند. رومر در این فیلم، که بخشی از مجموعه «کمدیها و ضرب المثلها» است، با ظرافتی مثالزدنی، بازیهای عشقی، فریب و سردرگمیهای احساسی شخصیتها را در فضایی آرام و زیبا به تصویر میکشد و تضاد بین عشق ناب و احساسات سطحی را بررسی میکند.
خلاصه داستان: این فیلم محصول سال ۱۹۸۳ به کارگردانی فرانسیس فورد کوپولا، اقتباسی از رمان معروف اس.ئی. هینتون است. داستان در اوکلاهومای دهه ۱۹۶۰ روایت میشود و ماجرای دو گروه رقیب نوجوان را به تصویر میکشد: «گریسرها» از طبقه کارگر و «سوشاها» از طبقه مرفه. پونیبوی کورتیس، نوجوان ۱۴ ساله یتیم، به همراه برادرانش داری و سوداپاپ و دوستان نزدیکش دالی و جانی، عضو گروه گریسرها هستند. پس از یک درگیری شبانه که منجر به کشته شدن یکی از سوشاها توسط جانی میشود، این دو نوجوان مجبور به فرار میشوند و در این حین با چالشهای بزرگ و درسهای مهمی درباره دوستی، وفاداری و پیچیدگیهای زندگی مواجه میشوند. فیلم با بازی ستارگانی چون تام کروز، مت دیلون، راب لوو، پاتریک سوویزی و رالف ماکیو، تصویری تأثیرگذار و احساسی از بلوغ و گذار از نوجوانی به بزرگسالی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک وکیل موفق به نام فرانسوا پیکال در شهر کوچکی به نام سان-کلمان زندگی میکند. زندگی آرام او زمانی به هم میریزد که همسرش باربارا، که با او رابطهای سرد و متشنج دارد، به همراه معشوقهاش، ماسو، در یک آپارتمان به قتل میرسند. پلیس به سرعت پیکال را به عنوان مظنون اصلی در نظر میگیرد، زیرا او هم انگیزه (خیانت همسر) را داشته و هم شواهدی علیه او وجود دارد. در این میان، تنها کسی که به بیگناهی او ایمان دارد، منشی وفادار و کارآمدش، بیانکا، است. بیگناهی پیکال زیر سوال میرود و او برای اثبات آن، با کمک بیانکا وارد یک بازی خطرناک میشود. آنها باید قبل از اینکه پلیس او را دستگیر کند، هویت قاتل واقعی را پیدا کنند. این فیلم که در سال ۱۹۸۳ توسط فرانسوا تروفو، کارگردان نامدار فرانسوی، ساخته شده، یک تریلر جنایی مهیج است که با بازی تحسینبرانگیز فانی آردان و ژان-لویی ترنتینیان، تماشاگر را تا آخرین لحظه در تعلیق نگه میدارد.
خلاصه داستان: ژرژ ژاک دانتون، یکی از رهبران انقلاب فرانسه، در سال ۱۷۹۴ در اوج دوران ترور، به پاریس بازمیگردد تا با روبسپیر، رقیب سابقش که اکنون قدرت را در دست دارد، مقابله کند. او که از اعدامهای بیرویه و حکومت وحشت خسته شده، خواهان پایان دادن به این دوره و بازگرداندن عدالت و شفقت به جمهوری است. اما روبسپیر، که ترس از توطئه و خیانت را در دل دارد، دانتون را تهدیدی برای انقلاب میداند. این رویارویی شخصی و ایدئولوژیک بین دو غول انقلاب، که زمانی متحد بودند، به دادگاهی نمایشی و سرنوشتی تراژیک منتهی میشود. این فیلم تاریخی برجسته محصول ۱۹۸۳ فرانسه، به کارگردانی آندری وایدا و با بازی خیرهکننده ژرار دوپاردیو در نقش دانتون و وویچخ پسونیاک در نقش روبسپیر، نگاهی عمیق به ماهیت قدرت، اخلاق و هزینههای انقلاب دارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم «دیوار» (The Wall) محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردان داگ لیمان، داستان یک تکتیرانداز آمریکایی به نام آیزاک (با بازی آرون تیلور-جانسون) را روایت میکند که به همراه فرماندهاش (جان سینا) برای بررسی یک خط لوله نفت در یک منطقه بیابانی در عراق اعزام شدهاند. پس از اینکه همتیمیهایشان توسط یک تکتیرانداز عراقی کشته میشوند، آیزاک پشت یک دیوار بتنی پناه میگیرد و در حالی که مجروح شده، باید با کمترین امکانات و تنها با یک رادیو برای برقراری ارتباط، برای نجات جان خود و همکارش تلاش کند. این فیلم تنشزا و مینیمال، تمرکز خود را بر روی جنگ اعصاب و روان میان دو تکتیرانداز قرار داده و با بهرهگیری از بازی قدرتمند آرون تیلور-جانسون، فضایی پر از تعلیق و اضطراب را تا آخرین لحظه حفظ میکند.