خلاصه داستان: خلاصه داستان: «نیشتر نقرهای» (Silver Bullet) محصول سال ۱۹۸۵ به کارگردانی دانیل آتیاس و بر اساس رمانی از استیون کینگ است. در این فیلم گری بسی، کوری هیم، اورت مکگیل و مگان فولوز بازی میکنند. داستان در شهر کوچک توکرز میلز میگذرد و حول محور مارتی کاسلف (کوری هیم)، پسری نوجوان که روی ویلچر مینشیند، و عمویش رد (گری بسی) میچرخد. ساکنان شهر مورد حمله یک هیولای مرموز قرار میگیرند که هر ماه در شب ماه کامل ظاهر میشود و قتلعام به راه میاندازد. مارتی پس از یک رویارویی نزدیک با این موجود، متوجه میشود که این هیولا در واقع یک گرگینه است. او به همراه عموی الکلی و دوستدخترش جین (مگان فولوز) برای متوقف کردن این موجود افسانهای و پایان دادن به ترس شهر، نقشه میکشند و تنها راه نجات را استفاده از گلولهای نقرهای میدانند.
خلاصه داستان: یک دختربچه یتیم به نام دوروتی گیل که پس از بازگشت از سرزمین جادویی اوز دچار بیخوابی شده، توسط عمهٔ خود برای درمان نزد پزشکی مرموز فرستاده میشود. در آنجا او به طور اسرارآمیزی به سرزمین اوز بازگردانده میشود، اما این بار این سرزمین توسط پادشاهی شرور به نام نوروم به ویرانهای تبدیل شده است. دوروتی با همراهی دوستان جدیدش شامل یک کدو تنبل سخنگو، یک صندلی چرخدار پرنده و یک سرباز حلبی، باید جواهرات جادویی گمشده را پیدا کند تا اوز را نجات دهد و به خانه بازگردد. این فیلم فانتزی تاریک محصول سال ۱۹۸۵ به کارگردانی والتر مریچ و با بازیگری فیبرا باک در نقش دوروتی ساخته شده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم «سلام مریم» محصول سال ۲۰۲۵ به کارگردانی فیل لرد و کریستوفر میلر، با بازی رایان گاسلینگ در نقش جونیور عیسی، یک کمدی اکشن ماجراجویانه است که داستانی طنزآمیز و مدرن از زندگی مسیح ارائه میدهد. این فیلم که بر اساس رمان تحسینشده اندی ویر ساخته شده، ماجرای یک فضانورد تنها را روایت میکند که باید با استفاده از علم و فناوری، زمین را از یک فاجعه قریبالوقوع نجات دهد. در این میان، او با چالشهای غیرمنتظرهای روبرو میشود که سرنوشت بشریت را به خطر میاندازد. بازیگرانی چون زویی سالدانیا، کیرنان شیپکا و آدرین مارتینز نیز در این پروژه حضور دارند و داستانی سرشار از هیجان، طنز و لحظات احساسی را خلق کردهاند که تماشاگران را تا انتها مجذوب خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: در قرون وسطی، فیلیپ معروف به «موش»، دزدی جوان و چابک، پس از فرار از زندان استاد خود، در راه خود با جنگجویی مرموز به نام اتان آشنا میشود. اتان به فیلیپ پیشنهاد میکند که در ازای دریافت پول، او را از قلعه آگولان بیرون بیاورد. فیلیپ که نمیداند اتان و معشوقهاش ایزولت توسط اسقف شهر لعنتی شیطانی را تجربه میکنند، این پیشنهاد را میپذیرد. اتان در طول روز به شکل یک گرگ درمیآید و ایزولت در شب به شکل یک شاهین، و این دو هرگز نمیتوانند در شکل انسانی خود همزمان با یکدیگر باشند. فیلیپ با کمک کشیشی به نام ایمپاریوس، برای شکستن این طلسم و متحد کردن دوباره این عشاق نفرینشده، وارد مبارزهای مرگ و زندگی میشود. این فیلم فانتزی ماجراجویانه محصول سال ۱۹۸۵ به کارگردانی ریچارد دانر و با بازی متیو برودریک، راتگر هاوئر و میشل فایفر است.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۵، ایلیا کورمالین کارگردان برجسته روس، شاهکاری ضد جنگ به نام «بیا و ببین» را خلق کرد که یکی از تاثیرگذارترین فیلمهای تاریخ سینما محسوب میشود. این فیلم با بازی الکسی کراوتچنکا در نقش فلوریا، نوجوانی که در بلاروس تحت اشغال نازیها زندگی میکند، روایت میشود. فلوریا که مشتاق پیوستن به پارتیزانها و مبارزه با نیروهای آلمانی است، به زودی با وحشت و بربریت جنگ روبرو میشود. او شاهد قتل عام بیرحمانه روستاییان، از جمله خانواده و دوستانش، توسط جوخههای مرگ اساس میشود و این تجربیات هولناک، او را به ورطه جنون و ویرانی میکشاند. فیلم با تصاویر خشن و رئالیسم بیرحم خود، چهره واقعی جنگ را بدون هیچگونه رومانتیسمی به تصویر میکشد و بیننده را با پرسشهای عمیق فلسفی درباره شر و انسانیت مواجه میکند. «بیا و ببین» نه تنها یک درام جنگی، بلکه یک تجربه سینمایی فراموشنشدنی است که تا مدتها در ذهن بیننده باقی میماند.
خلاصه داستان: در دنیای پسا-آخرالزمانی بیابانهای خشک و خشن استرالیا، ماکس راکاتانسکی (با بازی مل گیبسون)، قهرمان سابق پلیس جاده، اکنون به یک ولگرد تنها و شکسته تبدیل شده است. شترها و وسایل نقلیه او توسط یک هواپیمای دزدیده شده به رهبری شخصیتی مرموز به نام جید (با بازی تینا ترنر) ربوده میشوند. تعقیب او را به شهر بیزار، شهری پر از آشوب و قانون که توسط جید اداره میشود، میکشاند. در این شهر، اختلافات از طریق نبردی مرگبار در تاندردوم، گودالی محصور با قوانین خاص، حل و فصل میشوند. ماکس مجبور به مبارزه با غول پیکری به نام مستر انتروپی میشود و در نهایت با کمک پسربچه ای به نام ماستر، از شهر فرار میکند. او به جامعه ای پنهان از کودکان که در واحه ای زندگی میکنند و منتظر نجات دهنده افسانه ای هستند، میپیوندد. ماکس باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد نقش نجات دهنده را بپذیرد و این کودکان را به سوی تمدنی جدید رهبری کند یا به زندگی تنها و بیهدف خود بازگردد. این فیلم در سال ۱۹۸۵ توسط جرج میلر و جرج اوگیلوی کارگردانی شده و سومین قسمت از فرنچایز محبوب «ماد مکس» محسوب میشود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «ماری» (۲۰۲۴) به کارگردانی آنتونیو کامپوس، فیلمی درام و ترسناک است که داستان زندگی ماری کولوین، روزنامهنگار جنگی مشهور را روایت میکند. کیت بلانشت در نقش این خبرنگار جسور که برای پوشش آخرین روزهای جنگ داخلی سریلانکا در سال ۲۰۰۱ به این کشور سفر میکند، ظاهر شده است. فیلم با تمرکز بر شجاعت بینظیر ماری در به خطر انداختن جان خود برای رساندن حقیقت به جهانیان، همزمان به مبارزات شخصی او با آسیبهای روحی ناشی از سالها حضور در مناطق جنگی و اعتیادش به الکل میپردازد. این اثر که در جشنواره فیلم کن ۲۰۲۴ به نمایش درآمد، تصویری خیرهکننده و عمیقاً انسانی از زنی ارائه میدهد که در خط مقدم تاریخ ایستاده بود.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۵، ولفگانگ پترسن کارگردان آلمانی با ساخت فیلم علمی تخیلی «دشمن من» (Enemy Mine) اثری ماندگار در ژانر خود خلق کرد. این فیلم با بازی دنیس کواید در نقش ویلیس دیویدج، خلبان انسان و لوئیس گوست جونیور در نقش جربیسی، سرباز دراگ، روایتگر دشمنی است که به دوستی ناگسستنی بدل میشود. داستان در آیندهای دور و در جریان جنگ ویرانگر میان انسانها و نژادی بیگانه به نام دراگها رخ میدهد. طی یک درگیری هوایی، سفینهی دیویدج و جربیسی در سیارهی غیرقابل سکونت فایگن سقوط میکند. آنها که در زمین مجبور به بقا هستند، ابتدا با خصومت با یکدیگر برخورد میکنند، اما به تدریج و با درک فرهنگ و ارزشهای یکدیگر، پیوندی عمیق و انسانی را تجربه میکنند. این رابطهی فراتر از نژاد و دشمنی، در نهایت سرنوشت هر دو و مفهوم جنگ را زیر سوال میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «وقتی پدر در مأموریت بود» (۱۹۸۵) به کارگردانی امیر کوستوریتسا، داستان خانوادهای را در یوگسلاوی دهه ۱۹۵۰ روایت میکند. مالک (میکی مانویلوویچ)، پدر خانواده، به دلیل یک شوخی بیمورد سیاسی به اردوگاه کار اجباری فرستاده میشود. همسرش، سنحا (میرا فورلان)، برای حفظ خانواده تلاش میکند و پسر کوچکشان، مالک، شاهد تمام این اتفاقات است. این فیلم که برنده نخل طلای کن شد، با نگاهی طنزآمیز و در عین حال تلخ، زندگی در دوران استالینیسم را به تصویر میکشد و تأثیر آن را بر روابط خانوادگی و اجتماعی بررسی میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان این فیلم کلاسیک علمی-تخیلی محصول سال ۱۹۸۵ به کارگردانی تری گیلیام، با بازی جاناتان پرایس، رابرت دنیرو، کاترین هلموند و کیم گریر، داستان سام لاوری (پرایس) را روایت میکند؛ کارمند ساده و خیالپرداز اداره اطلاعات که در برزیلِ آیندهای دیستوپیایی زندگی میکند، جایی که بوروکراسی خفقانآور و خرابیهای فنی جزئی از زندگی روزمره است. وقتی اشتباهی اداری منجر به دستگیری و مرگ بیگناهانی میشود، سام در تلاش برای اصلاح اشتباه، وارد دنیایی از توطئه، شکنجه و فرار میشود و در این میان، عشق او به زنی مرموز به نام جیل (گریر)، او را به مبارزه با سیستم تمامیتخواهی میکشاند که هرگونه فردگرایی را سرکوب میکند.