خلاصه داستان: یک کامیوندار سرسخت به نام جک برتون در سانفرانسیسکو وارد ماجرایی فراطبیعی میشود که او را به قلب دنیای زیرزمینی چینای تاون میکشاند. هنگامی که دوست او وانگ چی با یک باند جنایتکار به رهبری لرد لاو و جادوگر قدرتمندش لو پان درگیر میشود، جک ناخواسته به کمک او میآید. آنها باید با نیروهای شیطانی، جنگجویان نامرئی و موجودات افسانهای بجنگند تا گرین لانترن، نامزد وانگ چی، را از چنگال شر نجات دهند. این فیلم اکشن-کمدی-فانتزی محصول سال ۱۹۸۶ به کارگردانی جان کارپنتر و با بازی کرت راسل، کیم کاترال و دنیس دان است که ترکیبی طنزآمیز از عناصر ووشیا و فرهنگ عامه آمریکایی را ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک زوج عاشقانه به نامهای زورگ و بتی در شهری ساحلی زندگی میکنند. زورگ که نویسندهای بلندپرواز است، در تعمیرگاه یخچال مشغول به کار میشود و بتی که زنی پرجنبوجوش و بیپروا است، زندگی او را دگرگون میکند. بتی دستنوشتههای زورگ را کشف کرده و با اشتیاق فراوان تصمیم میگیرد آن را به ناشران مختلف بفرستد. اما زمانی که با طرد شدن و ناکامی مواجه میشوند، بتی دچار فروپاشی روانی میشود و رفتارهایش به تدریج از کنترل خارج میشود. این فیلم محصول سال ۱۹۸۶ به کارگردانی ژان-ژاک بنکس و با بازی بیاتریس دال و ژان-هوگ انگلاد، داستانی شورانگیز و غمانگیز از عشق، جنون و جستوجوی معنا در زندگی است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «گوتیک» (Gothic) محصول سال ۱۹۸۶ به کارگردانی کن راسل، با بازی گابریل بیرن، جولیان سندز و ناتاشا ریچاردسون، روایتگر داستانی تخیلی از شب معروفی در سال ۱۸۱۶ است که مری شلی (ناتاشا ریچاردسون)، پرسی شلی (جولیان سندز)، لرد بایرون (گابریل بیرن)، کلر کلرمونت (میریم سایرس) و دکتر جان پولیدوری (تیموتی اسپال) در ویلای بایرون در سوئیس گرد هم میآیند. پس از خواندن داستانهای ارواح آلمانی، آنها تصمیم میگیرند تا هر یک داستانی ترسناک بنویسند. این شب که با طوفان و مصرف مواد مخدر همراه است، به کابوسی روانشناختی تبدیل میشود و رویاها و ترسهای درونی هر یک از شخصیتها به شکل هیولاهایی آشکار میگردد. این تجربهی هولناک الهامبخش مری شلی برای خلق رمان جاودانه «فرانکنشتاین» میشود و فیلم با وهمآلودگی و تصاویر سورئال خود، مرز میان واقعیت و خیال را در هم میآمیزد.
خلاصه داستان: این فیلم سینمایی محصول سال ۱۹۸۶ به کارگردانی وودی آلن، داستان زندگی سه خواهر به نامهای هانا، لی و هالی را در طول دو سال روایت میکند. هانا که توسط میا فارو به تصویر کشیده شده، ستون ثابت خانواده است و همسرش الیوت (مایکل کین) را که عاشق خواهرش لی (باربارا هرشی) شده، حمایت میکند. هالی (دایان وایست) خواهر دیگر که درگیر مشکلات اعتیاد و شکستهای شغلی است، در تلاش برای یافتن جایگاه خود در زندگی است. در این میان، شخصیت وودی آلن به نام میکي ساچز، همسر سابق هانا که به تازگی با یک بیماری جدی مواجه شده، به دنبال معنای زندگی میگردد و در نهایت به هالی علاقهمند میشود. فیلم با نگاهی عمیق به روابط خانوادگی، خیانت، عشق و جستجوی معنا در زندگی، یکی از تحسینشدهترین آثار وودی آلن محسوب میشود که برنده سه جایزه اسکار از جمله بهترین فیلمنامه شد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: دانشمند برجسته سِت براندل (با بازی جف گلدبلوم) در حال کار بر روی دستگاه انتقال از راه دور است که به طور تصادفی با یک مگس درون محفظه آزمایش ترکیب میشود و موجودی هیبریدی و ترسناک به نام بروندلفلای را ایجاد میکند. این فیلم ترسناک علمی-تخیلی محصول سال ۱۹۸۶ به کارگردانی دیوید کراننبرگ، تحول تدریجی یک انسان به هیولایی ترسناک را به تصویر میکشد که هم برای خودش و هم برای معشوقهاش ورونیکا (با بازی جینا دیویس) فاجعهبار است. این اثر بازسازی فیلمی به همین نام از دهه ۱۹۵۰ است و به دلیل جلوههای ویژه تحسینبرانگیز و روایت عمیقاً انسانی از ترس و انزوا، به عنوان یکی از برجستهترین فیلمهای ژانر خود شناخته میشود.
خلاصه داستان: فیلمی تحسینشده به کارگردانی جاناتان دمی محصول سال ۱۹۸۶ با بازی جف دانیلز، ملانی گریفیث و ری لوئیس. داستان زندگی چارلز دکتریگ، مردی آرام و قانونمند را روایت میکند که در یک رستوران با لوئیس، زنی مرموز و جذاب آشنا میشود. لوئیس او را به سفری پر از ماجراهای غیرمنتظره و خطرناک میکشد و چارلز را وارد دنیایی از هیجان و قانونشکنی میکند. این ملاقات تصادفی زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد و او را با جنبههای تاریک و هیجانانگیز زندگی مواجه میسازد. فیلم ترکیبی از کمدی، درام و تعلیق را ارائه میدهد و به بررسی مرزهای میان امنیت و آزادی میپردازد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۶، کارگردان مشهور استیون کینگ با فیلم "ماکسیمم اوردرایو" به دنیای سینما آمد تا داستان ترسناک خود را روی پرده نقرهای به تصویر بکشد. این فیلم که بر اساس داستان کوتاه "تراک کج" از کینگ ساخته شده، داستان گروهی از افراد را روایت میکند که در یک کافه دورافتاده در کارولینای شمالی گرفتار شدهاند. اما این بار، تهدید از جنس انسان نیست؛ تمام ماشینها، کامیونها و دستگاههای الکترونیکی به طور ناگهانی به زندگی بازگشته و قصد نابودی بشریت را دارند. یک کامیون غولپیکر و شیطانی به رهبری این شورش برخاسته و به هر چیزی که سر راهش باشد حمله میکند. بازیگرانی چون امیلیو استوز، پت هیگن و لورا هارینگتون در نقش انسانهایی ایفای نقش میکنند که برای بقا در برابر این ماشینهای کشنده مبارزه میکنند. این فیلم با موسیقی متن به یادماندنی گروه AC/DC همراه است و فضایی پر از تعلیق و اکشن را خلق میکند.
خلاصه داستان: کارگردان درخشان بریتانیایی، درک جارمن، در سال ۱۹۸۶ شاهکاری سینمایی با عنوان «کاراواجیو» خلق کرد که زندگی پرتلاطم میکلانجلو مریسی دا کاراواجیو، نقاش انقلابی ایتالیایی قرن هفدهم را به تصویر میکشد. نیگل تری، در نقش کاراواجیو، با بازی هیجانانگیز خود، شخصیت پیچیده این هنرمند را به نمایش میگذارد که درگیر روابط عاشقانه آتشین با مدلهایش، به ویژه رانوچو (شان بین) و الئونورا (تیلدا سوئینتن)، میشود. فیلم با بهرهگیری از نورپردازی دراماتیک و ترکیب هنرمندانه عناصر مدرن و تاریخی، به کاوش در فرآیند خلاقانه نقاش میپردازد و تضاد بین زندگی پرحاشیه، فقر، عشق و اشتیاق سوزان او با دستاوردهای بینظیر هنریاش را آشکار میسازد. این اثر که در جشنواره فیلم برلین موفق به کسب جایزه شد، نه تنها یک زندگینامه سینمایی، بلکه تجربهای شاعرانه و بصری است که میراث جاودان کاراواجیو را گرامی میدارد.
خلاصه داستان: میک دانلدی، شکارچی افسانهای تمساح در دل طبیعت وحشی استرالیا، زندگی سادهای را در کنار بومیان منطقه میگذراند. یک روز، سو چارلستون، خبرنگار نیویورکی، برای تهیه گزارش دربارهٔ حملهٔ تمساح به او به استرالیا سفر میکند. پس از ملاقات با میک و مشاهدهٔ سبک زندگی منحصربهفرد او، سو تصمیم میگیرد او را با خود به نیویورک ببرد تا فرهنگ و تجربیاتش را در شهری بزرگ و مدرن به بوتهٔ آزمایش بگذارد. فیلم کمدی ماجراجویی «کروکودیل دوندی» محصول سال ۱۹۸۶ به کارگردانی پیتر فایمن و با بازی پل هوگان و لیندا کوزلوفسکی است که داستان مواجههٔ یک مرد بومی استرالیایی با تمدن شهری را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «پرتو سبز» (The Green Ray) فیلمی به کارگردانی اریک رومر در سال ۱۹۸۶ است که دلفین شریل در نقش اصلی آن ظاهر میشود. داستان دربارهٔ زن جوانی به نام دلفین است که در آستانهٔ تعطیلات تابستانی، دوستانش شهر را ترک کردهاند و او با احساس تنهایی و بیهدفی مواجه میشود. او به دنبال عشق و معنایی در زندگی خود میگردد و در این مسیر به سفرهای مختلفی میرود؛ از جمله به کوهستان، سواحل مدیترانه و در نهایت به ساحل بیاریتز. دلفین امیدوار است که بتواند پدیدهٔ نادر «پرتو سبز» را ببیند، پرتوی که در لحظهٔ غروب آفتاب ظاهر میشود و به باور برخی، به بینندهاش توانایی دیدن درون قلب خود و دیگران را میدهد. این فیلم که بخشی از مجموعهٔ «کمدیها و ضربالمثلها»ی رومر است، با نگاهی ظریف و دقیق به احساسات و تنهایی انسان مدرن، داستانی شاعرانه و تأملبرانگیز را روایت میکند.