خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم «بهتر است بمیری» محصول سال ۱۹۸۵ به کارگردانی سوجیج لین و با بازی جان کوزاک، دیوید اوگدن استیرز، کیم دربی و دایان فرانکلین، داستان نوجوانی به نام لین میگلز را روایت میکند که پس از جدایی دوستدخترش بث، دچار افسردگی شدیدی میشود و مدام به خودکشی فکر میکند. در این میان، دختر فرانسوی همسایهشان به نام مونیک وارد زندگی او میشود و به تدریج به او کمک میکند تا معنای واقعی زندگی و عشق را درک کند. این کمدی سیاه و عاشقانه با طنز خاص خود، مشکلات نوجوانی و یافتن امید در تاریکترین لحظات زندگی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: ویلی لومن، فروشنده سالخورده و خسته، در آستانه شصت سالگی با بحران عمیقی در زندگی خود روبرو است. او که زمانی فروشنده موفقی بود، اکنون با کاهش درآمد، مشکلات جسمی و ناامیدی از آینده دست و پنجه نرم میکند. رویاهای او برای موفقیت پسرانش، بیف و هپی، به یأس تبدیل شده است. بیف، پسر بزرگتر که زمانی ستاره فوتبال بود، اکنون مردی سرگردان و ناموفق است و هپی نیز در توهمات خود زندگی میکند. همسر وفادارش، لیندا، شاهد زوال تدریجی شوهرش است. این فیلم که بر اساس نمایشنامه مشهور آرتور میلر ساخته شده، به کارگردانی فولکر اشلوندورف و با بازی درخشان داستین هافمن در نقش ویلی لومن، کیت رید در نقش لیندا و جان مالکوویچ در نقش بیف، به بررسی فروپاشی رویای آمریکایی و پیامدهای آن بر یک خانواده میپردازد. داستان در قالب فلاشبکهایی روایت میشود که گذشته پرزرق و برق ویلی و امیدهای بربادرفته او و پسرانش را به تصویر میکشد و در نهایت به تراژدی غمانگیزی ختم میشود.
خلاصه داستان: این فیلم اکشن و دلهرهآور محصول سال ۱۹۸۵ به کارگردانی آندری کونچالوفسکی و با بازی درخشان جان وویت، اریک رابرتس و ربکا د مورنی است. داستان حول محور دو زندانی فراری به نامهای مانک و باک میچرخد که پس از فرار از زندان، خود را در یک قطار باری مییابند. اما مشکل اصلی زمانی آغاز میشود که راننده قطار بر اثر سکته قلبی میمیرد و قطار بدون کنترل و با سرعت بسیار بالا به حرکت خود ادامه میدهد. این دو زندانی در حالی که توسط مأمور زندان به تعقیبشان است، باید برای کنترل این قطار مرگبار و نجات جان خود تلاش کنند. فیلم «قطار سرکش» با صحنههای اکشن نفسگیر و بازی تحسینبرانگیز بازیگرانش، اثری فراموشنشدنی در ژانر خود محسوب میشود.
خلاصه داستان: یک کشیش مرموز و ساکت به نام پریدیتور در دهه ۱۸۵۰ به شهری کوچک در کالیفرنیا میرسد و زندگی ساکنان محلی را که توسط یک معدنچی ثروتمند و بیرحم به نام لا هود تحت آزار و اذیت قرار گرفتهاند، تغییر میدهد. این غریبه که تنها با یک اسب سفید و کتاب مقدس خود ظاهر میشود، به گروهی از معدنچیان مستقل که برای حفظ زمینهای خود میجنگند، کمک میکند. کارگردان و بازیگر اصلی این وسترن کلاسیک کلینت ایستوود است که در نقش پریدیتور، مردی با گذشتهای مرموز که مهارتهای غیرمنتظرهای در استفاده از اسلحه دارد، ظاهر شده است. داستان حول محور مبارزه بین خیر و شر، عدالت و بیعدالتی میچرخد و تمثیلی از نجاتدهندهای است که برای دفاع از مظلومان ظهور میکند.
خلاصه داستان: فلیچ کارآگاهی باهوش و شوخطبع است که در حال تحقیق روی یک پرونده مواد مخدر در ساحل الیوت است. او با آلن استنویک، یک تاجر ثروتمند که به سرطان لاعلاج مبتلاست، مواجه میشود. استنویک به فلیچ پیشنهاد میدهد که در ازای دریافت پنجاه هزار دلار، او را به قتل برساند تا خانوادهاش بتوانند از مزایای بیمه عمر استفاده کنند. فلیچ که مشکوک شده، این پیشنهاد را میپذیرد اما در عوض تصمیم میگیرد تا حقیقت ماجرا را کشف کند. او با پوششهای مختلف، از جمله یک پزشک، وارد زندگی استنویک میشود و به زودی درمییابد که ماجرا پیچیدهتر از آن است که به نظر میرسد و یک توطئه بزرگتر در جریان است. این فیلم کمدی-جنایی محصول سال ۱۹۸۵ به کارگردانی مایکل ریتچی و با بازی چوی چیس در نقش اصلی است.
خلاصه داستان: یک شبهشهر کوچک در کوهپایههای کالیفرنیا در سال ۱۸۵۰، ساکنانش که بیشترشان معدنچیان فقیر هستند، توسط مردی شرور و قدرتمند به نام «لا هود» و دارودستهاش مورد آزار و اذیت قرار میگیرند. لا هود قصد دارد تمام زمینهای منطقه را به زور تصاحب کند تا معادن طلایش را استخراج کند. هنگامی که او به یک روستای کوچک از معدنچیان حمله میکند و کلیسایشان را ویران میسازد، دختربچهای به نام مگ و مادرش به درگاه خدا دعا میکنند. درست در همان لحظات، یک غریبه مرموز و آرام (کلینت ایستوود) که تنها یک کشیش را به همراه دارد، در شهر ظاهر میشود. او که بعداً با نام «پریچر» شناخته میشود، به معدنچیان کمک میکند تا در برابر زورگوییهای لا هود مقاومت کنند. پریچر که مهارتهای غیرعادی در تیراندازی و جنگیدن دارد، به تدریج امید را به دل ساکنان بازمیگرداند و رهبری آنها را در نبردی نهایی علیه شر و ظلم بر عهده میگیرد. این فیلم وسترن کلاسیک که در سال ۱۹۸۵ توسط کلینت ایستوود کارگردانی شده، با بازی او در نقش اصلی، مایکل موریارتی و کارلی اسنودگرس، داستانی نمادین از تقابل خیر و شر، ایمان و انتقام را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «گوهر نیل» (۱۹۸۵) به کارگردانی لوئیس تیگ، دنبالهای بر ماجراهای «ماجراجویی در جستجوی گوهر مقدس» است که با بازی کاتلین ترنر (جوان وایلد)، مایکل داگلاس (جک کولتون) و دنی دوئیتو (رالف) روایت میشود. پس از اتفاقات فیلم اول، جک و جوان که اکنون زوجی مشهور هستند، در اروپا به سر میبرند، اما جوان از زندگی یکنواخت خسته شده و برای نوشتن کتاب جدید خود به دنبال ماجراجویی تازه میگردد. او دعوتنامهای از یک شخصیت مرموز به نام عمر خالد (اسپایروس فوکاس) دریافت میکند که ادعا میکند «گوهر نیل» را در اختیار دارد. جوان بدون اطلاع جک، به همراه رالف عازم آفریقا میشود، اما جک که نگران اوست، به دنبالشان میرود. آنها به زودی متوجه میشوند که عمر خالد یک دیکتاتور بیرحم است که از جوان برای رسیدن به اهداف شوم خود استفاده میکند و «گوهر نیل» در واقع یک سلاح مخفی است. جک و رالف باید با کمک یک خلبان ماجراجو به نام تارک (حسن جانسون)، جوان را نجات دهند و از فاجعه جلوگیری کنند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۵، گروهی از بچههای نوجوان در شهر کوچک استون بروک اورگان، که به "گوونیها" معروف هستند، با خبر میشوند که خانهشان به زودی برای ساخت یک زمین گلف تخریب خواهد شد. وقتی میکی، رهبر گروه، نقشهی گنج یک دزد دریایی قرن هفدهمی به نام "یکچشم ویلی" را در زیرزمین خانهشان پیدا میکند، آنها تصمیم میگیرند برای نجات خانهشان به دنبال گنج بروند. سفر ماجراجویانه آنها را به تونلهای مخفی، تلههای مرگبار و یک کشتی غولپیکر اسپانیایی میکشاند، در حالی که خانوادهی جنایتکار فراتلی به دنبال آنها هستند. این فیلم ماجراجویی کلاسیک به کارگردانی ریچارد دانر و با بازی شان آستین، جاش برولین و کوری فلدمن، داستانی فراموشنشدنی از دوستی، شجاعت و رویای پیدا کردن گنج را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان سریال کرهای «متکدی» (Vagabond) محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی یو این-سیک، با بازی لی سونگ-گی در نقش چا دال-گون و بائه سوزی در نقش گو هه-ری، داستان مردی را روایت میکند که زندگی خود را وقاف کشف توطئهای بزرگ میکند. چا دال-گون، بدلکار و رزمیکاری خوشتیپ اما فقیر، برای مراقبت از برادرزاده یتیم خود تلاش میکند. زندگی او زمانی دگرگون میشود که برادرزادهاش در یک سقوط مرموز هواپیما کشته میشود و او متوجه میشود که این حادثه یک تصادف نبوده، بلکه بخشی از یک توطئه سیاسی و تروریستی گسترده است. در این مسیر، او با گو هه-ری، یک مأمور اطلاعاتی سطح بالا از سازمان اطلاعات ملی کره (NIS)، همکاری میکند و با هم برای افشای این توطئه جهانی و مقابله با قدرتهای پشت پرده وارد عمل میشوند.
خلاصه داستان: زک هوبان، دانشمند نابغهای که روی پروژه «پرومتئوس» کار میکند، در یک صبح کاملاً ساکت و مرموز از خواب بیدار میشود و متوجه میشود که تمام انسانها و موجودات زنده روی زمین ناپدید شدهاند. او که ابتدا تصور میکند آخرین بازمانده روی کره زمین است، به تدریج با واقعیت تلخ آزمایشی که باعث این فاجعه شده روبرو میشود. در ادامه، او با دو بازمانده دیگر به نامهای جوآنه و آپی آشنا میشود و این سه نفر باید برای درک عمق فاجعه و یافتن راهی برای بازگرداندن جهان به حالت عادی، با هم همکاری کنند. فیلم علمی-تخیلی «زمین ساکت» محصول سال ۱۹۸۵ به کارگردانی جف مورفی و با بازی برونو لارنس، آلیسون روتجیس و پیت اسمیت، داستانی تأملبرانگیز درباره تنهایی، مسئولیت اخلاقی علم و ماهیت وجود انسان در جهانی خالی از سکنه را روایت میکند.